اخلاق اقتصادى(ج1)

اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٦٠

«عِلَّةُ تَحْريمِ الرِّبا انَّما نَهَى اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَنْهُ، لِما فيهِ مِنْ فَسادِ الْامْوالِ، لِانَّ الْانْسانَ اذَا اشْتَرَى الدِّرْهَم بِدِرْهَمَيْنِ، كانَ ثَمَنُ الدِّرْهَمِ دِرْهَماً وَ ثَمَنُ الْاخَرِ باطِلًا، فَبَيْعُ الرِّبا وَ شَرائُهُ وَكْسٌ عَلى‌ كُلِّ حالٍ عَلَى الْمُشْتَرى‌ وَ عَلَى الْبائِعِ ...» «١» علّت تحريم ربا، و اين كه خداوند از آن نهى فرموده اين است كه ربا مايه تباهى اموال است.
زيرا انسان اگر يك درهم را به دو درهم بخرد، بهاى درهم، درهم است و بهاى درهم ديگر باطل- و ناحق- است. پس خريد و فروش ربوى در هر حال براى خريدار و فروشنده زيانبار است در زيانبار بودن مبادلات ربوى براى ربا دهنده ترديدى نيست؛ زيرا به روشنى مى‌توان پيش‌بينى كرد كه در ارتباط با يك سرمايه دار ربا خوار، دهها نفر پس از چند سال زمينگير و از هستى ساقط مى‌شوند. ليكن چگونه مى‌توان نابودى و زيان را براى شخص ربا خوار- چنان كه حضرت رضا عليه‌السلام به آن اشاره فرموده- ثابت كرد؟ چه اين كه در معاملات ربوى، مال ربا خوار نه تنها نابود نمى‌شود، بلكه به ظاهر رشد مى‌يابد و افزون مى‌گردد.
پاسخ اين است كه ربا موجب شيوع فساد مالى، ركود اقتصادى و كندى توليد مى‌شود. وقتى ربا بر تار و پود اقتصاد جامعه‌اى حاكم شد، ارزشهاى معنوى بتدريج بى‌فروغ مى‌گردد، ثروتمندان از صرف مال خود در راه خير خوددارى مى‌كنند، مردم ديگر چيزى به هم قرض نمى‌دهند و چنان فريفته سود و ثروت دنيوى مى‌شوند كه براى رسيدن به آن، از ظلم و فساد دريغ نمى‌ورزند. بديهى است زيان ناشى از اين آشفته بازار و افول ستاره ارزشهاى معنوى، گريبان ربا خواران جامعه را نيز خواهد گرفت.
از اين گذشته ربا خوارى موجب سستى بنيان عواطف و پيوندهاى اجتماعى شده، بذر كينه و دشمنى را در دلها مى‌پاشد. به اين معنا كه بدهكار، رباخوار را عامل همه بدبختيهاى خود مى‌شمارد. او گرچه در اثر نياز مادّى، خود را ناگزير از پرداخت مبلغى به عنوان ربا مى‌بيند، ليكن رفته رفته، فشار پنجه ربا خوار را بر گلوى خود احساس مى‌ كند، كينه او را به دل مى‌گيرد و تشنه خون او مى‌شود.