اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٤٩
را بده!» سعد آن را تقديم كرد و در مدّت كوتاهى دوباره به حال اوّل برگشت. «١» ٥- پرهيز از زود به بازار رفتن و دير بازگشتن انسان در زندگى، حقوقى بر عهده دارد كه بايد آنها را ادا كند، حقّ خدا كه بايد ساعاتى از وقت خويش را به عبادت او بپردازد، حق همسر و فرزندان كه بايد اوقاتى را با آنها بگذراند و به تمشيت امور خانواده و تربيت فرزندانش همّت گمارد، حق پدر و مادر، كه بايد به آنان خدمت كند و از خود خشنودشان سازد، حق خويشاوندان، كه بايد از ايشان سركشى و احوالپرسى كند، حق همسايگان، حق بيماران و ... در اين ميان، همواره بايد فرصتى را نيز صرف استراحت، تغذيه، تفريح، مطالعه، بهداشت و ديگر امور شخصى خود كند، تا قواى از دست رفتهاش تجديد شود و براى تلاشهاى بعدى نيرو بگيرد.
فرصت محدود عمر بايد طورى تقسيم شود كه انسان بتواند همه اين حقوق را حداقل تا اندازه رفع تكليف ادا كند. كسى كه تمام همّ خود را و همه فرصتش را صرف تلاش براى كسب درآمد بيشتر مىكند و از سپيده سحر تا ديروقت شب، بىوقفه در طلب روزى است به طور طبيعى از اداى ساير وظايف باز مىماند. از اين رو، اسلام پيروان خود را از زود به بازار رفتن و دير بازگشتن منع كرده و كسانى را كه قبل از همه وارد بازار مىشوند و بعد از همه از آن خارج مىگردند مورد نكوهش شديد قرار داده است.
در روايتى چنين آمده، كه روزى رسول خدا صلىاللّهعليهوآله از جبرئيل پرسيد:
«فَاىُّ الْبِقاعِ ابْغَضُ الَى اللَّهِ تَعالى؟ قالَ الْاسْواقُ! وَ ابْغَضُ اهْلِها الَيْهِ اوَّلُهُمْ دُخُولًا الَيْها وَ اخِرُهُمْ خُرُوجاً مِنْها» «٢» كدام سرزمينها در پيشگاه خدا از همه منفورتر است؟ او پاسخ داد: بازارها! «٣» و بدترين اهل