دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٢٦١

ث
جلد: ١٦
     
شماره مقاله:٦٢٦١


تِئون١، نامی یونانی که در متون دوران اسلامی به صورتهای ثاون و ثائون و ثاؤن ضبط شده است. در جهان اسلام دست‌کم دو تن از فلاسفه و دانشمندان یونانی به این نام شناخته بوده‌اند:
١. تئون ازمیری٢، ریاضی‌دان و فیلسوف یونانی، از مردم ازمیر در آسیای صغیر. عموماً او را همان تئونی می‌دانند که بطلمیوس در مجسطی (ص٤٦٩-٤٧١) از او به عنوان ریاضی‌دان نام برده، و گفته است که در ١٢٩ و ١٣٠ و ١٣٢م زهره و مریخ را رصد کرده، و نتایج رصدهای خود را در اختیار او نهاده است (مثلاً «دائرة المعارف...٣»، XII(١)/٣٧٤؛ اشتاین اشنایدر، ١٧؛ «زندگی‌نامه... ٤»، XIII/٣٢٥). اگر این نظر درست باشد، اوج علمی تئون را باید در نیمۀ اول سدۀ ٢م، در زمان امپراتوری هادریانوس (١١٧-١٣٨م) دانست. دوستی و همکاری او با بطلمیوس نشان می‌دهد که او در این زمان در اسکندریه می‌زیسته است. اما نویگباور («تاریخ...٥»، ٨٣٥) در اینکه تئونِ معاصر بطلمیوس همان تئونِ ازمیری باشد، تردید کرده است.
بر روی مجسمۀ نیم‌تنۀ تئون که در ازمیر کشف شده، و متعلق به زمان هادریانوس است، عبارت «تئون فیلسوف افلاطونی» نقش شده است («دائرة‌المعارف»، همانجا). بنا‌براین، می‌توان او را همان «ثاون المتعصب لفلاطن» دانست که ابن‌ندیم از او در زمرۀ «فیلسوفان طبیعی‌ای که نه زمانشان را می‌دانیم و نه مراتبشان را می‌شناسیم» نام برده، و به او کتابی «در ترتیب

قرائت آثار افلاطون و نام‌نوشته‌های او» نسبت داده است (ص
٣١٥). ابن‌ندیم به این کتاب، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم دسترسی داشته، زیرا مطالبی از آن دربارۀ زندگی افلاطون و نام برخی از آثار او و دسته‌بندی آنها در گروههای چهارتایی، معروف به «رابوع» نقل کرده است (ص ٣٠٦؛ نیز قفطی، ١٧-١٨). واژۀ اخیر که ترجمۀ عربی واژۀ یونانی «تترالوگیا٦» است، نشانۀ اصالت این نقل قول است؛ با این حال، سخن ابن‌ندیم از بی‌دقتی خالی نیست، زیرا همۀ آثار افلاطون در دسته‌های چهارتایی مرتب نشده‌اند. قفطی در وصف شخصی به نام «لَیبَلون» مطالبی بسیار نزدیک به نوشتۀ ابن‌ندیم دربارۀ ثاون آورده (ص ٢٦٨)، و لیپرت در حاشیۀ همان صفحه حدس زده که این لیبلون احیاناً تصحیف «لثاؤن» است و منظور همان تئون ازمیری است.
