اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٣٢
بار مقرّرات الهى، شانه خالى كنند. اينان، نعمتها را از سوى خدا نمىدانند و در نتيجه خود را نيز ملزم به شكر او نمىبينند، در برابر خداوند، طغيان مىكنند و عصيان مىورزند و پيامبران، معاد و ميزان را آشكارا انكار مىكنند. آيهاى از قرآن، مترفين را چنين توصيف مىكند:
«وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ، الَّذينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِلِقآءِ الْاخِرَةِ وَ أَتْرَفْنهُمْ فِى الْحَيوةِ الدُّنْيا، ما هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ ...» «١» اشرافيان خودخواه، از قوم او كه كافر شده و ديدار آخرت را تكذيب مىكردند و در زندگى دنيا به آنان ناز و نعمت داده بوديم، گفتند: «اين بشرى مثل شماست ...» قرآن در جاى ديگرى، در توصيف اصحاب شمال مىفرمايد:
«وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ... إِنَّهُمْ كانُوا قَبْلَ ذلِكَ مُتْرَفينَ وَ كانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظيمِ وَ كانُوا يَقُولُونَ أَئِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَءِنَّا لَمَبْعُوثُونَ» «٢» و اصحاب شمال (كسانى كه نامه اعمالشان به نشانه جرمشان به دست چپ آنها داده مىشود) ... آنها پيش از اين در دنيا، مست و مغرور نعمتها و تجمّلات بودند و بر گناهان بزرگ اصرار مىورزيدند و مىگفتند: «هنگامى كه ما مُرديم و خاك و استخوان شديم، آيا برانگيخته خواهيم شد؟.
در اينجا ممكن است، اين سؤال به ذهن خطور كند كه چطور اسلام، از سويى پيروان خود را به بهرهگيرى از تجمّلات زندگى توصيه مىكند و از سوى ديگر تجمّلگرايان را اين چنين به باد انتقاد مىگيرد؟
در پاسخ به اين سؤال بايد گفت، اسلام با رفاه و تجمّل، مخالف نيست. ليكن افراط در آن را نيز نمىپسندد. متأسّفانه بسيارى از مردم در اين قبيل موارد، از حدّ اعتدال خارج مىشوند و در مصرف آلات تجمّلى، ساختن خانههاى طاغوتى، پوشيدن لباسهاى فاخر و قيمتى، خوردن غذاهاى رنگارنگ، استفاده از اتومبيلهاى گران قيمت و ...، راه افراط را