دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٠٦٥

تکیه
جلد: ١٦
     
شماره مقاله:٦٠٦٥

تِکْیۀ دولَت، بزرگ‌ترین تکیۀ ایران، ساخته شده در عصر ناصری که به نامهای تکیۀ همایونی و دولتی نیز خوانده می‌شد. این تکیه نه تنها از نظر معماری، بلکه از نظر رواج تعزیه‌خوانی و اجرای نمایشهای مذهبی و غیرمذهبی و شیوه‌ها و مراسم آنها حائز اهمیت بود (مستوفی، ١/ ٢٨٨). علاوه بر این رویدادهای تاریخی و سیاسی مهمی نیز در آن به وقوع پیوست.
در دورۀ ناصری تکیه‌های بسیاری در دارالخلافه برپا بود که از مهم‌ترین آنها می‌توان به تکیه‌های ولی‌خان، سرچشمه، سپهسالار، عباس‌آباد و جز اینها اشاره کرد (گوبینو، ٣٤١؛ ذکاء، تاریخچه...، ٢٨٤). ناصرالدین شاه به سبب نیاز به فضای بزرگ‌تر برای اجرای مراسم مذهبی، در ١٢٨٥ق/ ١٨٦٨م تصمیم به ساخت تکیۀ دولت گرفت (اعتمادالسلطنه، «تکیه...»، بش‌ ). ساختمان تکیه در ١٢٨٧ق آغاز، و با صرف هزینۀ هنگفتی از خزانۀ دولتی در ١٢٩٠ق در گوشۀ جنوبی ارگ تهران و در محل زندان، انبار و... کاخ گلستان (ذکاء، همان، ٢٨٧؛ نک‌ : همو و سمسار، ١/١٤-١٥، نقشۀ دارالخلافۀ تهران، اثر آوگوست کریشیش، نیز ٢/١٤، نقشۀ دارالخلافۀ ناصری، اثر عبدالغفار) به انجام رسید و نخستین مراسم تعزیه در ذیحجۀ همین سال در آن اجرا شد (اعتمادالسلطنه، همانجا، «اخبار...»، ٨٣٣).
نظریۀ تقلید از طرح بنای آلبرت هال برای ساختمان تکیۀ دولت به دستور ناصرالدین شاه پس از نخستین سفر وی به اروپا (صـفـر ـ شـعـبـان ١٢٩٠) (سـرنا، ١٧٢؛ پترسون، ٦٩)، نمی‌تواند درست باشد، زیرا بنای آن پیش از سفر یاد شده آغاز و حتى به بهره‌برداری رسیده است (اعتمادالسلطنه، همانجا). ساخت سقف گنبدی‌شکل که قرار بود از «چوب و تخته و شیشه» بر فراز آن بسازند، به سبب مشکلات فنی عملی نشد و ناچار بنا را با چادر پوشاندند(همو،«تکیه»، همانجا، «دارالخلافه...»،١٢٧٤). جهانگردان اروپایی به ایرانی بودن معماری تکیه اشاره کرده‌اند. تکیۀ دولت نمونه‌ای کم‌نظیر از نظر معماری، و از بزرگ‌ترین بناهای شهر تهران به‌شمار می‌آمد، به گونه‌ای که از خارج شهر و از فاصلۀ بسیار دور به آسانی دیده می‌شد (همانجا)؛ از این‌رو آن را به آمفی‌تئاترِ ورونا تشبیه کرده‌اند (بنجامین، ٣٨٢).
بنای مدور تکیه با ٨٢٤‘٢ مـ٢ مساحت، ٦٠ متر قطر، ٢٤ متر
ارتفاع، ٣ مرتبه بنا و یک زیرزمین داشت. در بنای آن سنگ، آجر و ساروج به کار رفته بود و دیوارهای پهن و شالوده‌ای عمیق و محکم داشت (اعتمادالسلطنه، المآثر...، ١/٨٧، «تکیه»، همانجا) و نمای آجری بیرون بنا آرایه‌ای نداشت (سرنا، همانجا). تکیۀ دولت دارای ورودیهای چندگانه در شمال، شرق و غرب بود (منصوری فرد، ٥٧١-٥٧٢). ورودی شمالی تکیه ویژۀ ساکنان ارگ سلطنتی بود و نمایی هماهنگ با بناهای مجاور خود داشت و شاه‌نشین تشریفاتی بر فراز آن واقع بود. ورودی غربی تکیه در میدان ارگ قرار داشت و از ایوانی با دو جرز پهن که بر بالای آن ایوانی با ٣ دهانه و ٦ مناره بود، شکل می‌گرفت. ورودی شرقی از طریق کوچۀ تکیۀ دولت به خیابان ناصرخسرو منتهی می‌شد. این ورودی دارای طاق تیزه‌دار رفیعی بود. ورودی اصلی را طاق‌نماهای آجری، مقرنس‌کاری و شیشه‌های رنگین مـی‌آراست (همانجـا؛ سرنا، ١٧٣؛ اُرسل، ٢٥٠).
