دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٠٤١
| تقی الدین کاشی جلد: ١٦ شماره مقاله:٦٠٤١ |
تَقیُّالدّینِکاشی، محمد، فرزند شرفالدین علی حسینی کاشانی معروف به «میر
تذکره» و متخلص به «ذکری»، شاعر و ادیب دورۀ صفوی و مؤلف یکی از تذکرههای مهم
شاعران پارسیگوی. استوری برپایۀ گزارش خودِ تقیالدین در ذیل خلاصةالاشعار مورخ
٩٩٣ق/١٥٨٥م تولد او را حدود سال ٩٤٣ق/١٥٣٦م تخمین زده است (I(٢)/٨٠٣)، در حالیکه
بیشتر منابع بدون ذکر مأخذ یا دلیل، تاریخ تولد وی را حدود سال ٩٤٦ق و یا
٩٥٦ق/١٥٤٩م دانستهاند (نفیسی، «تاریخچه...»، ٣٣؛ بانکیپور، VIII/٧٣؛ نقوی، ١٢٤).
تقیالدین در کاشان متولد شد، در همانجا پرورش یافت و به تحصیل پرداخت. وی از
شاگردان محبوب محتشم کاشانی
(د ٩٩٦ق) بود (نک : دنبالۀ مقاله) و بیشتر عمر خود را در کاشان گذراند (نقوی،
همانجا)؛ با این حال وی به نقاط مختلف ایران و
نیز شهرهای کربلا و نجف سفر کرد (همانجا). بیتردید شهرت تقیالدین از همان روزگار
مرهون تألیف تذکرۀ خلاصة الاشعار و زبدة الافکار است. او در سرودن شعر نیز دست داشت
(صفا، ٥(٣)/١٧١٣، ١٧١٥)، هرچند به نظر میرسد که سرودههای وی چندان موردتوجه نبوده
است (نک : اوحدی، ١/٢٣٤؛ نقوی، همانجا). از گفتار اوحدی برمیآید که تقیالدین در
طول تألیف عرفات العاشقین در ١٠٢٢-١٠٢٤ق/١٦١٣-١٦١٥م درگذشته است (همانجا؛ نیز نک :
گلچینمعانی، تاریخ...، ١/٥٥٢؛ صفا، ٥(٣)/١٧١٣).
آثـار: معروفترین اثر تقیالدین کاشی خلاصة الاشعار و زبدة الافکار است. وی این
تذکره را در ٩٧٥ق/١٥٦٧م در دوران سلطنت شاه طهماسب (سل ٩٣٠-٩٨٤ق) و به نام او آغاز
کرد و مدت ٤٠ سال به تألیف این تذکره اشتغال داشت. از مندرجات، ملحقات و ذیلهای
خلاصة الاشعار برمیآید که این اثر بارها از سوی مؤلف مورد بازبینی قرار گرفته، و
تکمیل شده است. از اینرو نسخههای موجود از این کتاب یکسان نیستند و کاستیها و
افزونیهایی نسبت به یکدیگر دارند.
مؤلف این کتاب را ابتدا در ٤ جلد مشتمل بر یک مقدمه، ٤ فصل، ٤ رکن و یک خاتمه در
٩٨٥ق/١٥٧٧م به پایان برد. سپس در ٩٩٣ق جلدی دیگر بدان افزود و نهایتاً در حدود سال
١٠١٦ق/١٦٠٧م مجلد ششم را به انجام رساند (تقیالدین، خلاصة...، ١/٤؛ صفا،
٥(٣)/١٧١٤؛ نقوی، ١٢٤-١٢٥، ١٢٩؛ گلچین معانی، همان، ١/ ٥٢٨، ٥٣٧، ٥٤٠-٥٤٣؛ نیز نک
: استوری، I(٢)/٨٠٣-٨٠٥) و در آن به معرفی ٦٥١ شاعر، اعم از متقدم و متأخر پرداخت
(گلچین معانی، همان، ١/٥٣٨-٥٣٩). خلاصة الاشعار با مدح شاه طهماسب صفوی (نک : ١/١)
و در برخی نسخهها با مدح ابراهیم عادلشاه سلطان بیجاپور (٩٨٨-١٠٣٧ق) آغاز میشود
(نقوی، ١٢٥، ١٣٠؛ استوری، I(٢)/٨٠٤). گفتنی است که برخی منابع از سفر و اقامت
تقیالدین در اواسط یا اواخر عمر به هندوستان و تألیف و تقدیم تذکرۀ خلاصة الاشعار
به نام ابراهیم عادلشاه ثانی سخن گفتهاند (نفیسی، تاریخ...،١/٣٧٩،
٢/٨٠٥،«کتـابها...»،٦١؛نقـوی،١٢٤).
