اخلاق اقتصادى(ج1)

اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٧٦

كردم. امام براى تنزيل قيمت، قدرى پافشارى كرد. من هم مقاومت كردم و قيمت را پايين نياوردم. سرانجام من كالا را به امام فروختم و حضرت- به نشانه قطعيّت معامله- دستم را فشرد. من عرض كردم: «فدايت شوم! من به اين دليل بر قيمت پيشنهادى خودم اصرار ورزيدم كه بدانم چانه زدن و اصرار ورزيدن در هنگام معامله تا چه اندازه جايز و سزاوار است. اكنون ده دينار از قيمت مزبور را براى شما تخفيف مى‌دهم. امام فرمود:
«هَيْهاتَ! الَّا كانَ هذا قَبْلَ الضِّمْنَةِ. أَما بَلَغَكَ قَوْلُ رَسُولِ اللَّهِ- صَلَّى‌اللَّه‌عَلَيْهِ‌والِهِ-: الْوَ ضيعَةُ بَعْدَ الضِّمْنَةِ حَرامٌ؟» «١» هرگز!- نمى‌پذيرم- مگر اين كه اين- تخفيف- قبل از معامله بود. آيا سخن رسول خدا (ص) به تو نرسيده است- كه فرمود-: تخفيف گرفتن بعد از قطعى شدن معامله جايز نيست؟
البته فقهاى بزرگوار، حرمت ذكر شده در اين روايت را حمل بر كراهت مى‌كنند؛ زيرا وقتى به هر شكل رضايت فروشنده براى تنزيل قيمت تأمين شود، جايى براى حرمت باقى نمى‌ماند.
علاوه بر آنچه ذكر شد در روايات اسلامى، در خصوص برخى معاملات به پرهيز از چانه زدن و پرداخت پول بى‌دريغ توصيه و تصريح شده است. اين امور عبارتند از: خريد قربانى، كرايه سفر حج، خريد كفن، خريد برده «٢» و شايد بتوان گفت هر چيز مقدّس و داراى ارزش معنوى.
از اين توصيه چ اخلاق اقتصادى(ج‌١) ٨١ ٢٩ - بيگانه‌وار معامله كردن ص : ٧٩ نين استفاده مى‌شود كه اسلام مى‌خواهد به پيروانش توجّه دهد كه ارزش امور معنوى بسيار بالاتر از آن است كه انسان بخواهد آنها را با پول و زخارف مادّى بسنجد و براى آن قيمت مادّى تعيين كند.
٢٦- اقاله نادم (پذيرش فسخ معامله)
خريد و فروش از عقود لازمه است و پس از انجام معامله هيچيك از طرفين نمى‌تواند