نمای درونی تکیۀ دولت در آغاز از آجر بود و حتى آن را با گچ و آهک نیز سفید نکرده بودند، اما در حدود سال ١٢٩٨ق/ ١٨٨١م با کاشیهای معرق و ٧ رنگ آراسته شد (پترسون، همانجا؛ قس: سرنا، ١٧٢-١٧٣؛ بنجامین، ٣٨٤). بنا از درون شامل چشمه‌طاقهای کوچک و بزرگ باز بود و در میانۀ قوس جنوبی آن، ایوانی بلند قرار داشت. بلندی این ایوان به ارتفاع تمام طبقات و با کاربندی و کاشی‌کاری آراسته شده بود (منصوری فرد، ٥٧٣؛ سرنا، ١٧٥). در قوس شمالی تکیه در برابر ایوان یادشده، شاه‌نشین تکیه در دو طبقه با طاق بسیار بلند ساخته بودند، به گـونه‌ای که ارتفاع آن به اندازۀ ٣ طبقۀ تکیه بود و از بیرون پوششی از شیروانی داشت. این غرفه دارای یک ارسی سه‌دری و شمسه‌ای گره‌سازی شده و پرکار بر پیشانی بود. غرفه‌های دیگر طبقۀ دوم نیز با ارسیهای سه دری آراسته می‌شدند. دهانۀ غرفه‌های طبقۀ سوم، دو ستون‌نما و یک پیشانی مشبک داشتند. کتیبه‌ای بر کاشی به خط بنایی بر رخ بام تکیه نصب شده بود و پیرامون بام نرده‌ای قرار داشت. ورودیهای تکیـه در نمای داخلـی بلنـدتر از دیگـر طاق‌نماهـای طبقۀ همکف بود (منصوری فـرد، ٥٧٣-٥٧٤؛ بنجامین، ٣٨٥-٣٩٢؛ فوریه، ١٢٨-١٣٠).
صفۀ گردی به قطر حدود ١٨ و ارتفاع ١ متر با بدنۀ سنگی منقـوش در میان تکیه قرار داشت که آن را «تخت» می‌نامیدند و دارای دریچه‌هایی در لبۀ صفه، دو پلکان ٣ پله‌ای در دو سو و گذرگاهی با شیب تند بود. ٤ چراغ پایـه‌دار چتردار نیز در ٤ طـرف صفه قرار داشت (فروغ، ٧؛ منصوری‌فرد، ٥٧٤-٥٧٥؛ نک‌ : ذکاء، تاریخچه، ٢٩٥، ٢٩٧؛ بنجامین، ٣٨٤). در فاصلۀ میان صفۀ مرکزی تا سکوی آجر فرش پیرامون تکیه، گذرگاهی به عرض ٦ متر قرار داشت که با سنگهای بزرگ و کوچک فرش شده بود و برای عبور دستۀ سوگواران و نمایشهای تعزیه مانند پیکار، سوارکاری و مسافرت استفاده مـی‌شد. سکوهای مدوری هماهنگ با صفه در کنار گذرگاه پیرامون تکیه قرار داشت. این سکوها دارای شیبی ملایم به سمت مرکز تکیه بود. از این‌رو افرادی که بر روی آن مـی‌نشستند، به راحتی مراسم تعـزیه را تماشا می‌کـردند (همو، نیز فروغ، همانجاها). بر این سکوها نیز شماری چراغ پایه‌دار قرار داشت. هنگام اجرای تعزیه بیش از حدود ٤ هزار زن با چادر مشکی و روبند سفید می‌نشستند. پس از سکوها پلکانی شامل ٥ پله با ازارۀ سنگی منقوش قرار گرفته بود که به چشمـه‌طاقها و غرفه‌های اطراف تکیه منتهی می‌گردید (همانجاها).
