آشنايى با تفاسير و مفسران - علامی، ابوالفضل؛ فرقانی، قرت الله؛ حسینی، على - الصفحة ١١٨
روش تدوين: ايشان در ابتداى تفسيرشان، مقدمهاى ذكر كردهاند. در اين مقدمه به معناى تفسير و سير تاريخى آن از عصر نزول قرآن تاكنون اشاره نموده و نقايص كار مفسّران گذشته را به گونهاى كلى بيان كردهاند. در پايان اين مقدمه، سبك تفسير خود را كه تفسير قرآن به قرآن مىباشد مطرح نموده و به توضيح آن پرداختهاند.
روش علامه طباطبائى (ره) در تفسير آيات بدين گونه بوده كه در شروع تفسير سورهها، ابتدا مكّى و مدنى بودن سوره و شماره آيات آن را تعيين كرده، آنگاه فرازى از آيات را كه ارتباط تنگاتنگى با يكديگر دارند، مطرح مىكند. ذيل آيات، تحت عنوان «بيان» به تبيين و تفسير و محتواى آيات مىپردازد، پس از آن با عنوان «بحث روايى» احاديث و رواياتى كه در ذيل آيات آمده نقل كرده، به نقد و بررسى مىپردازد و آنجا كه نظرى دارد، رأى خود را اظهار مىكند.
بين عنوانهاى «بيان» و «بحث روايى» مباحث موضوعى متناسب با آيات كه بطور جامع، مطرح شده فراوان به چشم مىخورد. جامعيت مطالب، با شيوه اختصار از ويژگيهاى نوشته مرحوم علامه ميباشد كه در سراسر الميزان نمايان است.
جامع بودن الميزان: آنچه تفسير الميزان را از ديگر تفاسير ممتاز نموده، يكى روش تفسيرى اين كتاب است كه همان روش تفسير قرآن به قرآن ميباشد. روشى كه هر چند برخى از مفسران گذشته نيز مدنظرشان بوده و مىخواستهاند در تفاسير خود از آن بهره برند، امّا كمتر موفق به اين كار و آن هم در اين سطح شدهاند. مطلب ديگر استحكام و اتقان مباحث و استدلالهاى مطرح شده در الميزان است. از آنجا كه مؤلف عاليقدر آن، علاوه بر علوم رايج مربوط به تفسير، در مباحث عقلى نيز استاد فن بوده است، در تنظيم منطقى مباحث و استدلال در مباحث كلامى و غير آن بناى محكمى را بنيان نهاده است.
امّا آنچه علاوه بر موارد فوق، سبب جامعيت الميزان گرديده، وجود مباحثى است كه علامه طباطبائى (ره) پس از بيان آيات در طى فصول مختلف و عناوينى چون بحثهاى تاريخى، اجتماعى، اخلاقى، فلسفى، علمى و روايى آورده است. اين مباحث گاهى به اختصار و گاهى با تفصيل كامل در طى چند فصل آمدهاند.
براى نمونه به عناوين چند بحث اشاره ميشود.