اخلاق اقتصادى(ج1)

اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٣٨

قناعت در مصرف‌ قناعت در زمينه‌هاى گوناگون زندگى مادّى بشر، موضوعيّت دارد و «قناعت در مصرف» يكى از شاخصترين اين زمينه‌هاست.
تجربه نشان مى‌دهد كه همواره مقدار محدودى از امكانات مادّى، براى گذران آبرومندانه زندگى انسان در اين جهان، كافى است. بنابراين انسان، در درجه نخست، بايد بكوشد، تا آن مقدار از نيازمنديهاى ضرورى را كه بدون داشتن آنها نمى‌تواند، به طور نسبى زندگى آسوده‌اى داشته باشد، از راه حلال و مشروع، تهيّه و تأمين كند و آن را منطبق بر همان نيازمنديها، مصرف نمايد و مابقى همّ خود را در جهت تكامل معنوى خويش،- كه البته آن نيز از خدمت به بندگان خدا و اصلاح امور آنان منفك نيست-، قرار دهد. و در اين بين، اگر امكان تهيّه ثروتى بيش از اين مقدار برايش فراهم شد و خداوند به او گشايش و روزى بيشترى كرامت فرمود، در مصرف آن قناعت ورزد.
اسلام كوشيده است كه از سويى به تمايلات افزون طلبانه بشر، جهت بدهد و او را وادار سازد كه از اين نيروى مهمّ، تنها در كانال كسب ارزشهاى جاويدان استفاده كند و از تكاثر و تفاخر بپرهيزد و از سوى ديگر او را از مصارف غير ضرورى و بى‌رويّه بازداشته و به قناعت نمودن در مصرف پيرايه‌هاى ناپايدار زندگى مادى دعوت كرده است.
آيه‌اى از قرآن كريم، پوچى مظاهر زندگى مادّى را اين‌گونه به تصوير مى‌كشد:
«اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيوةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِى الْامْوالِ وَ الْاوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ، ثُمَّ يَهيجُ فَتَريهُ مُصْفَرّاً ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً ...» «١» بدانيد! زندگى دنيا، تنها بازى و سرگرمى و تجمّل پرستى و فخر فروشى در ميان شما و افزون طلبى در اموال و فرزندان است، همانند بارانى كه محصولش كشاورزان را در شگفتى‌ فرو مى‌برد، سپس خشك مى‌شود، به گونه‌اى كه آن را زردرنگ مى‌بينى، سپس تبديل به كاه مى‌شود! و آيه‌اى ديگر، رسول خدا صلى‌اللّه‌عليه‌واله را از چشم دوختن به متاع پرزرق و برق دنيوى كه خداوند، بنا به مصلحت، براى امتحان و به طور موقّت، در اختيار بعضى‌