از تئون ازمیری تنها یک اثر با عنوان «آنچه از ریاضیات برای خواندن آثار افلاطون باید دانست» باقی مانده که بیشتر کتابی است راهنما برای دانشجویان فلسفه و کمتر مطلب ریاضی تازه‌ای، حتى در آنچه به افلاطون مربوط می‌شود، دربر دارد («زندگی‌نامه»، همانجا). ارزش این کتاب در منقولات آن از متون قدیم‌تر و از جمله تاریخچه‌ای است که ائودموس٧، شاگرد ارسطو از هندسه فراهم کرده بوده، و اکنون از میان رفته است (همانجا؛ دربارۀ یکی از این منقولات‌، نک‌ : هیث، «نجوم...٨»، مقدمه، ٣٧). این اثر به احتمال زیاد غیر از کتابی است که ابن‌ندیم از آن نام برده که نه اصل یونانی آن در دست است و نه در جای دیگری به تئون منسوب شده است. ابن‌ندیم جزو شرحهای مقولات (قاطیغوریاسِ) ارسطو از شرح «شخصی به نام ثاون» نام برده است که به سریانی و عربی موجود بوده است (ص٣٠٩؛ نک‌ : حاجی‌خلیفه، ٦/٩٧؛ قفطی، ٣٥). چون از میان دانشورانی که در دوران باستان تئون نام داشته‌اند، تنها کسی که به فلسفه شهرت داشته، همین تئون ازمیری است (نک‌ ‌: «دائرة‌المعارف»، همانجا)، ممکن است این شرح از همو باشد، هرچند در منابع دیگر چنین کتابی به تئون نسبت داده نشده است. ابن‌ عبری این تئون را با تئون اسکندرانی (نک‌ ‌: دنبالۀ مقاله) اشتباه کرده، و در احوال افلاطون، بعد از نقل مطالبی نزدیک به آنچه ابن‌ندیم از تئون افلاطونی نقل کرده، نوشته است که «تئون اسکندرانی برای او ٣٣ کتاب برشمرده است» (ص ٩٠).
١. Theon ٢. Theon of Smyrna ٣. Der neue... ٤. Dictionary… ٥. A History… ٦. tetralogia ٧. Eudemus ٨. Greek... ٩. Theon of Alexandria
٢. تئون اسکندرانی٩، ریاضی‌دان و منجم یونانی، از مردم اسکندریه. وی در همین شهر به تعلیم نجوم و ریاضیات اشتغال داشت («دائرة‌المعارف»، XII(١)/٣٧٦). تئون در دانشنامه‌ای


بیزانسی به نام سودا١ که منبع اطلاع راجع به بسیاری از دانشمندان اسکندرانی است و در قرن ١٠م/٤ق نوشته شده،
«مصری» (Αίγύπτιος) نامیده شده است (لیپرت، ٣٩؛ نیز نک‌ : قفطی، ١٠٨: ثاؤن الاسکندرانی المصری المهندس)، اما از اینجا نمی‌توان استنباط کرد که او نژاد مصری داشته است (نویگباور، «تاریخ»، ٥٦٢).
تاریخ تولد و مرگ تئون درست معلوم نیست. نویسندۀ دانشنامۀ سودا وی را «فیلسوف» و معاصر پاپوس اسکندرانی (ه‌ م) دانسته است (نک‌ : جونز، ١). همچنین می‌دانیم که تئون در ٣٦٤م دو گرفت را در اسکندریه رصد کرده، و دخترش هوپاتیا٢ ــ که او نیز فیلسوف و ریاضی‌دان بوده ــ در ٤١٥م به دست عوام‌مسیحی کشته شده است؛ نیز می‌دانیم که او در زمان مرگ دخترش زنده نبوده است («دائرة‌المعارف»، همانجا). بنابر این، می‌توان زمان مرگ تئون را در حدود سال ٤٠٠م و دوران کمال او را حدود سال ٣٧٠م دانست (نویگباور، همان، ٥). ابن‌ عبری این تئون را با تئون ازمیری (یا تئون معاصر بطلمیوس) اشتباه کرده، و از اینکه نام تئون در مجسطی و نام بطلمیوس در قانون تئون آمده (نک‌ : دنبالۀ مقاله)، به‌خطا نتیجه گرفته است که این دو معاصر بوده‌اند (ص ١٢٣). تئون ریاضی‌دانی نوآور نبود، و اهمیت او بیشتر به سبب شرحهایی است که بر برخی از آثار مهم نجوم و ریاضیات یونانی نوشته، و نیز تحریرهایی که از برخی دیگر از این آثار فراهم آورده است. با این حال، آثار او بر تحول بعدی ریاضیات و نجوم تأثیر عظیمی داشته‌اند.
