دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦١٩٦
| تومان جلد: ١٦ شماره مقاله:٦١٩٦ |
تومان، از واحدهای کهن شمارش، اصطلاحاً عنوان دستههای بزرگ نظامی، برخی درجات و
مناصب لشکری، و دستهای از تقسیمات کشوری. این واژه به صورتهای تومن، تمان، تُمن و
تومانه نیز در منابع آمده است. برخی از محققان تومان را اصلاً واژهای ترکی ـ مغولی
(برهان...، ١/٥٣٥؛ معین، ١/٥٣٥؛ قدری، ذیل واژه)، و بعضی دیگر ریشۀ آن را تُخاری
ــ شاخهای از زبانهای ایرانی ــ میدانند که احتمالاً از زبان چینی کهن بدان راه
یافته است (کلاوسن، II/٥٠٧؛ دورفر، EI٢, X/٦١٩, EI١, VIII/٨٣٦;؛ II/٦٤١-٦٤٢؛ روشن،
٣/٢٣٤٥). تومان در زبان ترکی به معنی ١٠ هـزار است (برهان، نیز معین، همانجاها)،
همچنین به معنی خیلی زیاد (سامـی، ١/٤٥٣) و هزارهزار نیز آمده است (کاشغری،
I/٢٠٢). مغـولان که نامی برای شمارش بیش از ١٠٠ نداشتند، هزار و ١٠ هزار را از زبان
ترکی گرفتند (روشن، همانجا).
تومان در واحدهای نظامی به سپاه مرکب از ١٠ هزار نفر گفته میشد. تقسیم سپاه به١٠
هزار نفر در ایران باستان نیز معمول بود و مهمترین نمونۀ آن سپاه ١٠ هزار نفری
موسوم به «جاودانان» است (کخ، ٢٩٧- ٢٩٨). اگر چه این واژه قبل از مغولان نیز
کموبیش متداول بوده است (کسروی، ٥٥)، لکن کاربرد حقیقی و عمومی آن به دوران
مغولان باز میگردد که تقسیم سپاه به واحدهای ١٠ هزار نفری رایج بوده است (جوینی،
١/٢٣، جم ؛ رشیدالدین، جامع...، ١/ ٣٢٩، جم ). فرمانده سپاه ١٠ هزار نفری را
امیر تومان مینامیدند (جوینی، همانجا؛ رشیدالدین، همان، ٢/١١٢٣، ١٢١٥؛ آقسرایی،
٦١). شمار افراد تومانها در پارهای نقاط از ٣ تا ٧ هزار نفر متغیر بود (EI٢،
همانجا). امرای تومانات بیشتر از بزرگان مغول ــ که خود ریاست قبیلهای را برعهده
داشتند ــ انتخاب میشدند. این امرا در دستگاه نظامی و دولتی از موقعیت ممتازی
برخوردار بودند و مناصب بسیار مهم به آنها واگذار میشد (اشپولر، ٣٩٩؛ پتروشفسکی،
٢/٥٢٨-٥٢٩). منصب امیر تومانی بالاتر از میرپنجه و پایینتر از امیر نویان به شمار
میرفت (مدرسی، ٥٢).
تقسیمات تومان و درجۀ امیر تومانی در ادوار پس از ایلخانان نیز فراز و فرودهایی
وجود داشته است، چنان که در دوران ترکمانان در سدههای ٨ و ٩ ق/١٤ و ١٥م اصطلاح
امیر تومان (روملو، ١/٢٤٢) و سرداران تومانات (ابوبکر طهرانی، ٢/٤٢٧) به کار
میرفت. تقسیم سپاه به تومانات یعنی ١٠ هزار نفر، اگر چه تومان نامیده نمیشد، در
دورۀ صفویه هم رایج بوده است؛ مثلاً شمار افراد توپخانۀ شاهی که فرمانده آن
توپچیباشی (مینورسکی، ٥٥) خوانده میشد، ١٠ هزار نفر بود (قوزانلو، ١/٣٧٦-٣٧٧).
