آشنايى با تفاسير و مفسران - علامی، ابوالفضل؛ فرقانی، قرت الله؛ حسینی، على - الصفحة ١١٧
است. او پيام آيات را با تدبّر در آيات ديگر، روشن ميسازد و جايى كه نياز به نشان دادن مصداقهاى آيات باشد. به وسيله خواصى كه خود آيات به دست مىدهند، آنها را مشخص مىسازد.
علامه، علت اين جهتگيرى خود را در تفسير قرآن به قرآن، چنين ترسيم مى كند كه اگر قرآن «تِبْياناً لِكُلِّ شَىْءٍ» «١» يعنى بيان كننده و روشنگر همه چيز است، چگونه ممكن است در تبيين خود ناقص بوده و به ديگرى نياز داشته باشد؟ اگر در حريم خودش نقصى داشته باشد، نمىتواند مبيّن و روشنگر معارف ديگر باشد. علامه اين روش را برگرفته از شيوه پيامبر صلى الله عليه و آله واهل بيت او (كه آنان نيز مقام معلّمى و تفسير قرآن را دارا هستند) مىداند. «٢» الميزان، بهترين تفسير: پس از انتشار مجلدات الميزان، دانشمندان زيادى سخن به مدح آن گشوده و برخى آن را بىنظير و در نوع خود بىرقيب دانستهاند. به عنوان نمونه به دو مورد اشاره ميشود:
شهيد مطهرى (ره) دراين باره چنين مىگويد:
«من مىتوانم ادعاكنم كه اين تفسير ... بهترين تفسيرى است كه در ميان شيعه و سنى از صدر اسلام تا امروز نوشته شده است.» «٣» ايشان در جاى ديگر مىگويد:
«تفسير الميزان علامه طباطبائى را مردم ما ٦٠ و يا ١٠٠ سال ديگر مىفهمند كه چيست؟» «٤» از مفسّر و محقق انديشمند، شيخ محمدجواد مغنيه نقل شده كه:
«از وقتى الميزان به دست من رسيده است، كتابخانه من تعطيل شده و پيوسته روى ميز مطالعه من الميزان است.» «٥»