نجوم:‌ مهم‌ترین آثار نجومی تئون شرح او بر مجسطی و دو شرح او بر «جدولهای آسان» بطلمیوس (ه‌ م) و نیز رسالۀ او دربارۀ اسطـرلاب است. بخشهایـی از شـرح مجسطـی او ــ که ظاهراً از درسهای او فراهم آمده، و به نوعی تکمیل و توضیح شرح پاپوس اسکندرانی است ــ از میان رفته، اما بخش عمدۀ آن باقی است («دائرة‌المعارف»، XII(١)/٣٧٦-٣٧٧). مقالات اول تا چهارم این شرح را رُم و همۀ بخشهای باقی‌ماندۀ آن را گرینائوس منتشر کرده است (نک‌ : مل‌ ، رم، نیز تئون اسکندرانی، «بطلمیوس...٣»). تئون در شرح بزرگ خود بر «جدولهای آسان»، نه تنها راه استفاده از این جداول را بیان کرده، بلکه روش ساختن آنها را نیز شرح داده است («دائرة‌المعارف»، همانجا). شرح بزرگ تئون بر «جدولهای آسان» را موژونه و تیئون، و شرح کوچک او را یک بار هِملا و بار دیگر تیئون همراه با ترجمۀ فرانسوی منتشر کرده‌اند (نک‌ : تئون اسکندرانی، «شرح بزرگ...٤»، «شرح کوچک...٥»‌).
از این ٣ اثر تئون ظاهراً شرح او بر مجسطی وشرح بزرگ او

بر «جدولهای آسان» در دوران اسلامی شناخته نبوده است، اما شرح کوچک او بر «جدولهای آسان» را به نام «قانون» می‌شناخته‌اند؛ زیرا مسعودی ( التنبیه...، ١٢٩) جزو کتابهای بطلمیوس، و در کنار مجسطی از کتابی به نام «قانون» نام برده است که تئون اسکندرانی بر آن شرح نوشته بوده است؛ و از اینجا معلوم می‌شود که منظور از کتاب «قانون» بطلمیوس همان «جدولهای آسان» و منظور از قانونی که در بسیاری از منابع دوران اسلامی به تئون نسبت داده شده، همان شرح او بر «جدولهای آسان» است. از سوی دیگر، صاعد اندلسی (ص١٩٨) موضوع این کتاب را بیان مختصر تعدیل ستارگان و تقویم آنها بر حسب رأی بطلمیوسیان دانسته، و گفته است که تئون در این کتاب حساب حرکت اقبال و ادبار را بر حسب نظر اصحاب طلسمات افزوده است. یعقوبی نیز این کتاب را که موضوع آن علم نجوم و محاسبات نجومی است، از کامل‌ترین و روشن‌ترین کتابهای نجومی شمرده، و حرکت اقبال و ادبار را از جملۀ مطالب آن دانسته است (١/١٥٩)؛ اما چون تئون از نظریۀ اقبال و ادبار در شرح کوچک خود «بر جدولهای آسان» بطلمیوس سخن گفته («زندگی‌نامه»، XIII/٣٢٣-٣٢٤)، بنابراین، اثری که یعقوبی و صاعد اندلسی از آن به نام کتاب «القانون» یاد کرده‌اند، همان شرح کوچک تئون بر «جدولهای آسان» است.
