اخلاق اقتصادى(ج1)

اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٥٠

بازار كسى است كه- همواره- پيش از ديگران وارد بازار مى‌شود و آخرين فردى است كه از آن خارج مى‌گردد.
اسلام به پيروانش آموخته، كه خداوند كفيل روزى همه بندگان است و آنها فقط بايد در حدّ اعتدال به كار و تلاش بپردازند و نگرانى براى كسب درآمد و تهيّه روزى نبايد خللى در انجام تكاليف عبادى، اجتماعى، خانوادگى و ... آنان ايجاد كند.
امام حسن عسكرى عليه‌السلام مى‌فرمايد:
«لا يَشْغَلُكَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَلٍ مَفْرُوضٍ» «١» روزىِ ضمانت شده، تو را از انجام واجبات باز ندارد.
٦- پرهيز از معامله با فرومايگان‌ حرمت و آبرو، از گرانبهاترين نعمتهاى خداوند است، كه تمايل به آن ريشه در فطريّات بشرى دارد. انسان به مقتضاى فطرت، مايل است، همواره محترم و آبرومند زندگى كند. آيين مقدّس اسلام نيز اين نياز فطرى را محترم شمرده و پيروان خود را به حفظ آبروى خود و ديگران تشويق و از پرده‌درى و هتك حيثيّت يكديگر بازداشته است.
كسى كه مى‌خواهد در بازار به داد و ستد بپردازد، بيش از ساير مردم به داشتن آبرو و حيثيّت اجتماعى نيازمند است و اهميّت آبرو، برايش اگر از سرمايه نقدينه بيشتر نباشد، كمتر نيست. چرا كه عمده فعل و انفعالات تجارى و اقتصادى بازاريان بر پايه حسن اعتماد و وجهه اجتماعى صورت مى‌گيرد. معاشرت با افراد فرومايه و بى‌شخصيّت و معامله با آنان، آبرو و حيثيّت اجتماعى انسان را خدشه‌دار مى‌سازد و ارزش اجتماعى او را كاهش مى‌دهد. چه اين كه طبيعت امر تجارت اقتضا مى‌كند كه گاهى سرمايه نقد در دست انسان نباشد؛ به عنوان مثال، كالايش فروش نمى‌رود، يا بهاى كالاى فروخته شده به موقع به او مسترد نمى‌شود، به هر حال او ناچار مى‌شود بازپرداخت ديون خود را