اخلاق اقتصادى(ج1)

اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٢٥

فصل چهارم: اخلاق اقتصادى در مصرف‌ انسان موجودى متكامل است و در روند تكاملى خود ناگزير است، مواد، آلات و ادوات موجود در طبيعت را تصرّف كند و آنها را در راه نيل به اهداف خويش به خدمت بگيرد. اين تصرّف و استخدام مواهب الهى، در عالم طبيعت را، «مصرف» مى‌گويند.
مصرف اشياء، گاهى مستلزم استهلاك فورى آنهاست؛ مانند خوردن غذا و گاهى سبب فناى تدريجى آن، مانند فرسودگى لباس؛ از اين رو، در منابع اسلامى از «مصرف» گاهى به «استهلاك» و «فناء» و زمانى به «تمتّع» يا «استمتاع» به معناى بهره بردارى و به كارگيرى، تعبير شده است. و نيز از آنجا كه يكى از مصاديق بارز مصرف، «خوردن» مى‌باشد، گاهى در قرآن و روايات، از مصرف، به «أكل»، به معناى خوردن تعبير شده، مانند «أكل مال به باطل» يا «أكل مال يتيم» و روشن است كه در اين قبيل موارد، صِرف خوردن به تنهايى منظور نبوده و «أكل» به معناى هرگونه تصرّف ظالمانه و نادرست در اموال، اعمّ از خوردن و غير آن مى‌باشد.
الگوى مصرف از نظر اسلام‌ مصرف، در فرهنگ اسلامى، الگوى متغيّرى دارد، كه با شرايط و موقعيّتهاى مختلف زمانى و مكانى، تعيين و تثبيت مى‌شود. به اين معنا كه وضعيّت انسان در محيط و شرايطى كه عموم آحاد جامعه از رفاه نسبى برخوردارند و نيازمنديهاى ضرورى همگان، به خوراك، پوشاك، مسكن و ... در حدّ قابل قبولى فراهم شده، با وضعيّت همين فرد، در محيطى كه فقر اقتصادى و مالى بر نظام عمومى و اجتماعى آن حاكم است و مردم در تأمين نيازهاى اوّليّه زندگى خود با مشكل و كمبود مواجهند، متفاوت است.