اخلاق اقتصادى(ج1)

اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٧٩

«أَمَرَ اللَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالَى الْعِبادَ أَنْ يَكْتُبُوا بَيْنَهُمْ إِذا تَدايَنُوا أَو تَعامَلُوا الى‌ أَجَلٍ مُسَمّىً» «١» خداوند بندگانش را فرمان داده است كه هرگاه به هم قرض دادند يا معامله‌اى مدّت‌دار كردند،- آن را- بنويسند.
ضرورت مزبور اقتضا مى‌كند كه وقتى كسى تصميم به ورود در امور بازرگانى و اقتصادى دارد ابتدا تا حدودى با حساب و كتاب آشنا شود و دانش فنّى راجع به اين كار را فرا گيرد. توان يادگيرى دانش نوشتن و حساب كردن نعمتى ارزشمند است كه خداى متعال به خاطر اعطاى آن بر همه انسانها منّت گذاشته است.
امام صادق عليه‌السلام در اين باره مى‌فرمايد:
«مَنَّ اللَّهُ النَّاسَ بِرَّهُمْ وَ فاجِرَهُمْ بِالْكِتابِ وَالْحِسابِ وَ لَوْلا ذلِكَ لَتَغالَطُوا» خداوند بر همه مردم- اعمّ از- نيكوكار و بدكارشان، منّت نهاده است به- خاطر قدرت بر فراگيرى- نوشتن و حساب كردن و اگر اين چنين نبود، همه به اشتباه مى‌افتادند.
٢٩- بيگانه‌وار معامله كردن‌ بازار، مركز فعّاليّت اقتصادى همگانى است و عموم مردم در هر سطح از ديانت، فرهنگ، تعهّد، دانش و اخلاق در آن آمد و رفت دارند. در بازار، هر كس در انديشه تأمين نيازمنديهاى خويش است و هيچ‌گونه تضمينى وجود ندارد كه همگان، نيازهاى خود را از كانال صحيح و در چارچوب رعايت مقرّرات و حقوق ديگران تعقيب و تأمين كنند. به يقين در بازار افرادى يافت مى‌شوند كه به حقوق مشروع و قانونى خويش، قانع نبوده و با چهره‌ها و برنامه‌هاى گوناگون در صدد سودجويى و فريب ديگران بر مى‌آيند. يك بازارى مسلمان همان گونه كه خود، در پى ستم و احجاف به ديگران نيست، بايد طورى با مردم برخورد كند كه راه نفوذ و احجاف سودجويان را نيز بر خود ببندد.
در يكى از فرازهاى نخستين اين بحث گفته شد كه پيشواى بزرگوار اسلام امام جعفر