اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٢٣
- پس از مهاجرت مسلمانان مكه به مدينه، انصار با روى باز از آنان استقبال كردند و دار و ندار خويش را برادرانه با مهاجران تقسيم كردند و نمونه زيباى مواسات و تربيت اسلامى را به منصه ظهور گذاشتند، آنان از محل سكونت گرفته تا اثاث منزل، محصول زراعت، درآمد و ابزار كار را با برادران مهاجر خود تقسيم كردند و چشمداشتى جز رضاى الهى نداشتند.
ضرورت احيا چنانكه اشارت رفت، سرنوشت ايمان با مواسات گره خورده و تا اين اصل گرانسنگ در جامعه اسلامى پياده نشود، ايمان كامل نيز به دست نمىآيد و به همين دليل رهبران اسلام از مواساتبه عنوانيك حق- كهاداى آن واجب است- ياد كردهاند؛ امام صادق عليهالسلام مىفرمايد:
«انَّ مِنْ حَقِّ الْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ الْمَوَدَّةَ لَهُ فى صَدْرِهِ وَالْمُواساةَ لَهُ فى مالِهِ» «١» بىگمان، اين حق مؤمن بر مؤمن است كه او را در دل دوست بدارد و در ثروتش سهيم كند.
بدون ترديد، وضعيت كُشنده اقتصادى امروز، چه در جهان سرمايهدارى و چه در ميان كشورهاى اسلامى، حتّى در جمهورى اسلامى، هنوز ايدهآل اسلام و مورد رضايت خداوند نيست و هرگز اسلام اجازه نمىدهد كه عدّهاى اندك، هر روز بر هزينههاى سرسامآور زندگى خود بيفزايند و پس از آن همه اسراف و تبذير باز هم ثروت خويش را افزون كنند، ولى اكثريت جامعه همواره با فقر و تنگدستى، دست و پنجه نرم كند و دغدغه «زير خط فقر زندگى كردن» را تا لب گور يدك بكشد! اسلام از پيروان آگاه و درد آشناى خويش پيمان گرفته كه اين شكاف ناهنجار ضد دينى و ضد انسانى را تحمّل نكنند، همان گونه كه امام على عليهالسلام در خطبه شقشقيه مىفرمايد:
«خداوند از عالمان پيمان گرفته كه در برابر شكمبارگى ستمگر و گرسنگى ستمديده، ساكت ننشينند.» «٢» پس، آنان كه ساكت نشستهاند، يا عالم نيستند، يا پيمان الهى را زير پا گذاشتهاند و در هر دو صورت دو گروه، مسلمان واقعى- يعنى شيعه- نيستند، چنانكه همان حضرت به