اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١١٤
مىكنند كه خود نشانگر زشتى بيش از اندازه آن است. بخل و تنگ چشمى از دلِ بيمار و مغزِ معيوب سرچشمه مىگيرد و خلاف فطرت انسانى است و نمىتواند مورد قبول دين و خرد قرار گيرد، قرآن، ديدگاه كلّى خود را نسبت به اين خصلت ناپسند چنين بيان مىكند:
«... وَاللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ الَّذينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ ...» «١» خداوند، هيچ گردنفراز خيالپرداز و فخر فروشى را دوست ندارد؛ آنان كه بخل مىورزند و مردم را بدان، امر مىكنند.
در ضمن، اشاره كرده كه ريشه بخل، گردنفرازى خيالپردازانه و فخر فروشى ابلهانه است كه آنها نيز از دلبستگى به دنيا و غرور سرچشمه مىگيرند.
بخيل اگر با چنين خصلتى، زندگى را به پايان برد، قطعاً روى رستگارى را نخواهد ديد، به همين دليل در آيهاى ديگر مىفرمايد:
«... وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَاولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» «٢» هر كس از بخل شديد خويش در امان بماند، چنين كسانى رستگارند.
پيشوايان معصوم (ع) نيز در روايات بيشمارى به بدگويى و تشريح پيامدهاى ناهنجار بخل پرداختهاند كه تبيين آن همه روايت، خود كتاب مستقلّى مىطلبد، به طور نمونه:
امام هادى عليهالسلام، تنگ چشمى را زشتترين خُلق دانسته، مىفرمايد:
«الْبُخْلُ اذَمُّ الْاخْلاقِ» «٣» بخل، بدترين خصلت است.
حضرت على (ع) نيز مىفرمايد: