دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٢٠٢
| تویسرکان جلد: ١٦ شماره مقاله:٦٢٠٢ |
تویْسِرْکان، شهرستان و شهری به همین نام در
استان همدان:
شهرستان تویسرکان: این شهرستان با مساحتی حدود ٠٤٨،١ کمـ ٢ در مرکز استان همدان
واقع، و از شمال به شهرستانهای همدان، بهار و اسدآباد، از شرق به شهرستان ملایر، از
غرب به شهرستان صحنه در استان کرمانشاه و از جنوب به شهرستان نهاوند محدود است
(مقدم، ١/٢٢؛ اطلس...، ١٩٠). بنابر قانون تقسیمات کشوری در ١٣٨٤ش، شهرستان تویسرکان
از دو بخش مرکزی و قلقل رود، ٧ دهستان و ٣ شهر به نامهای تویسرکان، سرکان و فرسفج
تشکیل شده است ( نشریه...، ٥٩).
شهرستان تویسرکان در منطقۀ کوهستانی و در دامنههای غربی و کوهستانی الوند، از
بلندترین رشتهکوههای زاگرس، واقع شده است (جعفری، ٣١٦؛ فرهنگ جغرافیایی کوهها...،
١/٤٩٩). کوه آلوسان (٩١٠،٢ متر)، بای کمر (٦١٦،٢ متر)، تخت رضا (٥٧٣،٢ متر) و خان
گرمز (٦١٠،٢ متر) از بلندترین کوههای این شهرستان است (همان، ١/٥٠٤، ٥٠٧، ٥٠٩،
٥١٣). رودخانۀ گاماسیاب، شاخابۀ اصلی و عمدۀ رودخانۀ سیمره، رود مهم شهرستان
تویسرکان است که از کوههای الوند سرچشمه میگیرد. این رودخانه و برخی از شاخابههای
آن، اراضی شهرستان تویسرکان را آبیاری میکند (افشین، ١/٣٨٢).
آب و هوای این شهرستان معتدل مایل به سرد تا سرد است و از نظر بارش جزو نواحی نیمه
خشک به شمار میآید (جعفری، همانجا).
اساس اقتصاد شهرستان تویسرکان برپایۀ کشاورزی، دامداری، صنایع دستی و تولیدات صنعتی
استوار است. با توجه به شرایط طبیعی (کوهستانی بودن و کمبود آب)، کشاورزی در این
شهرستان رشد قابل توجهی نداشته است. گندم، جو، بنشن و میوه از مهمترین محصولات این
شهرستان است. دامداری نیز در این شهرستان به روش سنتی و صنعتی صورت میگیرد. صنایع
دستی آن شامل قالیبافی، جاجیم، گلیم، نمدمالی و سفالگری است و از رونق خاصی
برخوردار است. کارخانهها و یا کارگاههای تولیدی مهم صنعتی در این منطقه رشد چندانی
نداشته است و صنایع آن محدود به شماری کارخانه و کارگاه کوچک است. استخراج معادن
نیز از دیگر فعالیتهای اقتصادی شهرستان تویسرکان است. سنگ گرانیت سیاه و خاکستری،
سیلیس، سنگچینی، سنگگچ، سنگ آهک و مرمر از کانیهای این شهرستان است ( فرهنگ
جغرافیایی آبادیها...، ٤٧/١٠٥؛ مقدم، ١/٣٤٩، ٣٥٢، ٣٦٧- ٣٦٨).
جمعیتشهرستان تویسرکان در سرشماری ١٣٨٥ش، ٢٦٢،١٠٩ تن بوده است («درگاه...»، بش
). زبان مردم این شهرستان در شهرها، بخشها و بیشتر روستاها، فارسی با لهجۀ لری
است، اما
شماری از ساکنان برخی از روستاهای این شهرستان به زبانهای ترکی و کردی سخن میگویند
(مقدم، ١/٢٥٦).