در آستانۀ تشکیل سلسلۀ قاجار، اصول جدید نظام بهتدریج رسمیتیافت و واحدهایپیاده
وتوپخانه دردستههای ١٠هزارنفری شکل گرفت که تومان نامیده میشد (همو، ٢/٦٨٢). در
دوران ناصرالدین شاه و صدارت امیرکبیر تقسیمات و دگرگونیهای جدیدی در سپاه پدید
آمد. بر اساس این تقسیمبندی که آن را «تومانبندی» میگفتند، سپاه ایران به ١٠
تومان تقسیم شد و هر تومان ٤ تا ١١ هنگ را شامل میشد (کاظمی، ٢٧؛ قائممقامی، ٦٩؛
مقتدر، ٦٦-٦٧؛ تاریخ...، ١/٢٤-٢٥). تومانبندی ظاهراً در ١٣٠٧ یا ١٣٠٨ق لغو گردید
(قائم مقامی، همانجا). عنوان امیر تومانی در دورۀ قاجار عنوان افتخاری نیز محسوب
میشد و شاهزادگان قاجار و برخی از دولتمردان از این عنوان و امتیازات آن، شامل
نشان و حمایل، استفاده میکردند (اعتمادالسلطنه، ١/٣٤٩-٣٥٠).
در تقسیمات کشوری هم اصطلاح تومان کاربرد داشت. قصبهای که ١٠٠ روستا را شامل میشد
(برهان، همانجا)، تومان نام داشت. همچنین هر یک از ایالاتی که از آن ١٠ هزار مرد
جنگی بیرون میآمد (ابنعربشاه، ١٤)، و نیز هر ناحیهای که درآمد مالیاتی آن به ١٠
هزار دینار میرسید (نوایی، ٨٣١)، نیز تومان نام داشت. تومانها اغلب در زمرۀ
اقطاعات نظامی بود (پیگولوسکایا، ٢/٣٨٠؛ بیانی، ١٩٥). از آنجا که در برخی ادوار
لشکریان یک فرمانده تقریباً مِلک او به شمار میرفت و به وارثانش میرسید (اشپولر،
٣٩٨-٣٩٩)، بارتولد تومان را همان ایل و الوس دانسته است (نک : EI١، همانجا). در
تقسیمات کشـوری قلمرو عثمانی نیز تومان معـادل و برابر بـا سنجـاق ــ شامل چند بخش
ــ بوده است (سامی، همانجا؛ پاکالین، III/١١٩).
تومان در مسکوکات نیز به عنوان واحد شمارش به کار میرفت. این اصطلاح به طور اعم به
معنی ١٠ هزار و به طور اخص به معنی ١٠ هزار زر یا دینار بوده است (قزوینی،
یادداشتها، ٢/١١٣، مقدمه بر...، ٦٠). حمدالله مستوفی خراج بلاد عراق را «١٢٨ هزار
هزار درهم معادل ١٣٣‘٢ تومان و کسری...» آورده است (ص ٢٩)، یعنی هر ٦ درهم را یک
دینار محاسبه کرده است. چنین به نظر میآید که نخستین کاربرد این اصطلاح نیز به
دوران ایلخانان باز میگردد که در شمارش پولهای رایج مانند بالش، آقچه و نظایر آن،
استعمال میشده است (جوینی،
١/ ١٦٩؛ رشیدالدین، همان، ٢/١٤٩٣، تاریخ...، ٣١٤، ٣١٦؛ پاکالین، I/٣٤).
از گزارش حمدالله مستوفی برمیآید که در سدۀ ٨ ق، برخلاف دورههای بعد مسکوکی به
نام تومان وجود نداشته، و فقط واحد شمارش بوده است. در دورۀ تیموریان اصطلاح تومان
کُپکی (شرفالدین، ٤٠١، ٩١٣) در شمارش به کار میرفت که یک تومان آن با ٦ تومان
عراقی مساوی بود (نوایی، ٨٣٢). در زمان ترکمانان آققویونلو تومان عنوان واحد بزرگ
سکۀ رایج بود که ارزش دقیق آن را به آسانی نمیتوان تعیین کرد (هینتس، ١٢٩)، اما با
توجه به حقوق سالیانۀ امرای بزرگ که هزار تومان بوده است (فضلالله، ١٠٣، ١٢٧، جم
)، ارزش آن مشخص میشود. اصطلاح تومان تبریزی در دورۀ ترکمانان و ادوار بعد نیز
کاربرد داشتهاست(ابوبکرطهرانی، ٢/٣٤١، ٣٦٣؛ محمدکاظم، ٢/٥٤٠؛ نادرمیرزا، ٢٥٩).
