آشنايى با تفاسير و مفسران - علامی، ابوالفضل؛ فرقانی، قرت الله؛ حسینی، على - الصفحة ٢٤
قرار گرفت. از جمله اولين كسانى كه تفسير را به صورت دانش جداگانه و به گونهاى منظم، طبق ترتيب سورههاى قرآنى، به رشته تحرير درآوردند، مى توان به افراد زير اشاره كرد. ابن ماجه، ابن جرير طبرى، ابوبكر منذر نيشابورى، ابن ابى حاتم، ابن حيّان، حاكم، ابوبكر بن مردويه» «١» مشربهاى تفسيرى تا اين زمان، تفاسير بيشتر جنبه نقلى داشت و تفاسيرى نظير تفسير ابن جرير طبرى كه علاوه بر نقل روايات تفسيرى به استدلال و برگزيدن برخى نظريات تفسيرى پرداخته باشد، اندك بود. ولى از اين زمان به بعد با توجه به گسترش دامنه فتوحات اسلامى و راه يافتن عقايد و آثار كلامى ديگران در حوزه انديشه اسلامى و برخورد متقابل و گاهى اثرپذيرى مسلمانان از افكار بيگانگان، تفكرات فلسفى جديدى به حوزه اسلام داخل شد. اين مسائل سبب گرديد كه مفسران براى اثبات عقايد خويش، در تفسير قرآن نيز داراى ديدگاههاى خاص گرديده و آيات را مطابق نظرو رأى خود تفسير نمايند.
تفاسيرى مانند تفسير كشاف از زمخشرى معتزلى و تفسير كبير از فخر رازى اشعرى مذهب نمونههايى از اين تفاسير مىباشند. برخى نيز با نفوذ افكار تصوّف مآبانه به حوزه انديشه اسلامى، در تفاسير خود به اينسو جهت گيرى كردند و به تفسير باطنى روى آوردند.
برخى ديگر به تناسب معلومات و علاقه خ آشنايى باتفاسير و مفسران ٣٦ كسب فيض از رسول خدا(ص)
ص : ٣٥ ود به علوم خاصى چون ادبيات، فقه، تاريخ و قصص قرآنى، در تفسير خود، به آيات خاصى را مورد تفسير قرار داده و يا از آن جنبه به تفسير قرآن نگريستند.
سير تدوين تفسير همچنان ادامه پيدا كرد و هر كدام از دانشمندان اسلامى، اعم از شيعه و سنّى به تناسب دانش و معلومات، علاقه و اوضاع زمانى خويش به نوعى از تفسير متمايل شدند. البته برخى مفسران نيز درتفسير خويش به يك جنبه اكتفا نكردند و سعى نمودند تفسيرى جامع ارائه دهند. در درسهاى آينده نمونه هايى از هركدام معرفى خواهد گرديد.