شهر تویسرکان: این شهر که مرکز شهرستان تویسرکان است، در °٣٤ و ´٣٣ عرض شمالی و °٤٨
و ´٢٧ طول شرقی در ٨٥٠،١ متـری از سطح دریا واقع شده (پاپلی، ١٥٤)، و جمعیت آن در
سرشماری ١٣٨٥ش، ٥٢٠،٤٢ تن بوده است («درگاه»، بش ).
نام تویسرکان از ترکیب دو نام «توی» و «سرکان» که درگذشته نام دو قریه بوده، تشکیل
شده است. توی امروزه همان تویسرکان کنونی است، اما نام سرکان همچنان بر شهری در ٧
کیلومتری تویسرکان اطلاق میشود (نک : اعتمادالسلطنه، ١/٨١٧؛ فرهنگ جغرافیایی
آبادیها، ٤٧/٢٣٣).
پیشینۀ تاریخی: براساس کاوشهای باستانشناسی صورت گرفته در تپۀ باستانی بابا کمال و
آثار و اشیاء به دست آمده از آن، دیرینگی این منطقه به حدود ٤ هزار سال قم میرسد.
همچنین آثار و بقایای کهن بیانگر آن است که در محل کنونی تویسرکان شهر بزرگی با
قدمت ٣ هزار سال و نیز شهرها و قصبات آباد دیگری در نقاط دیگر این شهرستان وجود
داشته است. آرامگاه حبقّوق (حیقوق) نبی از انبیای بنی اسرائیل در جنوب غربی
تویسرکان که دیرینگی آن به حدود ٦٠٠،٢ سال پیش میرسد، از جمله آثار تاریخی آنجا ست
(مقدم، ١/٦٧).
هرچند که نام تویسرکان در منابع تاریخی و جغرافیایی سدههای نخستین قمری تا حدود
سدههای ٦ و ٧ق به چشم نمیخورد، اما در این دسته از منابع به ناحیه و شهری به نام
«رود راور» و یا «روذ راور» اشاره شده که در محل و یا مجاور تویسرکان امروزی واقع
بوده است (نک : ابن فقیه، ٤١٧؛ اصطخری، ١٩٧؛ ابن حوقل، ٢/٣٦١؛ مقدسی، ٣٨٦). ابن
فقیه در سدۀ ٣ق رود راور از توابع نهاوند را یکی از نواحی آباد و پرنعمت برشمرده که
طول آن ٣ فرسنگ بوده، و ٩٣ دهکدۀ پیوسته در آن جای داشته است و همچنین نهرهای آب در
آن جریان، و نیز باغهای میوۀ فراوان داشته است. بنا به گزارش او در بررسیهای صورت
گرفته به روزگار قباد ساسانی (سل ٤٨٨-٤٩٦ و ٤٩٩-٥٣١م) رودراور در کنار ١٢ ناحیۀ
دیگر، در قلمرو ساسانیان به عنوان پر نعمتترین نواحی آن پادشاهی شناخته شد
(همانجا). در سدۀ ٤ق رود راور یکی از شهرهای مشهور با بناهایی از گل بوده است.
رودراور در آن روزگار مرکزیت داشته، و از شهرهای دارای منبر به شمار میرفته است
(حدودالعالم، ١٤١؛ اصطخری، ١٩٩).
به نظر میرسد شهر رودراور نیز به همراه دیگر نقاط همدان در سدۀ ٧ق در جریان یورش
مغولان ویران شده، و به جای آن دو قصبۀ «توی» و «سرکان» به تدریج اهمیت یافته باشد
(مقدم، ١/٩٤). ظاهراً نخستینبار سمعانی در سدۀ ٦ ق بدون آنکه از سرکان نامی برده
باشد، از توی به عنوان یکی از روستاهای همدان یاد کرده است (١/٤٩٥). یاقوت نیز در
سدۀ ٧ق به نام توی اشاره کرده، و سرکان را یکی از قرای همدان معرفی نموده است
(١/٩٠١، ٣/٨٢). حمدالله مستوفی در سدۀ ٨ ق توی و سرکان را به همراه مشکان از توابع
رودراور دانسته است (ص ٧٣). از وضعیت «توی» و «سرکان» پس از حملۀ مغول تا سدۀ ١٠ق
اطلاع روشنی در دست نیست. در ٩٩٦ق/١٥٨٨م طایفۀ تکلو به همراه جمعی از دیگر ترکمانان
به توی و سرکان و برخی دیگر از بلوکات همدان حمله کرده، دست به نهب و غارت زدند و
گروه بسیاری را به قتل رساندند (قاضی احمد، ٢/٨٨٤).
