اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٤٢
برسد كه بتواند با زهد و قناعت زندگى كند، بسى بهتر و به سعادت نزديكتر است و در سير و سلوك معنوى، پروازش سبكبارتر خواهد بود. ليكن اگر نتوانست خود را به چنين مرحلهاى برساند، خوب است، حدّاقل در بهرهگيرى از نعمتهاى الهى در اين جهان جانب اعتدال و قوام را از دست ندهد.
«قوام» ميزانى است كه اسلام براى مصرف اموال تعيين فرموده و به معناى حدّ وسط مىباشد. در دو سوى «قوام»، «اسراف» و «تقتير» قرار دارد كه هر دو ممنوع است. به اين معنا كه انسان در مصرف نعمتهاى الهى، نه مجاز است، بر خود و خانوادهاش چنان سخت بگيرد، كه زندگى، دشوار و تحمّل ناپذير شود و نه حقّ دارد در مصارف خود، مرتكب اسراف و تبذير گردد.
آياتى از قرآن كريم اين حقيقت را به روشنى بيان فرموده است. خداوند در بيان ويژگيهاى بندگان صالح خود مىفرمايد:
«وَالَّذينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً» «١» و كسانى كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف مىنمايند و نه سختگيرى؛ بلكه در ميان اين دو حد، حدّ اعتدالى دارند.
فهم بهتر معناى قوام موقوف است بر اين كه معناى «اسراف» و «اقتار» به درستى و روشنى معلوم شود.
الف- اسراف و تبذير: اسراف به معناى زيادهروى و تجاوز از حد است و دانشمندان اخلاق، اسراف در مصرف اموال را به معناى مصرف نمودن مال بيش از حدّ شايستگى و نياز مصرف كننده و نيز مصرف مال در راه معصيت خداوند دانستهاند. «٢» «تبذير» نيز از ريشه «بذر» به معناى پراكندن و پاشيدن دانه است و اين تعبير، نوعى استعاره است براى كسى كه مال خود را تباه و ضايع و به اصطلاح ريخت و پاش مىكند. اموال و داراييها، امانتهايى الهى هستند كه براى صلاح و بقاى جوامع بشرى در اختيار انسانها قرار