آشنايى با تفاسير و مفسران - علامی، ابوالفضل؛ فرقانی، قرت الله؛ حسینی، على - الصفحة ٤٣
معارفى كه از صحابه فراگرفته بودند و با اظهار نظر و اجتهاد در آيات، در چند حوزه درسى به تفسير قرآن كريم پرداختند.
مشخّصات تفسيرى اين دوره ١- طريقه تابعين در تفسير، همان روش صحابه بود. آنان نيز در تفسير آيات بيشتر به روايات تكيه مىكردند. البته هر شاگردى به روايات مربوط به استاد خود استناد مىجست.
٢- وارد شدن مقدار زيادى از اسرائيليّات، به معارف اسلامى و مطالب تفسيرى كه از طريق مسلمان شدن تعداد زيادى از اهل كتاب مانند عبدالله بن سلام و كعب الاحبار، سرچشمه گرفته بود و در اطراف موضوعاتى همچون آفرينش انسان، داستانهاى گذشتگان به ويژه سرگذشت پيامبران و امتهايشان دور مى زد. اين مطالب بدون ارزيابى، بررسى و انتقاد به ميان مطالب تفسيرى راه يافت.
٣- هر چند اختلاف مذهبى، بعد از وفات رسول خدا آغاز شد ولى مىتوان گفت اثر گذارى آن در تفسير، به اين دوره بر مىگردد چنانكه قتاده از مفسران اين دوره به «قَدَرى مذهب» بودن مشهور شده و گروهى، تفسير او را به همين علّت نپذيرفتند. «١» ٤- شروع تفسير به رأى از اين دوره بوده است، هر چند اكثر مفسران از تفسير به رأى خوددارى كرده و تنها به نقل روايات بسنده مىكردند ولى درمورد برخى همچون «مجاهد»، «عطاء»، «زيد بن اسلم»، «قتاده» و اكثر مفسران كوفه نوشتهاند كه از تفسير به رأى امتناعى نداشتند. «٢» مكتبهاى تفسيرى تابعين مفسران تابعين، به سه دسته تقسيم مىشوند:
١- شاگردان ابن عباس.
٢- شاگردان ابىّ بن كعب.
٣- شاگردان ابن مسعود.