اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٤٣
اى گروه تجّار، اوّل فقه (فراگيرى احكام تجارت)، سپس تجارت! (و اين جمله را سه بار تكرار فرمود.)
امام صادق عليهالسلام نيز مىفرمايد:
«مَنْ ارادَ التِّجارَةَ فَلْيَتَفَقَّهْ فى دينِهِ، لِيَعْلَمَ بِذلِكَ ما يَحِلُّ لَهُ مِمَّا يُحَرَّمُ عَلَيْهِ، وَ مَنْ لَمْ يَتَفَقَّهْ فى دينِهِ ثُمَّ اتَّجَرَ تَوَرَّطَ فِى الشُّبَهاتِ» «١» هر كس بخواهد بازرگانى كند، بايد با احكام دينش- در مورد تجارت- آشنا شود، تا حلال و حرام را از هم تشخيص دهد، و كسى كه پيش از اين فراگيرى، به امر بازرگانى مبادرت كند، در ورطه شبهات فرو خواهد افتاد.
٢- دعا و توكّل بر خدا گر چه فعاليّتهاى اقتصادى براى قوام و بقاى زندگى اجتماعى لازم است و چنانكه ذكر شد، آيين مقدّس اسلام آن را به عنوان مقدّمهاى براى رسيدن به رفاه، امنيّت و كمال انسانى به رسميّت مىشناسد. ليكن وجود غرايزى از قبيل خوددوستى، دنياگرايى، حرص، بخل و حسد از درون و جاذبههاى فريبنده مادّى از بيرون ممكن است، آدمى را در معرض خطر لغزش و انحراف قرار دهند و ارزشهاى موقّت و اعتبارى مادّى را آنچنان در نظرش بزرگ كنند كه براى رسيدن به مطامع مزبور از مسير حق و انسانيّت منحرف گردد و زندگى سعادتمندانه اخروى را فداى لذّتهاى زودگذر دنيوى كند.
در اين ميان، كسانى كه سرگرم مبادلات اقتصادى بوده و بيشتر با پول و كالا و سود و سرمايه، سر و كار دارند، مورد تهديد بيشترى هستند و هر لحظه ممكن است، برق طمع در نهاد ضميرشان جستن كند و جاذبه ثروت بيشتر، چشمشان را خيره سازد.
از اين رو، شايسته است، هر بار كه انسان براى تلاش اقتصادى، قدم در بازار مىگذارد، از خدا كمك بخواهد، خود و ايمانش را به او بسپارد و بر او توكّل كند. روايات متعدّدى در اين خصوص از پيشوايان بزرگوار اسلام نقل شده، ايشان ضمن توصيه