آشنايى با تفاسير و مفسران - علامی، ابوالفضل؛ فرقانی، قرت الله؛ حسینی، على - الصفحة ٧٧
/ «استواء خداوند بر عرش، درقرآن است و مرا بدين ايمان است، تأويل نجويم كه تأويل در اين باب، طغيان است، ظاهر قبول كنم و باطن تسليم. اين اعتقاد سنّيان است و نادر يافته به جان پذيرفته، طريقت ايشان است. ايمان من سمعى است، شرع من خبرى است. معرفت من يافتنى است.» «١» همچنين توجه فراوان ميبدى به نقل روايات بدون داشتن نظر نقّادانه عقلى باعث شده تا اسرائيليات فراوانى به تفسير وى راه يافته و از اهميت تفسير وى كاسته گردد.
عرفان ميبدى: نوبت سوم تفسير كشف الاسرار كه مطابق ذوق صوفيه است، از تفسير متعارف فراتر رفته است و با جداسازى اين بخش از بخشهاى ديگر، مرز بين تفسير و تأويل را باز شناسانده است.
ميبدى كه از اهل سنت و اصحاب حديث است تفسير را موقوف بر گفتار رسول اكرم صلى الله عليه و آله و مفسران پيشين مىداند، اما تأويل را كه حمل آيه است بر معناى غير ظاهر به شرط موافقت با كتاب و سنت بر علما ممنوع نمىداند. از اين رو، گاه در نوبت سوم چون شاعرى خيال پرداز يا نويسندهاى آزادانديش (نه محدّثى اشعرى مذهب و تنگنظر) نظريات و دريافتهاى لطيف خود را از سخن خداوند شرح مىدهد. او در اين بخش، بيانى گرم و شيوا دارد، كه خالى از تأويلات بعيد نمىباشد. «٢» متذكر مىشويم كه هرچند نوبتهاى اول و دوم اين تفسير نيز داراى نكات ادبى بسيارى است امّا آنچه موجب شده تا اديبان به اين تفسير با شوقى خاص رو آورند، بلاغت ادبى آن در نوبت سوم است. در اين قسمت، مؤلف با نثرى مسجّع و موزون و با ذوقى سرشار و با جملاتى خوشآهنگ و بليغ و اشعارى دلنشين و سخنانى نغز به ويژه از خواجه عبدالله انصارى تفسيرش را دلپذير ساخته و خوانندگان را به وجد و سرور مىآورد.
جلوههاى ارادت به اهل بيت: از جاى جاى اين تفسير اظهار علاقه و شيفتگى ميبدى