١. Souda. ٢. Hypatia ٣. Claudii… ٤. Le Grand… ٥. Le Petit…
نام این کتاب در متونِ دیگرِ دوران اسلامی به صورتهای «جداول زیج بطلمیوس المعروف بقانون المیسر» (ابن‌ندیم، ٣٢٨)، «قانون زیج ثاؤن» (بیرونی، القانون...، ١/١٢٩)، «زیج ثاون» (همو، الآثار...، ٢٨)، «القانون فی النجوم» (مسعودی، مروج...، ١/٢٧٠) و «زیج ثاون المعروف عند اهل المغرب بالقانون» (هاشمی، گ ١٠٢ پشت) نیز آمده است. به اعتقاد کِنِدی و پینگری (ص ٢٠٣)، این کتاب از نخستین کتابهایی است که در دوران نهضت ترجمه به عربی ترجمه شده است. این دو آن را همان «زیج بطلمیوس» می‌دانند که ابن‌ندیم از آن سخن گفته، و نوشته است که ایوب و سمعان آن را برای محمد بن خالد بن یحیی بن برمک «تفسیر کردند» (ص٣٠٥). از این رو، کندی و پینگری ترجمۀ این کتاب را مقدم بر این «تفسیر» دانسته‌اند. چون محمد بن یحیى برمکی در ١٧٨ق/٧٩٤م از منصب حجابت عزل شده است (سجادی، ١٤١)، بنابر این، تاریخ این تفسیر باید اواخر قرن ٢ق/٨م، و تاریخ ترجمۀ «قانون» مقدم بر آن باشد. اما چون ابن‌ندیم نام ایوب و سمعان را در ضمن فهرست مترجمانی آورده است که از زبانهای مختلف به عربی ترجمه می‌کردند و نیز اصطلاح «فسّر» را در همین فهرست در مورد ابن بهریز هم به کار برده است، می‌توان گفت که منظور از تفسیر همان ترجمه


است و ایوب و سمعان مترجمان این کتاب بوده‌اند و تاریخ ترجمۀ این کتاب همان نیمۀ دوم قرن ٢ق است. چون در جای دیگری از ترجمۀ «جدولهای آسان» به عربی یاد نشده است، اگر نظر کندی و پینگری درست باشد، باید گفت که مسلمانان «جدولهای آسان» را تنها از راه شرح تئون بر آن می‌شناخته‌اند (با این حال، نک‌ ‌: ه‌ د، بطلمیوس، که در آنجا «زیج بطلمیوس» همان «جدولهای آسان» دانسته شده است).
ترجمۀ عربی «قانون» تئون ظاهراً از میان رفته است، اما نویسندگان دوران اسلامی از دیرباز به آن توجه داشته‌اند و نیز منقولاتی از آن در آثار ایشان باقی مانده است. احتمالاً کتابی که قفطی با عنوان «فیما اغفله ثاؤن فی حساب کسوف الشمس و القمر» (آنچه تئون در حساب خورشیدگرفتگی و ماه‌گرفتگی از نظر دور داشته است) از جملۀ آثار ثابت بن قره ذکر کرده (ص ١١٨)، در تکمیل این کتاب بوده است. هاشمی در علل الزیجات (گ ٩٤رو، ١٢١رو، ١٢٦رو) برخی از روشهای محاسباتی «قانون» را نقل کرده است (قس: کندی و پینگری، ٢٠٣-٢٠٤، که بیشتر منقولات هاشمی را از تئون درست، و یکی از منقولات او را نادرست، و انتقاد او بر تئون را عجیب می‌دانند). مسعودی به نقل از «قانون» تئون اسکندرانی، شمار پادشاهان یونان را از فیلیپ تا کلئوپاترا ١٦ تن، و مدت سلطنت ایشان را ٢٩٣ سال و ١٨ روز ( التنبیه، ١١١-١١٢)، و به نقل از همو شمار پادشاهان روم را از آوگوستوس تا کنستانتینوس (قسطنطین بن هیلانی) ٢٩ تن دانسته است (همان، ١٣٦-١٣٧). از این منقولات معلوم می‌شود که ترجمۀ عربی شرح کوچک تئون بر «جدولهای آسان» نه‌تنها در میان منجمان، بلکه در میان مورخان قرنهای ٤-٥ ق/ ١٠-١١م شناخته بوده است.
این کتاب تأثیر ژرف‌تری نیز بر نجوم دوران اسلامی داشت. مسلمانان «جدولهای آسان» بطلمیوس را ــ که به احتمال زیاد مستقیماً به عربی ترجمه نشده بود ــ از طریق آن می‌شناختند و نیز از راه این کتاب بود که با نظریۀ معروف به «اقبال و ادبار» آشنا شدند. در بسیاری از متون اسلامی (از جمله، نک‌ : یعقوبی،١/١٥٩؛ صاعد، ١٩٨) این نظریه از «قانون» تئون نقل شده، و تنها بتانی آن را به اشتباه به بطلمیوس نسبت داده است (ص ١٩٠). دلیل این اشتباه این است که بتانی «قانون» تئون، یعنی شرح او بر «جدولهای آسان»، را با خود «جدولهای آسان» بطلمیوس ــ که آن نیز در جهان اسلام به «قانون» معروف بوده ــ اشتباه کرده است. نظریۀ اقبال و ادبار در جهان اسلام پیروانی یافت و بعدها بر نجوم قرون وسطای اروپا بسیار تأثیر گذاشت (نک‌ : ه‌ د، تقدیم اعتدالین).