گلچینمعانی بر پایۀ برخی دلایل از جمله اظهارات تقیالدین کاشی مبنی بر دریافت
برخی از سرودههای شاعران مقیم هند احتمال سفر تقیالدین به هندوستان را مردود
میشمارد و حدس میزند که مؤلف خلاصة الاشعار تمام یا قسمتی از تذکرۀ خود را به قصد
دریافت صله برای سلطان ابراهیم فرستاده باشد (همان، ١/٥٤٣-٥٤٤).
تقیالدین پس از ذکر سبب تألیف در مقدمۀ کتاب (نک : ١/٤، ٦)، در فصول مختلف بدین
معانی پرداخته است: حالات عشق (همان، ١/٤)؛ ذکر منتخبات دیوان حضرت علی(ع) با ترجمۀ
منظوم و شرح آن به زبان فارسی (١/٤-٥، ٢٠-٢٨)؛ بحث از شعر و شاعری از آغاز خلقت، و
شعر و شاعری در ایران تحت عنوان «لاحقه» (همان، ١/٢٩-٣٠)؛ شرح حال جامع شعرا همراه
با منتخبات اشعار آنان از عنصری تا غزالی مشهدی (برای آگاهی بیشتر، نک : نقوی،
١٢٦-١٢٧).
خاتمۀ خلاصة الاشعار (مجلد ٦) به ١٢ «اصل» (شهر) بر حسب اقامتگاه و زادگاه شاعر، و
هر اصل به دو «فصل» تقسیم شده، و به ذکر شاعران کاشانی همروزگار مؤلف اختصاص یافته
است. خاتمه با مدح شاه عباس آغاز میشود و با بحث بیان فضیلت علم فصاحت و بلاغت و
برتری شعرا بر اصحاب صناعت ادامه مییابد (گلچین معانی، همان، ١/٥٢٨-٥٣٧، ٥٣٩-٥٤٠؛
صفا، همانجا؛ نقوی، ١٢٧-١٢٨).
استوری (همانجا) در ضمن معرفی نسخههای خلاصة الاشعار از نسخهای یاد میکند که
علاوه بر خاتمۀ مذکور، دارای خاتمۀ دیگری نیز هست که در آن منظومههایی از ٦٠ شاعر
ثبت شده است. پیدا ست که دیوان این شاعران، پس از تألیف و تکمیل تذکره به دست مؤلف
رسیده است. این نسخه همچنین دارای یک ذیل مفصل است که در آن مؤلف ضمن خودستاییها،
نظریات خویش را در باب تذکره مطرح کرده است (نک : نقوی، ١٢٨-١٢٩؛ گلچینمعانی،
همان، ١/٥٤١).
نثر خلاصة الاشعار ساده است، با این حال در مواردی چند از جمله در مقدمۀ کتاب و
آغاز هر مبحث، مؤلف به شیوۀ مرسوم زمان، از نثر مصنوع یا مسجع بهره برده است؛
همچنین نقل آیات، احادیث، ضربالمثلها و اقوال بزرگان، ذکر سالها و برخی عبارات به
زبان عربی، بهخصوص در مقدمه (نک : تقیالدین، همان، ١/١ بب ؛ نقوی، ١٣٢) از
ویژگیهای سبکی کتاب شمرده میشود.
پارهای از منابع و مآخذی که مؤلف در اثر خود از آنها یاد کرده است، عبارتاند از:
چهار مقاله، المعجم فی معاییر اشعار العجم، حدائق السحر، تذکرة الشعراء دولتشاه،
مجالس النفائس و... (گلچینمعانی، همان، ١/٥٤٧). از ویژگیهای برجسته و ممتاز خلاصة
الاشعار اشتمال آن بر شمار بسیاری از اشعار و شرح مفصل احوال شاعران به خصوص در بخش
شعرای روزگار مؤلف است که وی بسیاری از آنان را ملاقات کرده، یا با آنان روابط
دوستانه داشته است. نام شماری از این شاعران در تذکرههای دیگر نیامده است و از این
نظر میتوان گفت خلاصة الاشعار یکی از غنیترین و سودمندترین تذکرهها به زبان
فارسی است (همان، ١/٥٤٦؛ نقوی، ١٣٠-١٣١؛ صفا، ٥(٣)/١٥٩٢، ١٧١٤؛ نفیسی، تاریخ،
١/٣٧٩).
تقیالدین در انتخاب اشعار، دیوان بسیاری از شعرا را دیده، و منتخباتی از آنها
فراهم آورده است. در پارهای از موارد مؤلف
به نقل و اقتباس مطالب از مآخذ، اکتفا نکرده، و دیدگاههای انتقادی خویش را نیز مطرح
کرده است (نقوی، ١٣١). شرح اشعار برخی شاعران (برای نمونه، نک : خلاصة، ١/٥٥ بب ،
نیز ٦/٤٣٨ بب ، ذیل اثیرالدین اخسیکتی)، آوردن نمونۀ آثار منثور برخی از شعرا در
کنار آثار منظوم آنان (برای نمونه، نک : همان، ٦/٤٧٠، اخلاق الاشراف عبید زاکانی)
و گاهی نیز توصیف جغرافیایی شهرهای زادگاه یا اقامتگاه شاعران (گلچینمعانی، همان،
١/٥٤٧)، از دیگر خصوصیات خلاصة الاشعار محسوب میشود.
از کاستیهای این تذکره میتوان بدین موارد اشاره کرد: التزام مؤلف در نیاوردن نوع
مثنوی جز در یکی دو مورد (همان، ١/٥٤٤؛ صفا، ٥(٣)/١٧١٤)؛ پرداختن فزون از حد به
مسائل شخصی شعرا و موضوعات خارج از حوزۀ تذکرهنگاری؛ اصرار بر درج داستانهای مفصل
و ساختگی عاشقانه دربارۀ شاعران متقدم (صفا، همانجا؛ گلچینمعانی، همان، ١/٥٤٧؛
نقوی، ١٣٠-١٣١؛ نک : تقیالدین، همان، ١/٥٥ بب ، ذیل اثیرالدین اخسیکتی، نیز
٦/٤٤٤، ذیل ابوالفرج رونی)؛ نقل مفصل اشعار یک شاعر ذیل نام شاعری دیگر (نقوی،
١٣١)؛ ناآگاهی نسبت به قواعد علم بیان (گلچینمعانی، همان، ١/٥٤٦)؛ و کوتاهی در ذکر
منابع و مآخذ در باب شعرای سلف (همان، ١/٥٤٧). یکی از منتقدان همروزگار تقیالدین،
انشا و حتى عبارات خلاصة الاشعار را برگرفته از کلیله و دمنه دانسته، و انتخابهای
تقیالدین از اشعار شاعران و چند و چون نقل این اشعار را در تذکره مطلوب نشمرده
است. وی همچنین از مبالغههای تقیالدین درخصوص شاعران کاشان انتقاد کرده است
(همان، ١/٥٤٥-٥٤٦).
نسخههای خطی متعددی به صورت کامل و ناقص از این اثر در کتابخانههای ایران و جهان
نگهداری میشود (نک : همان، ١/٥٤٨-٥٥١؛ نقوی، ١٣٣-١٣٤؛ منزوی، فهرستواره، ٣/١٩٠٤؛
مرعشی، ١٨/١٣١؛ ملک، ٢/٢٢٦؛ ملی، ١/١٠٣). منتخب و خلاصهای از خلاصة الاشعار به
کوشش علینقی کمرهای (٩٥٣-١٠٣١ق) متخلص به نقی، از بخش شعرای متقدم این اثر در دست
است که با حذف داستانهای عشقی ساختگی و تأکید بر حقایق تاریخی و منتخبات اشعار
شاعران فراهم آمده است (نک : گلچینمعانی، تاریخ، ١/٥٥٦-٥٥٨، «احوال..»، ١٢٧؛ صفا،
٥(٣)/ ١٧١٤-١٧١٥).
