اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٤٥
يُصيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ » «١» و اگر خداوند،- براى امتحان يا كيفر گناه- زيانى به تو رساند، هيچ كس جز او آن را برطرف نمىسازد و اگر اراده خيرى براى تو كند، هيچ كس مانع فضل او نخواهد شد، آن را به هر كس از بندگانش بخواهد مىرساند ٣- ياد خدا و مرگ در آستانه انجام يك تخلّف، اگر انسان بداند كه ديگرى او را مىبيند و اعمالش را زير نظر دارد، از او حيا مىكند و چه بسا آن خلاف را انجام ندهد. در اينجا هر قدر، مقام و منزلت آن بيننده بالاتر و مهمتر باشد، ميزان شرمندگى مرتكب خلاف بيشتر و احتمال صرف نظر كردن او از انجام يا ادامه كار ناشايست، افزونتر خواهد شد.
همچنين انسان هر اندازه گرسنه باشد، اگر بداند غذاى گوارايى كه در دسترس او قرار گرفته، مسموم است و خوردن آن موجب مرگ او مىشود، از آن غذا نخواهد خورد.
زمانى انسان مبادرت به خوردن غذاى مسموم مىكند كه از وجود سمّ در غذا بىاطّلاع يا غافل باشد.
با توجّه به دو مثال فوق به روشنى مىتوان دريافت كه وقتى انسان در هنگام مبادله كالا به اين واقعيّت روشن و بديهى توجّه داشته باشد كه همه ريز و درشت آنچه مىكند، در محضر و منظر خداست و خداوند حتّى از اسرار و نيّتهايى كه در قلبش مىگذرد آگاه است، ديگر بعيد است در معامله با ديگران به آنان خيانت كند و نيز چنانچه باور داشته باشد كه اگر ذرّهاى از حقوق و اموال ديگران را به ناحق تصرف كند، يا موجب شود كه حقّى از كسى پايمال گردد، اين كار نادرست در قيامت، موجبات تباهى و بدبختى او را فراهم خواهد ساخت از اموال حرام بشدّت پرهيز مىكند.
انسان، زمانى در معامله با ديگران دچار لغزش مىشود و به آنان خيانت مىكند كه خدا را ناظر اعمال خويش نداند و او را از ياد ببرد، يا از قيامت و حساب دقيق الهى در