همزمان با ظهور سلسلۀ صفویه اقدامات مهم و قابل توجهی برای آبادی و توسعۀ این
منطقه صورت گرفت و تقریباً از این دوره به بعد نام تویسرکان در منابع تاریخی به چشم
میخورد (نک : اسکندربیک، ٢/٨٤٨). آثار و بناهایی که در دورۀ صفویه ساخته شده،
بیانگر آبادانی و پیشرفت این منطقه در آن روزگار است (نک : مقدم، ١/٢٣٣-٢٥١). در
اواخر دورۀ صفویه عثمانیان به نواحی غربی ایران از جمله همدان، نهاوند و تویسرکان
حمله کردند و آن نواحی را به تصرف درآوردند. در ١١٤٢ق/١٧٢٩م نادرشاه افشار پس از
تجهیز سپاه خود، از ناحیۀ ملایر و تویسرکان به سپاه عثمانی حمله کرد و آنان را در
ناحیۀ تویسرکان شکست سختی داد (استرابادی، ١١٨- ١٢١).
پس از قتل نادرشاه در ١١٦٠ق/١٧٤٧م نوادۀ او شاهرخ، مهرعلـیخان تکلو ــ از سـران
ایل تکلـو ــ را به سمت والی همدان و بلوکات آن از جمله تویسرکان منصوب داشت (مقدم،
١/١٠٥، ١١١). قبیلۀ زند نیز که در آن دوران در ناحیۀ کمازان در تبعید به سر
میبردند، به زادگاه خود بازگشتند. آنها هنگام بازگشت، تویسرکان و ناحیههای
پیرامون آن را تصرف کردند (ابوالحسن گلستانه، ١٤٧).
زینالعابدین شیروانی از مؤلفان اوایل دورۀ قاجار، تویسرکان را قصبهای آباد، با
١٠٠ پاره دیه که اهالی آنجا همه شیعه بودهاند، معرفی کرده (ص ٢٢٢- ٢٢٣)، اما
اعتمادالسلطنه مؤلف اواسط دورۀ قاجاریه، به حدود ٣٠ خانوار یهودی که در قریۀ سرکان
اقامت داشتند، اشاره نموده است (١/٨١٩). در آن دوران ادارۀ تویسرکان به دست
شاهزادگان قاجار بود و آنان حاکمیت این منطقه را داشتند (نک : سپهر، ١/١٨٣،
٣/١٢٢٢، ١٢٥٧). از جملۀ این شاهزادگان، شیخعلی میرزا پسر فتحعلیشاه بود که در آغاز
حاکم ملایر بود، سپس تویسرکان نیز ضمیمۀ قلمرو او شد (شیرازی، ٢/٩٨٣؛ سپهر، ١/١٨٣).
این وضع همچنان ادامه داشت و یک فرد به عنوان حاکم ملایر و تویسرکان منصوب میشد تا
اینکه نهاوند نیز به حوزۀ تویسرکان و ملایر پیوست و این
٣ شهر از نظر تقسیمات کشوری به عنوان یک واحد حکومتی
به «ولایات ثلاث» مشهور شدند و از اواسط دوران قاجاریه، فردی به عنوان حاکم «ولایات
ثلاث» برای این ٣ شهر منصوب میشد (نک : اعتضادالسلطنه، ٥٠٤؛ شیبانی، ٢٥٨، ٢٦٣،
٢٦٨؛ مقدم، ١/١٨٧).