بر‌خلاف بطلمیـوس ــ که در مجسطی مبدأ تاریخ را از بختنصر گرفته ــ تئون در «قانون» خود مبدأ تاریخ را از مرگ اسکندر فرض کرده است؛ به همین سبب، تاریخ او را «تاریخ اسکندر» گفته‌اند (زیج...، گ ٣ رو). با این حال، چون این تاریخ را تاریخ فلیبس یا فیلفس (فیلیپوس) نیز می‌نامیده‌اند، برخی از مورخان و منجمان دوران اسلامی گمان برده‌اند که مبدأ این تاریخ آغاز سلطنت اسکندر و یا مرگ فیلیپ پدر او ست. مثلاً مسعودی آورده است که ثاون صاحب کتاب «قانون» مبدأ تاریخ را از «مملکت اسکندر بن فلیبس المقدونی» گرفته (مروج، ١/٢٦٩-٢٧٠)؛ هاشمی نیز این تاریخ را «سنی فیلبس ابوالاسکندر‌الاول» خوانده است (گ ١٠٢ پشت). این اشتباه در زمان بیرونی به‌حدی رایج بوده است که به نوشتۀ او، «جمهور» گمان می‌کرده‌اند که تاریخ اسکندر نیز، مانند تاریخ یزدگردی، از ابتدای به تخت نشستن او آغاز می‌شود. بیرونی در قانون مسعودی، علت این اشتباه را بی‌توجهی به تاریخ اهل مغرب و اخبار یونانیان ــ که جز اندکی از آن به عربی ترجمه نشده بوده است ــ ذکر می‌کند و می‌گوید: آن فیلیپ که این تاریخ به نام او ست، برادر اسکندر است که بعد از مرگ او حکمران مقدونیه و اطراف آن شد. از این‌رو، این تاریخ را، به این دلیل که از مرگ اسکندر آغاز می‌شود، تاریخ اسکندر، و به این دلیل که از به تخت نشستن فیلیپ برادر او آغاز می‌شود، تاریخ فیلیپ‌ نامیده‌اند؛ و این دو تاریخ یکی است (١/١٢٨-١٢٩). با این همه، او در آثار الباقیه همان خطای «جمهور» را تکرار می‌کند و فیلفس را پدر اسکندر می‌داند، و شگفت اینکه می‌نویسد: فیلفس پس از اسکندر به تخت نشست (ص ٢٨؛ نیز نک‌ : مقریزی، ١/٧٠٥-٧٠٦، که ظاهراً این مطلب را از بیرونی گرفته است). معلوم نیست که باید این تناقض را در اثر خطای ناسخان آثار الباقیه دانست و یا باید گفت که بیرونی هنگام تألیف آثار الباقیه مانند دیگران می‌اندیشیده، و بعدها هنگام نوشتن قانون مسعودی به این خطا پی برده، و آن را تصحیح کرده است (نیز نک‌ ‌: حاجی خلیفه، ٣/٤٧٠، که تاریخ رصد تئون را «در زیج او که به «قانون» معروف است»، ٩٢١ سال پیش از هجرت، و حاصل این رصد را تاریخ «فیلبس رومی برادر اسکندر» دانسته است. احتمالاً حاجی خلیفه مبدأ تاریخ اسکندر یا فیلبس را با تاریخ رصد تئون اشتباه کرده است).
