اخلاق اقتصادى(ج1)

اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٦٦

ناگزير در برابر گرانى تسليم مى‌شود و آن را مى‌خرد.
متأسفانه، اين پديده ناهنجار در ميان تجّار و كسبه زمان ما نيز، كم و بيش، مشاهده مى‌شود به ويژه در نقاطى كه كسبه يك صنف، در يك نقطه مجتمع هستند.
براى تبيين بهتر ديدگاه اسلام در اين خصوص به ذكر يك نمونه از تاريخ اسلام بسنده مى‌كنيم:
امام صادق عليه‌السلام به يكى از خدمتگزارانش به نام «مصادف» هزار دينار پرداخت و به او فرمود، آماده سفر تجارتى به مصر شو؛ زيرا عائله من زياد شده و نياز به درآمد بيشتر دارم. مصادف، با پول امام كالايى تهيّه كرد و همراه گروهى از تجّار رهسپار مصر شد. اين گروه وقتى به نزديكى مصر رسيدند، با كاروانى برخورد كردند كه به تازگى از مسير خارج شده بود. از آنان درباره وضعيّت بازار مصر و موقعيّت كالاى خود در آن پرسيدند و معلوم شد، كالاى تجارتى ايشان كه از نيازهاى عمومى مردم بود، در بازارهاى مصر ناياب است و مشترى فراوان دارد.
مصادف و همراهانش با درك موقعيّت خاصّى كه در آن قرار گرفته بودند هم‌سوگند شدند كه هيچ كس كالايش را كمتر از دو برابر قيمت خريد نفروشد. آنها پس از فروش كالاى تجارتى و جمع‌آورى سود و سرمايه به مدينه بازگشتند.
مصادف خدمت امام صادق عليه‌السلا اخلاق اقتصادى(ج‌١) ٧١ ٢٠ - بيان عيوب كالا و پرهيز از پوشاندن آن ص : ٧١ م رسيد، در حالى كه دو كيسه پول همراه داشت و محتواى هر كيسه هزار دينار بود. او هر دو كيسه را خدمت حضرت نهاد و عرض كرد: «فدايت شوم، يكى اصل سرمايه و ديگرى سود آن است.» حضرت فرمود: «اين سود بسيارى است. چگونه آن را به دست آورده‌اى؟!» مصادف تمامى ماجرا را براى امام (ع) شرح داد و اين كه چگونه با هم، هم‌سوگند شدند و به آسانى سود سرشارى به دست آوردند! حضرت با ناراحتى فرمود:
«سُبْحانَ اللَّه! به زيان مردمى مسلمان با هم، هم‌سوگند مى‌شويد كه متاع خويش را جز به دوبرابر قيمت خريد نفروشيد؟»