در قانون تشکیل ایالات و ولایات مصوب ١٢٨٥ق/١٨٦٨م، ایران به ٤ ایالت و ١٢ ولایت
تقسیم شد. یکی از این ولایات «ولایات ثلاث» بود که ملایر، تویسرکان و نهاوند را
شامل میشد (مقدم، ١/١٨٨). در ١٣١٦ش براساس قانون جدید تقسیمات کشوری، شهرستان
ملایر در استان پنجم قرار گرفت که تویسرکان نیز بخشی از آن شهرستان به شمار میرفت
(مجموعه…، ٨٦- ٨٧). در ١٣٢٨ش، بخش تویسرکان از شهرستان ملایر جدا شد و به مرکزیت
شهر تویسرکان به شهرستان ارتقا یافت (مقدم، ١/١٩١).
آرامگاه حبقوق نبی، مقبرۀ ابومحجن ثقفی در محل پیر کمر بسته، آرامگاه میررضی
آرتیمانی، مدرسۀ شیخعلیخان، کاروانسرای شاه عباسی، پل قدیم فرسفج و بازار
سرپوشیدۀ تویسرکان از جمله آثار تاریخی این شهرستان است (مقدم، ١/١٩٤ بب ).
مآخذ: ابن حوقل، محمد، صورة الارض، به کوشش کرامرس، لیدن، ١٩٢٨م؛ ابنفقیه، احمد،
البلدان، به کوشش یوسف هادی، بیروت، ١٤١٦ق/١٩٩٦م؛ ابوالحسن گلستانه، مجمل التواریخ،
به کوشش مدرس رضوی، تهران، ١٣٥٦ش؛ استرابادی، محمدمهدی، جهانگشای نادری، به کوشش
عبدالله انوار، تهران، ١٣٤١ش؛ اسکندربیک منشی، عالم آرای عباسی، تهران، ١٣٥٠ش؛
اصطخری، ابراهیم، مسالک الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٧٠م؛ اطلس گیتاشناسی
استانهای ایران، به کوشش سعید بختیاری، تهران، ١٣٨٣ش؛ اعتضادالسلطنه، علیقلی، اکسیر
التواریخ، به کوشش جمشید کیانفر، تهران، ١٣٧٠ش؛ اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مرآة
البلدان، به کوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، ١٣٦٧ش؛ افشین، یدالله،
رودخانههای ایران، تهران، ١٣٧٣ش؛ پاپلییزدی، محمدحسین، فرهنگ آبادیها و مکانهای
مذهبی کشور، مشهد، ١٣٦٧ش؛ جعفری، عباس، دایرة المعارف جغرافیایی ایران، تهران،
١٣٧٩ش؛ حدودالعالم، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ش؛ حمدالله مستوفی، نزهة
القلوب، به کوشش لسترنج، لیدن، ١٣٣١ق/١٩١٣م؛ «درگاه ملی آمار١» (نک : مل )؛
زینالعابدین شیروانی، بستان السیاحه، تهران، ١٣١٥ق؛ سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ
( تاریخ قاجاریه)، به کوشش جمشید کیانفر، تهران، ١٣٧٧ش؛ سمعانی، عبدالکریم،
الانساب، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ شیبانی، ابراهیم، منتخب
التواریخ، تهران، ١٣٦٦ش؛ شیرازی، فضلالله، تاریخ ذوالقرنین، به کوشش ناصر افشارفر،
تهران، ١٣٨٠ش؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیهای کشور، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح،
تهران، ١٣٧٦ش؛ فرهنگ جغرافیایی کوههای کشور، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران،
١٣٧٩ش؛ قاضی احمد قمی، خلاصة التواریخ، به کوشش احسان اشراقی، تهران، ١٣٦٣ش؛ مجموعۀ
قوانین سال ١٣١٦ش؛ مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛ مقدم
«گلمحمدی»، محمد، تویسرکان، تهران، ١٣٧٨ش؛ نشریۀ عناصر و واحدهای تقسیمات کشوری،
وزارت کشور، تهران، ١٣٨٤ش؛ یاقوت، بلدان؛ نیز:
»Dargāh-e Mellī-ye Āmār«, www. sci.org.ir/content/userfiles/_census٨٥/
census٨٥/natayej/abadifil/١٣.xls.
محمد مروار