صاعد اندلسی کتابی نیز به نام «کتاب الافلاک» به تئون نسبت داده، و موضوع آن را بیان حرکت افلاک و شمار آنها و مقدار حرکت ستارگان به پیروی از روش بطلمیوس در مجسطی، اما به صورت توصیفی محض و بدون برهان («مرسلاً مجرداً من البرهان»)، دانسته است (همانجا). با این حال، معلوم نیست که منظور از این کتاب شرح تئون بر مجسطی، یا شرح بزرگ او بر «جدولهای آسان» است، یا اثر دیگری است که ابن‌ندیم (ص٣٢٨) و قفطی (ص١٠٨) و ابن عبری (ص١٢٣) به نام کتاب المدخل الی المجسطی به تئون نسبت داده‌اند.
در آثار دوران اسلامی دو کتاب دربارۀ آلات نجومی به تئون نسبت داده شده که نام آنها به صورتهای گوناگون آمده است. ابن‌ندیم این دو را «کتاب العمل بذات الحلق» و «کتاب العمل بالاسطرلاب» نامیده (همانجا)؛ اما ابن‌ عبری نام این دو کتاب را به صورت «کتاب ذات الحلق» و «کتاب الاسطرلاب» آورده است (ص١٢٣-١٢٤). ظاهراً اصل یونانی کتاب اول از میان رفته، اما نسخه‌هایی از کتابی به نام «فی العمل بذات الحلق» در کتابخانۀ آستان قدس رضوی موجود است که در فهرست این کتابخانه به تئون نسبت داده شده است (آستان...، ١٠/٩٧، ٢٢٨). کتاب دوم نیز به صورت کامل باقی نمانده؛ اما یعقوبی جزو آثار بطلمیوس از دو کتاب به نامهای «کتاب فی ذات الحلق» و «کتاب فی ذات الصفائح و هی الاسطرلاب» یاد کرده (١/١٥٠-١٥١)، و فهرست مبسوطی از مطالب آنها آورده است (١/١٥٧-١٥٨).
کلامروت که نخستین بار این بخش از کتاب یعقوبی را به آلمانی ترجمه کرد، دریافت که کتابی که یعقوبی دربارۀ اسطرلاب به بطلمیوس نسبت داده، در واقع از تئون است (ص ١٨-١٩). بعدها نویگباور این نظر را تأیید کرد و نشان داد که این اثر رساله‌ای است از تئون اسکندرانی؛ و از راه مقایسۀ مطالب یعقوبی و رساله‌هایی که از یحیى نحوی (فیلوپونُس) فیلسوف اسکندرانی (قرن ٦م) و سوروس سبخت١ در بارۀ اسطرلاب باقی مانده است، ثابت کرد که هر ٣ اثر در واقع یک منبع دارند که همان رسالۀ تئون در بارۀ اسطرلاب است (نویگباور، «تاریخ اوایل...٢»، ٢٤٢-٢٤٣، «تاریخ»، ٨٧٣). اهمیت این رساله ــ که شامل بحثی نظام‌مند دربارۀ نظریۀ اسطرلاب و کاربرد آن است ــ در این است که نشان می‌دهد یونانیان اسطرلاب را می‌شناخته‌اند و ابداع این آلت نجومی از شرقیان نیست (همانجا).
هندسه: از بیشتر نسخه‌های متن یونانی اصول اقلیدس بر می‌آید که این متون بر تحریر تئون مبتنی‌اند، چون در عنوان بیشتر آنها آمده است «بر اساس تحریر تئون» یا «بر اساس درسهای تئون». خود تئون هم در شرح خود بر مجسطی بطلمیوس نوشته است که بخش دوم از قضیۀ ٣٣ از مقالۀ ٦ اصول را او بر این مقاله افزوده است (هیث، «سیزده...٣»، I/٤٦). تغییراتی که تئون در تحریر خود از اصول داده است، زیاد نیست؛ برخی از مقولۀ اصلاح عبارتی است، گاهی عبارت اقلیدس را کوتاه‌تر کرده، گاهی مفصل‌تر، و گاهی نیز برخی از اشتباهات جزئی اقلیدس را تصحیح نموده، و گاهی نیز خودش

اشتباهاتی بر آن افزوده است (در این مورد، نک‌ : همان، I/٥٤-٥٨). ترجمه‌ای لاتینی که در قرن ١٢م/٦ ق از اصول اقلیدس از اصل یونانی صورت گرفته ــ و احیاناً در سیسیل پس از ١١٦٥م فراهم آمده ــ به‌شدت تحت تأثیر تحریر تئون است (بوسارد، ١٠).
