آشنايى با تفاسير و مفسران

آشنايى با تفاسير و مفسران - علامی، ابوالفضل؛ فرقانی، قرت الله؛ حسینی، على - الصفحة ٣٤

ذهبى پس از نقل كلام سيوطى، تنها از اميرالمؤمنين على (ع)، ابن عباس، ابن مسعود و ابى بن كعب به عنوان كسانى كه روايات زيادى از آنها در مورد تفسير نقل شده، ياد كرده و به شرح حال آنها پرداخته است.
سپس درباره شش نفر ديگر مى‌گويد، با وجود شهرتشان در تفسير، روايات بسيار كمى ازآنها در اين رابطه وارد شده و ما از بحث درباره آنها خوددارى مى‌كنيم. «١» سيوطى در خصوص ابوبكر مى‌گويد: از ابوبكر چيزى در مورد تفسير به ياد ندارم، مگر آثار بسيار كمى كه از ده تا تجاوز نمى‌كند. «٢» مفسران معروف صحابه‌ اكنون به معرفى تعدادى از مفسران صحابه كه در علم تفسير شهرت يافته‌اند مى‌پردازيم و بر خلاف علماى اهل سنت كه در معرفى آنان از حضرت على عليه السلام نام مى‌برند، ما آن حضرت را به دليل معصوم بودن از جهت علمى و عملى و اين كه آن حضرت تمام علوم را از پيامبر صلى الله عليه و آله دريافت داشته، جزو مفسران عادى قلمداد ننموده و تفسير ايشان را در رديف تفسير پيامبر صلى الله عليه و آله ميدانيم و سخن را از ديگر مفسران آغاز مى‌كنيم.
در مورد مقام و منزلت حضرت على عليه السلام درباره قرآن و تفسير آن همين بس كه خداوند او را در بردارنده علم الكتاب دانسته، مى‌فرمايد:
«وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفى باللَّهِ شَهيداً بَيْنى‌ وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» «٣» كافران مى‌گويند، تو فرستاده (خدا) نيستى، بگو گواهى خداوند و كسى كه دانش كتاب (علم الكتاب) نزد اوست بين من و شما كافى است.
منظور از كتاب، قرآن كريم است كه در بردارنده علوم اولين و آخرين مى‌باشد و تمام‌