تومان تبریزی یک ترکیب اضافی است و شاید بازمانده از دوران سلطنت غازان خان است که
تبریز مقر حکومت وی بود و فرمان یکسان کردن اوزان و مقادیر از سوی وی صادر و به
سایر شهرها ابلاغ شد (رشیدالدین، جامع، ٢/١٤٥٧-١٤٦٦).
در زمان صفویان سکهای به نام تومان وجود نداشته، بلکه واحدی برای محاسبه بوده است
(طاهری، ٣٣٣؛ پیگولوسکایا، ٢/٥٥٤؛ شاردن، ٤/٣٨١). واحد جدید پول در دورۀ صفویان
«عباسی» نام داشت که معادل ٢٠٠ دینار بود و یک تومان یا ١٠ هزار دینار، با ٥٠
عباسی برابر بـوده است. اولیا چلبـی ــ سیاح عثمانی ــ که در زمان شاه صفی به ایران
آمده بود، از تومان با عنوان واحد شمارش پول رایج یعنی عباسی نام میبرد (نک :
دیانت، ٢/١٢٤-١٢٥).
در روزگار سلطنت نادرشاه سکۀ نادری رواج داشت که معادل ٥٠٠ دینار بود، یعنی یک
تومان معادل ٢٠ نادری بود (نادر میـرزا، همانجـا). سکـۀ طلای تومـان نخستیـنبار در
د
فتحعلیشاه و به فرمان او ضرب شد (EI١، همانجا). در زمان ناصرالدینشاه در ١٢٩٥ق/
١٨٧٨م تومان طلا از طلای ٩٠٪ ضرب میشد و شماری سکۀ ١٠ تومانی به ضرب رسید. در
١٣٠٨ش با تصویب مجلس، آحاد پول تغییر یافت و مقرر شد که هر ریال معادل ١٠٠ دینار و
١٠ ریال برابر با یک تومان باشد. از آن تاریخ واحد پول رسمی ریال شد و با اینکه از
نظر قانونی تومان از آحاد مسکوکات پول رایج نیست، ولی در تمام نقاط واحد شمارش به
تومان، برابر با ١٠ ریال است (نک : ه د، پول).
مآخذ: آقسرایی، محمود، مسامرة الاخبار و مسایرة الاخیار، به کوشش عثمان توران،
آنکارا، ١٩٤٣م؛ ابنعربشاه، احمد، عجائب المقدور، قاهره، ١٣٠٥ق؛ ابوبکر طهرانی،
دیار بکریه، به کوشش نجاتی لوغال و فاروق سومر، تهران، ١٣٥٦ش؛ اشپولر، برتولد،
تاریخ مغول در ایران، ترجمۀ محمود میرآفتاب، تهران، ١٣٦٥ش؛ اعتمادالسلطنه، محمدحسن،
المآثر و الآثار، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٦٣ش؛ برهان قاطع، محمدحسین بن خلف
تبریزی، به کوشش محمد معین، تهران، ١٣٣٠ش؛ بیانی، شیرین، تاریخ آل جلایر، تهران،
١٣٤٥ش؛ پتروشفسکی، ا.پ.، کشاورزی و مناسبات ارضی در ایران عهد مغول، ترجمۀ کریم
کشاورز، تهران، ١٣٥٧ش؛ پیگولوسکایا و دیگران، تاریخ ایران از دوران باستان تا پایان
سدۀ هیجدهم، ترجمۀ کریم کشاورز، تهران، ١٣٤٦ش؛ تاریخ ارتش نوین ایران، ستاد بزرگ
ارتشتاران، تهران، چاپخانۀ ارتش؛ جوینی، عطاملک، تاریخ جهانگشای، به کوشش محمد
قزوینی، تهران، ١٣٦٧ش؛ حمدالله مستوفی، نزهةالقلوب، به کوشش لسترنج، لیدن،
١٣٣١ق/١٩١٣م؛ دیانت، ابوالحسن، فرهنگ تاریخی سنجشها و ارزشها، تبریز، ١٣٦٧ش؛
رشیدالدین فضلالله، تاریخ مبارک غازانی، به کوشش کارل یان هارتفرد، ١٣٥٨ق/١٩٤٠م؛
همو، جامع التواریخ، به کوشش محمد روشن و مصطفى موسوی، تهران، ١٣٧٣ش؛ روشن، محمد،
تعلیقات بر جامع التواریخ (نک : هم ، رشیدالدین فضلالله)؛ روملو، حسن، احسن
التواریخ، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٤٩ش؛ سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام،
استانبول، ١٣٠٦ق؛ شاردن، سیاحتنامه، ترجمۀ محمدعباسی، تهران، ١٣٣٦ش؛ شرفالدین علی
یزدی، ظفرنامه، به کوشش عصامالدین اورونبایف، تاشکند، ١٩٧٢م؛ طاهری، ابوالقاسم،
تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران، تهران، ١٣٥٤ش؛ فضلالله بن روزبهان، تاریخ عالم آرای
امینی، به کوشش محمداکبر عشیق، تهران، ١٣٨٢ش؛ قائم مقامی، جهانگیر، تاریخ تحولات
سیاسی نظام ایران، تهران، ١٣٢٦ش؛ قدری، حسین کاظم، تورک لغتی، استانبول، ١٩٢٨م؛
قزوینی، محمد، مقدمه بر تاریخ جهانگشای (نک : هم ، جوینی)؛ همو، یادداشتها، به
کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٦٣ش؛ قوزانلو، جمیل، تاریخ نظامی ایران، تهران،
١٣١٥-١٣٣١ش؛ کاظمی، محمد، تاریخ پنجاه سالۀ نیروی زمینی شاهنشاهی ایران، تهران،
١٣٥٥ش؛ کخ، هایدماری، از زبان داریوش، ترجمۀ پرویز رجبی، تهران، ١٣٧٩ش؛ کسروی،
احمد، کاروند، به کوشش یحیى ذکاء، تهران، ١٣٥٢ش؛ مدرسی، یحیى و دیگران، فرهنگ
اصطلاحات دورۀ قاجار (قشون و نظمیه)، تهران، ١٣٨٠ش؛ محمد کاظم، عالم آرای نادری، به
کوشش محمد امین ریاحی، تهران، ١٣٦٤ش؛ معین، محمد، تعلیقات برهان قاطع (هم )؛
مقتدر، غلامحسین، پاسداران شاهنشاهی ایران در ادوار مختلف تاریخ، به کوشش حسین
احمدیپور، تبریز، ١٣٤٧ش؛ مینورسکی، و. و.، سازمان اداری حکومت صفوی، ترجمۀ مسعود
رجبنیا، تهران، ١٣٣٤ش؛ نادر میرزا قاجار، تاریخ و جغرافی دارالسلطنۀ تبریز، به
کوشش محمدمشیری، تهران، ١٣٦٠ش؛ نوایی، عبدالحسین، تعلیقات بر احسن التواریخ
(نک : هم ، روملو)؛ هینتس، والتر، تشکیل دولت ملی در ایران، ترجمۀ کیکاووس
جهانداری، تهران، ١٣٦١ش؛ نیز:
Clauson, G., An Etymological Dictionary of Pre - thirteenth Century Turkish,
Oxford, ١٩٧٢; Doerfer, G., Türkische und mongolische Elemente im Neupersischen,
Wiesbaden, ١٩٦٥; EI١; EI٢; Kashghari, M., Divanü lûgat - it - türk, tr. B.
Atalay, Ankara, ١٩٤٠; Pakalın, M. Z., Osmanlı tarih deyimleri ve terimleri
sözlüğü, Istanbul, ١٩٤٦.
علی اکبر دیانت