تلاش معماران برای ایجاد سقفی دائمی به سبب وسعت صحن تکیه و مشکلات فنـی آن بی‌نتیجـه ماند؛ از این‌رو به پیشنهاد یکی از نزدیکان ناصرالدین شاه سقف تکیه را با یک چادر کرباسی پوشاندند (سرنا، ١٧٣-١٧٤؛ مستوفی، ١/٢٩٣). چادر تکیـه بر روی اسکلتـی گنبدی‌شکل مـرکب از ٤ قوس نیـم‌دایـرۀ چوبـی قرار مـی‌گرفت. چادر روزنهایـی برای تهویه و روشنایی تکیه داشت. از مرکز این قوسها چلچراغی آویزان بـود. پایـۀ قـوسها برای پایـداری بیشتـر به میـزان یک طبقـه در نمای داخلی تکیه فرو رفته بود. همچنین برای مهار نیروی رانش، پشت‌بندهایی در پشت هریک از آنها ساخته شده بود (اعتمادالسلطنه، روزنامه...، ٣٦٤؛ ذکاء، همان، ٢٩٣).
در دوران پادشاهی مظفرالدین شاه تکیۀ دولت رو به ویرانی نهاد. از این‌رو به دستور او در ١٣٢٢ق مسیو بتن مأمور تعمیر تکیه شد. وی طبقۀ سوم تکیه را تخریب، و با اصلاح پیشانی مرتفع طبقۀ دوم، کتیبۀ دیگری را پیرامون تکیه نصب کرد. وی همچنین ١٢ قوس (٦ نیم‌دایره) فلزی را از اروپا به ایران آورد و جایگزین اسکلت چوبی سقف تکیه کرد (معیرالممالک، ٧١؛ مستوفی، همانجا؛ ذکاء، همان، ٢٩٤؛ همو و سمسار، ٢/ ١٢٨، تصویر «٦-١٣»). از دیگر عناصر معماری تکیه می‌توان به منبر سفید مرمری ٢٠ پلۀ آن اشاره کرد که به سفارش معیرالممالک در یزد ساخته شد. ارتفاع این منبر به اندازۀ یک طبقۀ تکیه بود (معیرالممالک، ٧٢).
با آنکه تکیۀ دولت یکی از مهم‌ترین عناصر معماری در فضاهای شهری تهران به‌شمار می‌آمد (حبیبی، ١٢٤-١٣٣)، در هیچ‌یک از منابع هم‌زمان بنا به معمار تکیۀ دولت اشاره نشده است، اما برخی از پژوهشگران معاصر، از حسینعلی مهرین (ذکاء، «معماران...»، ٤٢٨) و نیز شیرجعفر کاشی و علی‌محمد کاشی به عنوان معمار تکیه نام برده‌اند (شهیدی، ٩٧-١٠١).
