اخلاق اقتصادى(ج1)

اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٣٥

علّامه طباطبايى در اين باره مى‌نويسد:
«جامعه بشرى براى خود شخصيّتى واحد دارد كه مالك همه اموال روى زمين است و خداوند زندگى اين شخصيّت واحد را به وسيله اين اموال تأمين مى‌كند. پس بر اين شخصيّت لازم است كه آن را در معرض رشد و ترقى قرار دهد و با كسب و تجارت آن را به جريان اندازد تا به همه مردم كفاف دهد. بدين منظور بايد در ارتزاق از آن حدّ اعتدال و ميانه روى را پيش گيرد و آن را از ضايع شدن و فساد حفظ كند. «١» جنگلهاى طبيعى و پرورشى، مراتع و زمينهاى كشاورزى و درختان ميوه‌دار، از منابع مهمّ اقتصادى است كه نقش تعيين كننده‌اى در زندگى انسان دارد. حضرت على‌عليه‌السلام مى‌فرمايد:
خداوند به مردمان فرمان داده است كه زمين را آباد كنند تا از روييدنيهاى [گوناگون‌]، ميوه‌ها و ديگر موادّى كه از دل زمين مى‌رويد، زندگى آنان تأمين شود. «٢» و اين در زمانى امكان پذير است كه از زمين، درختها و جنگلها با اصول صحيح استفاده شود و مردم آنها را سرمايه مهم تلقى كنند و در نگهدارى و بهره‌بردارى آنها شيوه درستى اتّخاذ نمايند و در اين باره، پيشوايان دينى خود را الگو قرار دهند كه چگونه در توسعه و حراست باغات و مزارع مى‌كوشيدند و از آنها استفاده بهينه مى‌كردند؛ امير مؤمنان (ع) در ضمن نامه‌اى فرزندش امام حسن مجتبى (ع) را متصدى املاك خويش تعيين مى‌كند و در پايان مى‌نويسد:
«وَ يَشْتَرِطُ عَلَى الَّذى‌ يَجْعَلُهُ الَيْهِ انْ يَتْرُكَ الْمالَ عَلى‌ اصُولِهِ وَ يُنْفِقَ مِنْ ثَمَرِهِ حَيْثُ امِرَ بِهِ وَ هُدِىَ لَهُ، وَ انْ لا يَبيعَ مِنْ اوْلادِ نَخيلِ هذِهِ الْقُرى‌ وَ دِيَّةً حَتَّى تُشْكِلَ ارْضُها غِراساً» «٣» بر كسى كه تصدّى اين امور را بر عهده دارد شرط مى‌كند، اين مال را همچنانكه هست به‌