آشنايى با تفاسير و مفسران - علامی، ابوالفضل؛ فرقانی، قرت الله؛ حسینی، على - الصفحة ٥٨
روش طبرى در تفسير: طبرى در ابتداى تفسير خود، طى مقدمهاى مفصل و طولانى، برخى از مسايل علوم قرآنى را مورد بحث قرار داده است. او در اين فصول، بحثهايى مانند: وحدت، معانى قرآن با معانى زبان عربى، حديث نزول قرآن بر هفت حرف، راههاى شناخت تأويل قرآن، ممنوعيت تفسير به رأى، مفسران از صحابه و ... را مورد دقت قرار داده و به اظهار نظر پرداخته است.
پس از اين مقدمه، تفسير قرآن را آغاز كرده است. او درشروع تفسير هر سوره از نام سورهها سخن گفته و علت نامگذارى را بيان كرده است. روش او اين گونه بوده كه پس از بيان آيه يا آياتى از قرآن، در بحثى با عنوان «القول فى تأويل القرآن» و مانند آن به تفسير آيات پرداخته و در تفسيرش به قول صحابه و تابعين استشهاد مىكند. او معتقد است كه در هر مورد بايد به روايات وارد شده از صحابه و تابعين رجوع نمود و از تفسير به رأى بطور مستقل و بدون در نظر گرفتن روايات دورى گزيد. طبرى هر چند از مباحث عقلى نيز در تفسير خود بهره جسته است امّا در تعارض بين اقوال، حتى در معارف دينى، مهمترين معيار ارزيابى او صِرف حديث است؛ او حديث غير معصوم را همانند خبر معصوم مىپندارد و بسيارى از احاديث كه مايه ترجيح اجتهادى اوست، اخبارى است كه از صحابه نقل شده است. در حالى كه هر گز سخن صحابى ميزان سنجش آرا و اقوال در معارف دينى نخواهد بود.
نشانه حديث مدارى طبرى آن است كه در ذيل آيات مربوط به معارف كه حديث كمى وارد شده است، او نيز بحث بسيار كوتاهى دارد، مانند آيه «لَوْكانَ فيهِماالِهَةٌ الَّا اللّه لَفَسَدَتا» «١» و نظاير آن كه اثرى در تحقيقهاى عقلى در ذيل اين گونه آيات به جز اشارهاى گذرا يافت نمىشوند. «٢» طبرى در ذكر روايات، ملتزم به آوردن اسانيد روايات است، ليكن در اكثر موارد به بررسى اين سندها از نظر صحت و سقم نپرداخته و تنها در موارد اندكى به نقد راويان حديث پرداخته است.