اگرچه تکیۀ دولت برای دورۀ خود معماری بی‌نظیری داشت، اما شکوه و شهرت آن را بیشتر باید به سبب اجرای مراسم سوگواری و تعزیه دانست که در دو نوبت بعدازظهر و شب در آن اجرا می‌شد. تماشاچیان زن پیرامون صفۀ مرکزی تکیه، و مردان پشت سر آنان روی پله‌ها قرار می‌گرفتند (معیرالممالک، مستوفی، همانجاها؛ بنجامین، ٣٩٦-٣٩٧؛ اوبن، ١٧٠). غرفـه‌های طبقۀ اول تکیـه به امرا، وزرا
و دیگـر بزرگان تعلق داشت. پیشکاران این افراد چندی قبل از آغـاز ماه محرم به آماده کـردن غرفه‌ها می‌پرداختند. آنان با انواع چلچـراغ، دیوارکوب، قالیچه، شالهای کشمیری، تابلوهای نفیس و دیگـر اشیاء گرانبها غرفه‌ها را تزیین می‌کردند (بنجامین، ٣٨٣؛ معیرالممالک، ٧١). ایوان بزرگ تکیۀ دولت توسط شاه و با انبوهـی از چلچراغها، آیینه‌ها و تابلوهای مذهبـی و تمثال متعلق به کاخ گلستان آراسته می‌شد (همانجا). به هنگام نمایشهای شبانۀ تعزیه بر پلکانهای روبه‌روی ایوان بزرگ، آیینـه‌ها، شمعدانها و دیگـر وسایل روشنایـی چیده می‌شد که روشنایی آنها فضایی رویایی در تکیۀ دولت ایجاد می‌کرد (فوریه، همانجا؛ ذکاء، تاریخچه، همانجا). غرفه‌های طبقۀ دوم و سوم تکیـۀ دولت جایگـاه شاه، زنان شاه و مهمـانهای آنان به‌شمار می‌آمد و برای حفاظت بهتر با پرده‌های زنبوری سبز یا مشکی پوشیده می‌شد (مستوفی، ١/٢٩٣؛ فوریه، همانجا). در ماههای عزاداری پارچه‌های سیاه که بر آنها آیات قرآن و ابیاتی از اشعار محتشم نوشته می‌شد، از دیوارهای تکیۀ دولت آویخته می‌شد (اوبن، ١٦٩-١٧٠). غرفه‌های تکیه به دو بخش تقسیم می‌شدند: در بخش جلو صاحب غرفه و مهمانها، و در بخش عقب خـدمۀ پذیرایی قـرار می‌گرفتند (بنجامین، ٣٨٢-٣٨٣).
تعزیه‌خوانی در عصر ناصری و در تکیۀ دولت به اوج شکوفایی خود نایل آمد (نک‌ : چلکوفسکی، ٦)، اما پس از ناصرالدین شاه به مرور از اهمیت و شکوه آن کاسته شد (بیضایی، ١٥٠) و در پی آن تکیۀ دولت رو به ویرانی نهاد؛ به گونه‌ای که در دوران سلطنت مظفرالدین شاه به سبب در خطر بودن بنای تکیه مراسم تعزیه تا ١٣٢٣ق (که بنا مجدداً تعمیر شد) در آن اجرا نگردید (نک‌ : سپهر، مرآة...، ١٢٥، ٢٤٤، «یادداشتها»، ١٢٧). مراسم تعزیه در تکیۀ دولت تا اوایل سلطنت پهلوی اجرا می‌شد، اما شکوه و رونق دوران گذشتۀ خود را از دست داده بود (نک‌ : هدایت، ٣٨٥). در پی ممنوعیت عزاداری محرم و اجرای تعزیه در ١٣١١ش (غفاری، ١٤٨) تکیۀ دولت بیش از پیش متروک شد. تاریخ تخریب تکیۀ دولت به درستی دانسته نیست. گزارشهای گوناگونی دربارۀ واگذاری زمین آن در ١٣٢٥ش یا ١٣٢٧ش به بانک ملی که بعدها شعبۀ بازار آن بر همان زمین ساخته شد، وجود دارد (بلاغی، ٥٦؛ غفاری، همانجا). براساس عکسهای هوایی سال ١٣٣٥ش نیز محل تکیه به صورت گودالی مشاهده می‌شود.
تکیۀ دولت محل وقوع رویدادهای مهمی نیز بوده است. از جملۀ این رویدادها می‌توان به جلسۀ سنجش عیار سکه در دورۀ مسئولیت امین‌الضرب بر ضرابخانه (هدایت، ٨٦)، تشیع پیکرهای ناصرالدین شاه در ١٣١٣ق/١٨٩٥م (ظهیرالدوله، ٣٥؛ سالور، ١/٩٣٣) و مظفرالدین شاه در ١٣٢٤ق/١٩٠٦م (ناظم‌الاسلام، ٢/٦١-٦٢؛ اوبن، ١٢٩) و برگذاری نمایشگاه امتعۀ وطنی به کوشش رضاخان سردار سپه در ١٣٠٢ش (امیر طهماسب، ٤٣٠) اشاره کرد؛ اما مهم‌ترین رویداد تکیۀ دولت تشکیل مجلس مؤسسان در ١٥ آذر ماه ١٣٠٤ است (مستوفی، ٣/ ٦٦٨؛ هدایت، ٣٦٩) که در طی ٥ جلسه احمدشاه قاجار را از سلطنت خلع، و پادشاهی ایران را به خاندان پهلوی واگذار کرد (مستوفی، ٣/٦٧١؛ نک‌ : مکی، ٣/٤٩٣-٥٨٦).
