اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٤٨
آنها تجّارى هستند كه نه تجارت و نه معامله، ايشان را از ياد خداوند باز نمىدارد و هرگاه وقت نماز فرا رسد، حقّ- عبوديّت- الهى را در آن- اوقات- ادا مىكنند.
ماجرايى كه در مورد يكى از اصحاب رسول خدا صلىاللّهعليهوآله اتّفاق افتاده نشان مىدهد كه اسلام تا چه اندازه حضور در مراسم نماز اوّل وقت را بر مبادلات پرسود اقتصادى ترجيح مىدهد:
وضع رقّتبار و فقيرانه يكى از اصحاب رسول خدا (ص) به نام سعد، كه در كنار گذرگاه مسجد سكونت داشت، مدّتها آن حضرت را اندوهگين مىساخت. تا اين كه روزى جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و ضمن تقديم دو درهم به ايشان عرض كرد: «اگر به خاطر فقر اين صحابى، نگران هستيد، اين دو درهم را به او بدهيد تا با آن تجارت كند.» رسول خدا (ص) در اوّلين ملاقات، دو درهم را به او عطا فرمود و دستور داد با آن تجارت كند. خداوند در مال او چنان بركتى قرار داد كه طىّ مدت كوتاهى، ثروت فراوانى به دست آورد. او در كنار درب مسجد محلّى را به عنوان تجارتخانه تعيين كرد و كارش رونقى روزافزون يافت. بتدريج چنان سرگرم مبادلات اقتصادى شد كه ديگر فرصت حضور در نماز جماعت را پيدا نمىكرد. گاهى رسول خدا (ص) به او مىفرمود: «اى سعد! اشتغال به دنيا تو را از نماز بازداشته!» او در پاسخ عرض مىكرد: «چه كنم! آيا اموالم را رها كنم؟! از كسى چيزى خريدهام كه بايد آن را از او تحويل بگيرم و به كسى چيزى فروختهام كه بايد آن را به او تحويل دهم!» محروميّت او از نماز اول وقت، دوباره رسول خدا (ص) را بيش از گذشته اندوهگين ساخت. باز هم جبرئيل بر آن حضرت فرود آمد و پرسيد: «كدام حالت را بيشتر برايش مىپسندى؟ حالت سابق را كه تهيدست بود، ولى در اوّل وقت پشت سر شما به نماز جماعت مىايستاد؟ يا حالت كنونى را كه ثروت دنيا توفيق نماز جماعت را از او سلب كرده؟» حضرت فرمود: «حالت سابق را!» جبرئيل عرض كرد: «در اين صورت آن دو درهم را از او پس بگيريد!» رسول خدا (ص) سعد را خواسته و به او فرمودند: «اى سعد! آيا خيال ندارى دو درهم ما را به ما برگردانى؟» عرض كرد: «حاضرم دويست درهم تقديم كنم.» حضرت فرمودند: «نه! همان دو درهم