آشنايى با تفاسير و مفسران - علامی، ابوالفضل؛ فرقانی، قرت الله؛ حسینی، على - الصفحة ٦٦
نمىپردازد و بدون تحقيق قانع نمى شود. «تبيان» راهنمايى است كه من از پرتو انوار آن بهره مىگيرم و به شيوه آن در اين كتاب (مجمعالبيان) گام برمىدارم و قلم مىزنم.» «١» شيوه تفسيرى: روش شيخ در اين تفسير مانند بيشتر تفاسير قبل از زمان خودش، تنها مبتنى بر نقل روايات نيست، بلكه او در تفسير قرآن از مرز نقل روايات و تبيين لغات فراتر رفته، به نقل، نقد و تحليل نظريات و روايات بر اساس اصول عقلى پرداخته است.
دو محور اساسى در تفسير شيخ را مىتوان جامعيت وى در گردآورى علوم مربوط به تفسير و پاسخ به شبهات كافران و منحرفان دانست. شيخ در بخش اول چنان به بحث پرداخته كه تفسير وى جامع علوم قرآنى در زمينه لغت، قرائت، اعراب، بيان، ناسخ و منسوخ، اسباب نزول و ... گشته است. در مورد پاسخگويى به شبهات منحرفان و مخالفان نيز آن گونه وارد بحث شده كه برخى تفسير او را، يك تفسير كلامى قلمداد كردهاند. البته علت اين امر آن است كه در قرن چهارم و پنجم، مجالس بحث و مناظره كلامى و تبادل آراى فرقهاى بالا گرفته بود و تفاسير گوناگون كلامى توسط سردمداران مذاهب كلامى نگاشته مىشد. اين زمينه باعث گرديد كه شيخ در تفسير خود براى پاسخ گويى به اين مباحث، بطور مبسوط به طرح مسايل كلامى پرداخته و موضع بر حق شيعه را در برابر عقايد اشاعره، معتزله، مجسّمه، مشبّهه، حشويه، مرجئه و بسيارى از گروههاى ديگر بيان نمايد.
شيخ (ره) در اين تفسير از اقوال مفسران و روايات تفسيرى، آنچه را كه مورد اجماع يا متواتر است، آورده و از نقل قولهاى شاذ و يا روايات آحاد خوددارى ورزيده است.
خودش در اين باره مىگويد:
«در تفسير آيات، تقليد مفسران جايز نيست، بلكه بايد قولى را برگزيد كه مورد اجماع مفسران باشد و به واسطه اجماع، پيروى از آن لازم گردد. زيرا برخى از مفسران داراى شيوهاى مطلوب بودند. همانند، ابن عباس و ... و برخى از شيوه نادرست پيروى كردند مانند ابى صالح، سدى و ...؛ اين در طبقه نخستين. امّا متأخران هر كدام مذهب خود را يارى رساندهاند و آيات را برآن اساس تأويل كردهاند كه براى هيچ كس تقليد هيچ كدام از آنان روا