مآخذ: اعتمادالسلطنه، محمدحسن، «اخبار رسمیۀ دربار همایون»، ایران (شم‌ ٢٠٩)، کتابخانۀ ملی، تهران، ١٣٧٥ش، ج ٢؛ همو، «تکیۀ مبارکۀ دولتی»، شرف، ١٣٠٤ق، شم‌ ٥٣؛ همو، «دارالخلافۀ ناصری»، ایران (شم‌ ٣١٨)، کتابخانۀ ملی، تهران، ١٣٧٥ش، ج ٢؛ همو، روزنامه خاطرات، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٥ش؛ همو، المآثر والآثار، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٦٣ش؛ امیر طهماسب، عبدالله، تاریخ شاهنشاهی رضاشاه، تهران، ١٣٥٥ش؛ بلاغی، عبدالحجت، تاریخ تهران، قم، ١٣٥٠ش؛ بیضایی، بهرام، نمایش در ایران، تهران، ١٣٤٤ش؛ حبیبی، محسن، از شار تا شهر، تهران، ١٣٧٥ش؛ ذکاء، یحیى، تاریخچۀ ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران، تهران، ١٣٤٩ش؛ همو، «معماران ـ استادکاران دورۀ اسلامی»، معماری ایران، دورۀ اسلامی، تهران، ١٣٦٦ش؛ همو و محمدحسن سمسار، تهران در تصویر، تهران، ج ١، ١٣٦٩ش، ج ٢، ١٣٧٦ش؛ سالور، قهرمان میرزا، روزنامۀ خاطرات عین‌السلطنه، به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار، تهران، ١٣٧٤ش؛ سپهر، عبدالحسین، مرآة الوقایع مظفری، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٨ش؛ همو، «یادداشتها»، همراه مرآةالوقایع همو؛ شهیدی، عنایت‌الله، «تکیۀ دولت»، تئاتر، تهران، ١٣٧٨ش، شم‌ ١٨ و ١٩؛ ظهیرالدوله، علی، خاطرات و اسناد، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٥١ش؛ فروغ، مهدی، «تکیۀ دولت»، هنر و مردم، تهران، ١٣٤٣ش، شم‌ ٢٩؛ کمال‌الملک، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد، تهران، ١٣٨٢ش؛ مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تهران، ١٣٤١ش؛ معیرالممالک، دوستعلی، یادداشتهایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، تهران، ١٣٥١ش؛ مکی، حسین، تاریخ بیست سالۀ ایران، تهران، ١٣٥٧ش؛ منصوری فرد، محسن، «تکیۀ دولت»، مجموعه مقالات کنگرۀ تاریخ معماری و شهرسازی ایران، تهران، ١٣٧٥ش؛ ناظم‌الاسلام کرمانی، محمد، تاریخ بیداری ایرانیان، به کوشش علی‌اکبر سعیدی سیرجانی، تهران، ١٣٥٧ش؛ هدایت، مهدیقلی، خاطرات و خطرات، تهران، ١٣٤٤ش؛ نیز:

Aubin, E., La Perse d'aujourd'hui, Paris, ١٩٠٨; Benjamin, S. G. W., Persia and the Persians, London, ١٨٨٧; Chelkowski, P. J., »Taªziyeh: Indigenus Avant-Garde Theatre of Iran«, Taªziyeh Ritual and Drama in Iran, New York, ١٩٧٩; Février, J. G., Trois ans á la cour de Perse, Paris, ١٩٠٦; Gaffary, F., »Les Lieux de spectacle à Téhéran«, Téhéran capitale bicentenaire, ed. Ch. Adle and B. Hourcade, Tehran, ١٩٩٢; Gobineau, J., Religions et philosophies dans l’Asie Centrale, Paris, ١٩٣٣; Orsolle, E., Le Caucase et la Perse, Paris, ١٨٨٥; Peterson, S. R., »The Taªziyeh and Related Arts«, Taªziyeh Ritual and Drama in Iran, ed. P. J. Chelkowski, New York, ١٩٧٩; Serena, C., Hommes et choses en Perse, Paris, ١٨٨٣.
احمد آرین‌نیا