اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٥٣
فلسفه تحريم و توبيخ علاوه بر مخالفت دين، خرد و فطرت با حيف و ميل مال يتيم، علل گوناگون ديگرى بر محكوميت و ممنوعيت اين پديده شوم صحّه مىگذارد كه تعدادى از آنها را از زبان حضرت رضا (ع) بيان مىكنيم:
١- «وقتى انسان، مال يتيمى را به ستم بخورد، به نيستى و نابودى او كمك كرده، چرا كه يتيم، توان اداره امور خويش را ندارد و كسى هم نيست كه در سرپرستى از او، جانشين پدر و مادرش شود (جز همين ثروتى كه برايش باقى مانده) حال، اگر كسى اموالش را به ناحق، از كف او خارج كند، در واقع يتيم را از هستى ساقط و در وادى فقر و مسكنت رها كرده است.» ٢- «خداوند آن را تحريم كرده و برايش عقوبت تعيين نموده است.» ٣- «يتيم پس از رشد عقلى و درك اوضاع، خواه ناخواه به فكر انتقامجويى مىافتد و از اين طريق، كينه و خشم و نفرت [از غاصب اموالش] فزونى مىيابد و سرانجام به نابودى هر دوى آنها منجر مىشود.» «١» علاوه بر آنچه ياد شد، خوردن مال يتيم، يُمن و بركت را از زندگى مىبرد و آثار حرامخوارى را- كه در بخش پيش برشمرديم- در پى مىآورد و روحيه عبادت و قرب الىاللّه را از انسان مىگيرد و او را در رديف ستمگران قرار مىدهد، كه فرجام سختى، علاوه بر آتش دوزخ، در انتظار اوست. به داستان زير توجه فرماييد:
امير مؤمنان عليهالسلام به چشم درد سختى مبتلا بود، به گونهاى كه وقتى رسول خدا صلّىاللهعليهوآله به عيادت او رفت، از شدّت درد، فرياد مىكشيد. پيامبر (ص) به او فرمود: بىتابى مىكنى يا خيلى درد مىكشى؟ پاسخ داد: تا كنون به چنين دردى مبتلا نشده بودم! پيامبر (ص)- براى اينكه حضرت على (ع) دردش را فراموش كند- فرمود:
وقتى فرشته مرگ، براى قبض روح كافر فرود مىآيد، با سيخى آتشين، جان او را مىگيرد و دوزخ نيز نعره مىكشد! حضرت على (ع) با شنيدن اين سخنان، منظم نشست و گفت:
اى رسول خدا، اين حديث را برايم تكرار كن كه درد خود را فراموش كردم! سپس