اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٧٤
٢٤- هشيارى در هنگام معامله كسانى كه طرف معامله انسان واقع مىشوند همه صالح نيستند، بنابراين همه معاملات هم بر پايه صدق و خلوص استوار نيستند. چه بسا افرادى درصدد فريب انسان برآيند و بخواهند بهگونهاى او را مغبون سازند. البتّه روشن است كه اگر انسان در معاملهاى مغبون شد يا جنسى را به شرط سالم بودن خريد و بعد معيوب از كار درآمد، خيار غبن يا عيب پيدا مىكند و مىتواند معامله را فسخ كند يا به جاى جنس معيوب، از فروشنده، جنس سالم بخواهد. ليكن علاوه بر اين كه هميشه، زمينه براى استفاده از خيار يا تعويض كالا فراهم نيست، در خود اين امور نيز زيانهايى از قبيل صرف وقت و هزينه حمل و نقل و اياب و ذهاب و ... متوجّه انسان مىشود كه اغلب، جبران پذير نيست. چه بسا فروشنده زير بار نرود و كار به محكمه و قاضى كشيده شود، كه آن نيز گرفتاريهاى خاصّ خود را خواهد داشت. پس چه بهتر كه انسان در لحظه معامله با دقّت و بصيرت عمل كند تا با زيان و ندامت بعدى رو به رو نشود.
در روايتى آمده كه روزى ابوحنيفه بر امام صادق عليهالسلام خرده گرفت به اين كه:
«رفتار ديروز شما در فلان مغازه مردم را به تعجّب وا مىداشت؛ زيرا بسيار دقّت مىكرديد كه جنس خوب بگيريد و پول اضافى نپردازيد! حضرت در پاسخ فرمودند:
«وَ ما لِلَّهِ مِنَ الرِّضا أَنْ اغْبَنَ فى مالى» «١» خداوند نمىپسندد كه من- بيهوده- در مال خودم مغبون شوم.
همچنين حضرت رضا عليهالسلام ضمن توجّه دادن مردم به هشيارى در هنگام معامله، اين پندار غلط را كه اگر انسان بر اثر سهلانگارى و ندانم كارى، در معاملهاى زيان ببيند يا مغبون شود، خداوند زيان او را با اجر اخروى جبران خواهد كرد، خطا دانسته، مىفرمايد:
«الْمَغْبُونُ لا مَحْمُودٌ وَ لا مَأْجُورٌ» «٢»