آشنايى با تفاسير و مفسران - علامی، ابوالفضل؛ فرقانی، قرت الله؛ حسینی، على - الصفحة ٩٢
تأليف) از تفسير ابوالفتوح گرفته شده است، بدين معنا كه مطالب وموضوعات آن گاهى عين عبارات تفسير رازى بوده و گاه با تغيير بسيار جزئى و تغيير عبارت و گاهى تلخيص از تفسير ابوالفتوح رازى است. شايد هدف مؤلف از اين كار، ارائه تفسيرى به زبان فارسى و بدور از تفصيل بوده است، تا مورد استفاده عموم مردم قرار گيرد. ابوالمحاسن در آغاز كتاب سبب تأليف خود را چنين مىنويسد:
«تفاسير اصحاب، آنچه به عربى است عوام را از آن بهرهاى نيست و آنچه به زبان فارسى است بعضى كه اختصارى دارد از فايده عارى است و آنچه مطوّل است در او اعراب و لغت و اشتقاق و قرائت قرّاء و اختلاف مفسّران از بس كه آوردهاند عوام در مطالعه آن سرگشته و حيران مىمانند و از فايده آن بىنصيب مىشوند» «١» هنر صاحب اين تفسير، تنها در تلخيص زيباى تفسير ابوالفتوح نيست بلكه بكار بردن نثر شيوا و جذّاب نيز بر نيكويى اين تفسير چندين برابر افزوده است. در اينجا به عنوان نمونه يك قسمت از نثر ادبى آن، كه در تفسير آيه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشْرى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ ...» «٢» كه شأن نزول آن خوابيدن على عليه السلام بجاى پيامبر صلى الله عليه و آله در ليلةالمبيت است، آورده ميشود:
«رسول صلى الله عليه و آله از ميان جمله صحابه على را اختيار كرد تا بدانند كه مقام او، او را شايسته بود در شب غار، انامَهُ مَنامَهُ، در روز تبوك اقامَه مَقامَه، آن شبش بر بستر خود، اين روزش بر منبر خود، به علمش منبر داد، به شجاعتش بستر داد. آن شبش گفت: جز تو كس پاى ايشان ندارد. اين روزش گفت: جز تو كس جاى من ندارد. پاى كه بر مهر نبوت نهد چون به منبر صاحب نبوت رسد منبر ازو بنازد و محراب از او ببالد. آنجا كه ديگران از منبر و محراب لاف زنند، محراب و منبر بدو فخر كنند اگر عبادت كرد، لِلّه كرد و اگر جهاد كرد، فى الله و اگر نان داد، لوجه الله و اگر جان داد، ابتغاء مرضات الله.» «٣»