اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٩٥
انباشتن آنچه كه برايت نمىپايد و تو نيز برايش نمىمانى، بزرگترين نادانى است.
٤- نفاق: امير مؤمنان عليهالسلام، ضمن تشريح نفاق، اركان و فروع آن، «طمع» را يكى از اركان اصلى نفاق بيان مىكند كه خود نيز چهار شاخه دارد و يكى از آنها «تكاثر» است. سپس مىفرمايد:
«التَّكاثُرُ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ شُغْلٌ وَاسْتِبْدالُ الَّذى هُوَ ادْنى بِالَّذى هُوَ خَيْرٌ ...» «١» «زراندوزى» همان ياوه، بازيچه، سرگرمى و انتخاب پَستى به جاى نيكى است! زشتيها و تباهيها انباشتن ثروت، بدون غرض عقلايى، كارى بيهوده و زيان آفرين است و به قيمت از دست دادن عمر، تمام مىشود و اين بيمارى با يافتن دارو- كه همان ثروت است- روز به روز شديدتر و كشندهتر مىگردد و ثروت پرست، هر چه بيشتر مىيابد، بيشتر مىخواهد و هرگز سير نمىشود ... تا مرگش فرا رسد.
علاوه بر آن، همواره اشك يتيمان و آه مستمندان، بنيان زندگى و ثروت او را تهديد مىكند، چرا كه همواره ستم و زرپرستى صاحبان زور و ثروت، سبب درويشى و درماندگى آنان شده و به تعبير مولاى متقيان (ع):
«انَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ فَرَضَ فى امْوالِ الْاغْنِياءِ اقْواتَ الْفُقَراءِ فَما جاعَ فَقيرٌ الَّا بِما مَنَعَ غَنىٌّ ...» «٢» خداوند بزرگ، روزى مستمندان را در ثروت اغنيا واجب كرده و هيچ فقيرى گرسنه نمىماند جز به سبب خوددارى غنى (از پرداخت حقوق واجب خويش.)
اضافه بر اينها ثروت اندوزى به خودى خود مفسدهانگيز و رذالت خيز است و تباهيهاى بيشمارى مىآفريند. امام على عليهالسلام، در سخنى ظريف و حكيمانه، ثروت را منشأ اصلى همه خواهشهاى نفسانى مىداند و مىفرمايد: