آشنايى با تفاسير و مفسران - علامی، ابوالفضل؛ فرقانی، قرت الله؛ حسینی، على - الصفحة ٢٣
پس از رحلت پيامبر گرامى اسلام، برخى از صحابه به تبعيت از آن حضرت و با استفاده از بيانات و علوم حضرت على عليه السلام به امر تفسير قرآن همت گماردند. تفسير آنان، بيشتر در محدوده ادبيات، شأن نزول و توضيحات مختصر درباره برخى از آيات و بطور شفاهى بوده پس از آنان نيز تابعين كه شاگردان آنان بودند، امر تفسير را پى گرفته و با همان روش صحابه و تنها با اضافه كردن روايات بيشتر سير تفسير را ادامه دادند.
آغاز تدوين دانش تفسير دانش تفسير، همزمان با تدوين حديث در نيمه اول قرن دوم تدوين گرديد. اين زمان مصادف با پايان حكومت بنى اميه و آغاز حكومت بنى عباس بود. تا قبل از اين زمان به دليل منع خلفا از نوشتن حديث، نوشتن احاديث تفسيرى نيز ممنوع بود و تنها احاديثى به يادگار مى ماند كه سينه به سينه نقل شده و حفظ گشته بود. در اين زمان با رفع ممنوعيت از نوشتن حديث، پژوهشگران اسلامى به فكر ثبت احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله برآمدند و در پى اين انديشه، برخى از آنان رنج سفرهاى طولانى و مشقت بار را برخود هموار ساخته و به جمعآورى احاديث پرداختهاند، در ضمن اين عمل، احاديث تفسيرى نيز به عنوان بابى مستقل در كتابهاى حديثى نوشته شد. از آن پس اهتمام مسلمانان به تفسير شدت يافت و به تدريج كتابهاى تفسير بر مبناى تفسير نقلى مدوّن گشت.
برخىاز كسانى كه در اين دوره به تدوين تفسير پرداختهاند عبارتند از: يزيد بن هارون سلمى (وفات: ١١٧ ه. ق) شعبه بن حجاج (وفات: ١٦٠ ه. ق) وكيع بن جراح (وفات ١٩٧ ه. ق) شعبان بن عيينه (وفات ١٩٨ ه. ق) «١» «اما از نيمه دوم قرن سوم هجرى، به تدريج، علم تفسير از ديگر علوم اسلامى جداشد. به اين معنا كه پيش از اين تاريخ، همه مسائل در چهارچوب قرآن و سنت مطرح شده، تفسير قرآن گذرگاه تمام مسائل اسلامى محسوب مى گرديد؛ ولى از اواخر قرن سوم، تفسير قرآن مستقيماً و مستقلًا تدوين گرديد و صرف نظر از تنوع محتواى قرآن، كشف معانى و مفاهيم آيات قرآن و فهم مقاصد آن به طور مستقل مورد بحث و بررسى