دیگر آثار وی عبارتاند از:
١. تدوین کلیات (هفت دیوان) محتشم کاشانی. محتشم کاشانی (د ٩٩٦ق) به سبب ارادت و
اعتمادی که به شاگرد خود تقیالدین داشت، در اواخر عمر، مسئولیت جمع و تدوین آثار
منظوم خود را به وی سپرد. بدینترتیب تقیالدین بنا بر خواست استاد خود، اشعار وی
را با عنوان کلیات جمع آورد و طبقهبندی کرد و مقدمهای نیز بر آن نوشت (نک :
تقیالدین، مقدمه بر...، ١/٢٤٦-٢٤٧، نیز: استوری، I(٢)/٨٠٣؛ نقوی، ١٢٤). این مقدمه
در دستنویس دیوان محتشم موجود است (نک : ریو، II/٦٦٥).
٢. دیوان. در برخی منابع از دیوان ذکری کاشانی یا تقی کاشی (کاشانی) یاد شده است
(نک : آقابزرگ، ٩(١)/١٧٤، ٩(٢)/٣٣٩؛ منزوی، خطی مشترک، ٩/٢٠٢٢، خطی، ٣/٢٢٦٠).
دستنویسی از این دیوان به شمارۀ ١٠٩٩ در کتابخانۀ آصفیۀ هند موجود است (نک :
بهادر، ٤/٢٨٦-٢٨٧).
٣. مآثر الخضریه، در شرح حال و ذکر بناها و آثاری که آقا خضرای نهاوندی در دوران
حکومت خود در کاشان ایجاد کرد (نک : صفا، ٥(٣)/١٧١٥).
٤. مجمع القصاید، شامل قصایدی که تقیالدین از شاعران متقدم برای خلاصة الاشعار
انتخاب کرده است (نک : همانجا).
مآخذ: آقابزرگ، الذریعة؛ اوحدی بلیانی، محمد، عرفات العاشقین، نسخۀ خطی کتابخانۀ
ملی ملک، شم ٥٣٢٤؛ بهادر، میر عثمان علی، فهرست کتب عربی و فارسی و اردو مخزونۀ
کتبخانۀ آصفیه، حیدرآباد دکن، ١٣٥٥ق؛ تقیالدین کاشی، محمد، خلاصة الاشعار، نسخۀ
عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز (شم ١/١١٦، ٦/١١٦)؛ همو، مقدمه بر هفت دیوان محتشم
کاشانی، به کوشش عبدالحسین نوایی و محمدی صدری، تهران، ١٣٨٠ش؛ صفا، ذبیحالله،
تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٧٠ش؛ گلچین معانی، احمد، «احوال و آثار شیخ علینقی
کمرهای»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات مشهد، مشهد، ١٣٤٦ش، س ٣، شم ٢-٣؛ همو، تاریخ
تذکرههای فارسی، تهران، ١٣٤٨ش؛ مرعشی، خطی؛ ملک، خطی؛ ملی، خطی؛ منزوی، خطی؛ همو،
خطی مشترک؛ همو، فهرستوارۀ کتابهای فارسی، تهران، ١٣٧٦ش؛ نفیسی، سعید، «تاریخچۀ
مختصر ادبیات ایران»، سالنامۀ پارس، تهران، ١٣٢٨ش، س ٢٤؛ همو، تاریخ نظم و نثر در
ایران و در زبان فارسی، تهران، ١٣٤٤ش؛ همو، «کتابهای مهم کتابخانۀ ریاست رامپور»،
پیام نو، تهران، ١٣٣٠ش، س ٤، شم ٩؛ نقوی، علیرضا، تذکرهنویسی فارسی در هند و
پاکستان، تهران، ١٣٤٣ش؛ نیز:
Bankipore ; Rieu, Ch., Catalogue of the Persian Manuscripts in the British
Museum, London; Storey, C.A., Persian Literature, London, ١٩٧٢.
لیلا پژوهنده