اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٦٥
هرگاه همه افراد متمكّن به چنين اقدام شايستهاى دست يازند، چه بسا معضل اقتصادى به آسانى مرتفع گردد و كمبود كالاى مزبور از بين برود.
در عصر امام صادق عليهالسلام، نرخ گندم و نان در مدينه هر روز بالا مىرفت و اين امر موجب نگرانى مردم شده بود. برخى از توانگران آذوقه يك ساله خود را از قبل تهيّه كرده و از اين بابت خاطرى آسوده داشتند، ولى اكثر مردم به خاطر تنگدستى ناگزير بودند آذوقه خود را روز به روز تهيّه كنند.
روزى امام صادق عليهالسلام از وكيل خود كه «معتب» نام داشت، ميزان موجودى گندم در منزل را جويا شدند. معتب با خوشحالى عرض كرد: «به قدرى گندم داريم كه نياز چندين ماه را كفايت مىكند!» حضرت فرمود: «آنها را به بازار ببر و بفروش و در اختيار مردم بگذار!» معتب عرض كرد: «گندم در مدينه كمياب است و اگر اينها را بفروشيم ديگر نمىتوانيم دوباره به آسانى آن را خريدارى كنيم.» حضرت فرمود: «همين كه گفتم، همه را به بازار ببر و به مردم بفروش!» معتب دستور امام را اجرا كرد و گزارش آن را به عرض ايشان رسانيد. حضرت دستور دادند كه معتب از آن پس، گندم مورد نياز را روزانه تهيّه كند و سپس افزودند: «از اين پس بايد نان ما، نيمى از گندم و نيمى از جو تهيّه شود تا در پيشگاه الهى، مسأله اندازهگيرى را رعايت كرده باشيم.» «١» ١٤- پرهيز از تبانى بر گرانفروشى از جمله امورى كه در معاملات اقتصادى بشدّت از آن نكوهش شده، تبانى بر گرانفروشى است. پيش از اين در ستايش اكتفا به سود اندك، مطالبى ذكر شد كه خود به خود نكوهش از گرانفروشى را نيز در بر داشت. اينك بحث در اين است كه فروشندگان كالايى با هم متّحد شوند و قيمت كالا را به اتّفاق بالا ببرند و بر قيمت عادلانه آن چيزى، كم يا زياد، بيفزايند و چون مشترى به هر جا رجوع مىكند، قيمت را يكسان مىبيند،