نورشناسی: مهم‌ترین اثر تئون در نورشناسی تحریری است از المناظر اقلیدس که اصل یونانی آن باقی مانده است. در متون دوران اسلامی از این اثر یاد نشده است، با این حال، قراینی گواهی می‌دهد که مسلمانان در قرن ٣ق/٩م آن را می‌شناخته‌اند. هرچند در متن المناظر اقلیدس، از انتشار نور جز در یک مورد سخنـی به میان نیامـده است، در مقدمۀ این تحریر ــ که احتمالاً از روی درس‌گفتارهای تئون فراهم آمده ــ مـؤلف انتشار مستقیـم‌ـ الخط نور را با آزمایشهایی نشان داده است. وی با اتکا به نحوۀ تشکیل سایه‌ها و نیز مسیر نوری که از روزنه‌ای می‌گذرد، نشان می‌دهد که نور همیشه به خط مستقیم سیر می‌کند و نیز نوری که از یک منبع نورانی گسیل می‌گردد، از همۀ نقاط آن در راستای خطوط مستقیم صادر می‌شود («مقدمه٤») کِنْدی در رساله‌ای که اصل عربی آن از میان رفته، و تنها ترجمۀ لاتینی آن به نام دِ اسپکتیبوس٥ باقی مانده، همین آزمایشهای تئون را با تفصیل بیشتر تکرار کرده است (ص ٤٧٢-٤٨٠). گذشته از این، وی در اثری دیگر به نام فی تقویم الخطأ و المشکلات التی لاقلیدس فی المناظر، بطلمیوس و تئون اسکندرانی را می‌ستاید که در براهین ریاضی شرایط فلسفی را رعایت کرده‌اند (ص ١٧٣). به نظر کِنْدی تئون، در مسئلۀ رؤیت، مانند بطلمیوس بنا بر دلایل طبیعی معتقد بوده است که پرتوهایی که از چشم خارج می‌شوند، بر خلاف نظر اقلیدس، گسسته نیستند، بلکه یک مخروط یکپارچه را تشکیل می‌دهند (همانجا). اما چنین مطلبی در تحریر تئون از المناظر اقلیدس یافت نمی‌شود.
١. Severus Sebokht ٢. »The Early History…« ٣. The Thirteen… ٤. »Prologue« ٥. De aspectibus.
آزمایشهای تئون در مورد انتشار مستقیم الخط نور، و تقریر جدید کندی از این آزمایشها، در تکوین نظریۀ کندی دربارۀ رؤیت ــ که در منابع جدید به تحلیل نقطه‌ایِ رؤیت معروف است ــ سهم مهمی داشته، و از این راه بر تحول علم نورشناسی در عالم اسلام تأثیر گذاشته است (معصومی همدانی، ٥٨٢-٥٨٥).
