اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٩٦
«الْمالُ مادَّةُ الشَّهَواتِ» «١» دارايى، خمير مايه شهوتهاست.
برخى از مفاسدى كه تكاثر در پى دارد، بدين شرح است:
١- طغيان و سركشى: نفس امّاره انسان، ظرفيتى محدود دارد و با احساس استغنا و بىنيازى، سر به طغيان برمىدارد و در برابرِ خدا، دين و خرد، گردنفرازى مىكند. اين واقعيت را قرآن چنين بيان مىكند:
«... انَّ الْانْسانَ لَيَطْغى انْ رَآهُ اسْتَغْنى» «٢» همانا انسان- وقتى خود را بىنياز ديد- سركشى مىكند.
مترفان و مرفّهان بىدرد نيز- كه همواره در برابر نهضت انبيا و حركتهاى اصلاحى و انقلابهاى مردمى، قد علم مىكردند- بر فراوانى ثروت و نفرات خويش تكيه داشتند؛ «وَ ما ارْسَلْنا فى قَرْيَةٍ مِنْ نَذيرٍ الَّا قالَ مُتْرَفُوها انَّا بِما ارْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ وَ قالُوا نَحْنُ اكْثَرُ امْوالًا وَ اوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبينَ» «٣» در هيچ قريهاى پيامبرى نفرستاديم جز آنكه مترفانش گفتند: ما به آنچه شما آوردهايد، كافريم و نيز گفتند؛ ما بيش از شما ثروت و فرزند داريم و تحت (فشار و) شكنجه هم قرار نخواهيم گرفت.
امام راحل (ره) حتى اندازه سركشى را در گرو مقدار ثروت مىداند و مىفرمايد:
«... وضع روحى همه انسانها اين طور است كه تا يك استغنايى پيدا مىكند، طغيان پيدا مىكند، استغناى مالى پيدا مىكند به حسب همان مقدار طغيان پيدا مىكند ... اينها هر چه پيدا بكنند، طغيانشان زيادتر خواهد شد و بال اين مال و اين منال و اين مقام و اين جاه و اين مسنداز چيزهايىاست كه موجب گرفتاريهاىانسان است در اينجا و بيشتر در آنجا ...» «٤»