مآخذ: آستان قدس، فهرست؛ ابن عبری، غریغوریوس، تاریخ مختصر الدول، به کوشش انطون صالحانی، بیروت، ١٨٩٠م؛ ابن‌ندیم، الفهرست؛ بتانی، محمد، الزیج الصابی، به کوشش ک. آ. نالینو، رم، ١٨٩٩م؛ بیرونی، ابوریحان، الآثار الباقیة، به کوشش زاخاو، لایپزیگ، ١٩٢٣م؛ همو، القانون المسعودی، حیدرآباد دکن، ١٣٧٣ق/١٩٥٤م؛ حاجی خلیفه، کشف، به کوشش فلوگل، لندن، ١٨٥٢م؛ زیج اشرفی، نسخۀ خطی کتابخانۀ ملی پاریس، شم‌ ١٤٨٨؛ سجادی، صادق، تاریخ برمکیان، تهران، ١٣٨٥ش؛ صاعد اندلسی، التعریف بطبقات الامم، به کوشش غلامرضا جمشیدنژاد اول، تهران، ١٣٧٦ش؛ قفطی، علی، تاریخ الحکماء، به کوشش یولیوس لیپرت، لایپزیگ، ١٣٢١ق/١٩٠٣م؛ کندی، یعقوب، «فی تقویم الخطأ




و المشکلات التی لاقلیدس فی المناظر» (نک‌ : مل‌ ، راشد)؛ مسعودی، علی، التنبیه والاشراف، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٩٣م؛ همو مروج الذهب، به کوشش شارل پلا، بیروت، ١٣٨٥ق/١٩٦٥م؛ مقریزی، احمد، الخطط، به کوشش ایمن فؤاد سید، لندن، ١٤٢٢ق/٢٠٠٢م؛ هاشمی، «فی علل الزیجات» (نک‌ ‌: مل‌ )؛ یعقوبی، احمد، التاریخ، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٨٣م؛ نیز:

Busard, H. L. L., Johannes de Tinemue’s Redaction of Euclid’s Elements, the So-called Adelard III Version, Stuttgart, ٢٠٠١, vol. I; Dictionary of Scientific Biography, New York, ١٩٧٦; Al-Hāshimī, A., The Book of the Reasons Behind Astronomical Tables (Kitāb fi ‘īlal al-zījāt), with tr. F. I. Haddad and E.S.Kennedy, ed. and commentary, D. Pingree and E.S. Kennedy, New York, ١٩٨١; Heath, T.L., Greek Astronomy, London, ١٩٣٢; id, The Thirteen Books of Euclid’s Elements, New York, ١٩٥٦; Jones, A., introd, tr. and commentary on Book ٧ of the Collection by Pappus of Alexandria, New York, ١٩٨٥; Kennedy, E.S. and D. Pingree, introd. and commentary on The Book of the Reasons (vide: Al-Hāshimī); Al-Kindy, »De aspectibus«, Œuvres… (vide: Rashed); Klamroth, M., »Ueber die Auszüge aus griechischen Schriftstellern bei al-Ja‘qûbî«, ZDMG, ١٨٨٨, vol.XLII; Lippert, J., Theon in der orientalischen Litteratur«, Studien auf dem Gebiete der griechisch-



arabischen Übersetzungslitteratur, Braunschweig, ١٨٩٤, Heft ١; Masoumi Hamedani, H., »Ibn al-Haytham e la nuova fisica«, La Civiltà islamica (Storia della scienza), Rome, ٢٠٠٢, vol.III; Der neue Pauly Enzyklopädie der Antike, Stuttgart, ٢٠٠٢; Neugebauer, O., »The Early History of the Astrolabe«, ISIS, ١٩٤٩, vol. XL, no. ٣; id, A History of Ancient Mathematical Astronomy, New York, ١٩٧٥; »Prologue«, L'Optique et la catoptrique, by Euclide, tr. and notes by P. Ver Eecke, Paris, ١٩٥٩; Ptolemy, Almagest, tr. and ed. G.J. Toomer, London, ١٩٨٤; Rashed, R., Œuvres philosophiques et scientifiques d’Al-Kinidī, volume ١: L’Optique et la catoptrique, Leiden, ١٩٩٧; Rome, A., Commentaires de Pappus et de Théon d’Alexandrie sur l’Almageste, ١٩٣٦-١٩٤٣, vol. II-III; Steinschneider, M., Die arabischen Übersetzungen aus dem Griechischen, Graz, ١٩٦٠; Theon of Alexandria, Claudii Ptolemaei manae constructionis… lib. XIII, in esodeom commentariorum lib.XI, ed. S.Grynaeus, Basel, ١٥٣٨; id, Commentaire sur les tables manuelles astronomiques de Ptolémée, ed. N.B. Hamla, Paris, ١٨٢٢-١٩٢٥; id, Le Grand Commentaire aux Tables Faciles de Ptolémeé, eds. J. Mogenet and A. Tihon, ١٩٨٥-١٩٩١; id, Le Petit Commentaire aux Tables Faciles de Ptolémée, ed A. Tihon, Paris, ١٩٧٨.
حسین معصومی‌همدانی