دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦١١٦
| تنس جلد: ١٦ شماره مقاله:٦١١٦ |
تَنَس، یا تِنِس، تِنِز، شهری کهن در کشور
الجزایر. این شهر بندری با ٥٤٨‘٤٧ تن جمعیت (١٣٨٥ش/٢٠٠٦م)، در کرانۀ دریای
مدیترانه، در شمال الجزایر در ٢٠٠ کیلومتری غرب شهر الجزیره، در استان شلف واقع است
(«فرهنگ...١»؛ ویکیپدیا٢).
دیرینگی تنس به سدۀ ٨ قم بازمیگردد. موقعیت مناسب جغرافیایی این منطقه در دوران
باستان، واقع شدن آن در دهانۀ وادی علاله، حفاظی طبیعی در برابر بادهای غربی و شمال
غربی برای کشتیهای بازرگانی به وجود آورده بود؛ از اینرو تنس در آن دوران
باراندازی مناسب برای کشتیهای بازرگانی فینیقیها
ــ که در این سواحل آمدوشد داشتند ــ بهشمار میرفت (نک : جیلالی، ١/ ٤٩؛ EI٢).
این شهر در آن دوران کارتِن، کارتنس و یا کارتنا نامیده میشد. نامهای گوناگون این
شهر حاکی از آن است که دو شهر با این نام وجود داشته است، یکی شهر باستانی و
بربرنشین در پیچ وادی علاله، و دیگری بندر تنس که در ٣٠قم رومیها در آن مستقر
بودند (همانجاها؛ لئون افریقی، ٢/٣٥). پس از غلبۀ رومیها بر فینیقیها در جنگهای
پونیک (٢٦٤-١٤٦قم)، این شهر به تصرف رومیها درآمد. در سدۀ ٥ م پس از افتادن تنس به
دست واندالها، این شهر از رونق افتاد، تا اینکه روم شرقی (بیزانس) آنجا را از تصرف
واندالها بیرون آورد (EI٢؛ اسعدی، ١/١٣٤).
١. The World... ٢. Wikipedia.
در دورۀ فتوحات اسلامی در شمال افریقا نامی از این شهر برده نشده است، اما
میبایستی این شهر نیز همچون دیگر شهرها و نواحی این منطقه در سدۀ ١ق/٧م به قلمرو
مسلمانان افزوده شده باشد (همانجا). به نوشتۀ ابوعبید بکری در ٢٦٢ق/٧٨٦م گروهی از
دریانوردان اندلسی از البیره و تدمیر به این شهر مهاجرت کردند و در آن مستقر شدند
(ص ٦١). در ٢٩٨ق/٩١١م فاطمیان این شهر را به تصرف درآوردند، اما اندکی بعد به تصرف
زیری بن عطیۀ مغراوی، دستنشاندۀ خاندان اموی قرطبه
درآمد (EI٢).
تنس در سدههای ٤ و ٥ ق دارای استحکامات، قلعه، مسجد و بازار بوده، و باروی آن دو
دروازه داشته است. آب شهر از طریق رودخانۀ شلف تأمین میشده، و کشاورزی و تجارت
دریایی نیز در آن رونق داشته است (ابن حوقل، ١/٧٧؛ ابوعبید، ٥٩-٦١). شهر در این
دوره تنس الحدیثه خوانده میشد، تا از ویرانههای دورۀ رومی (تنس القدیمه) متمایز
شود (همانجا).
تنس در ٤٧٣ق/١٠٨٠م به تصرف یوسف بن تاشفین مرابطی درآمد (سلاوی، ١/٣٢؛ ابن خلدون،
عبدالرحمان، ٦/١٨٦؛ ابن ابیزرع، ١٤٣، ١٦٨). تنس در آن روزگار به سبب واقع شدن بر
سر راههای ارتباطی که شرق الجزایر را به غرب آن، و مسیله را به تلمسان متصل میکرد،
رونق فراوان داشت. این شهر در اوایل سدۀ ٧ق بخشی از قلمرو مندیل بن عبدالرحمان
مغراوی ــ یکی از دستنشاندگان حفصیان ــ بود (EI٢).
تنس در دورۀ حکومت بنی زیان (عبدالوادیان) بهویژه یغمراسن بن زیـان (حک ٦٣٧-٦٨١ق)
ــ مـؤسس ایـن سلسلـه ــ به سبب وجود عالمان و متکلمان به مرکزی علمی بدل شده بود
(همانجا؛ لین پول، ١/ ٥٩-٦٠). در ٦٨٨ق/١٢٨٩م ابوسعید عثمان اول (حک ٦٨١-٧٠٣ق)، از
خاندان بنی زیان، تنس را از بربرهای مغراوه گرفت (ابن خلدون، یحیى، ١/ ٢٠٨)؛ اما در
٧٥٢ق/١٣٥١م در دوران حکومت ابوثابت الزعیم (حک ٧٤٩-٧٦٠ق)، این شهر دوباره به تصرف
بربرهای مغراوه درآمد (همو، ١/٢٤٤-٢٤٥). تنس در سدههای ٧ و ٨ ق هرچند محل منازعۀ
میان عبدالوادیان و مرینیان بود، اما یکی از بندرهای فعال در تجارت با اسپانیا
بهشمار میآمد (مونس، ٢(٢)/١٥٧؛ EI٢).
تنس در ٨٧٠-٨٧١ ق/١٤٦٦-١٤٦٧م به تصرف حفصیان درآمد (همانجاها؛ جیلالی، ٢/١٦٠). در
٩١٧ق/١٥١١م اسپانیا برخی از شهرها و بندرهای شمال افریقا را به تصرف درآورد (مونس،
همانجا؛ اسعدی، ١/١٣٦). در پی تصرف این بندرها توسط اسپانیاییها، مردم شمال افریقا
از اوروج و برادرش خیرالدین خضر رئیس، معروف به بارباروس کمک خواستند. اوروج در
٩٢٢ق/١٥١٦م تنس و دیگر بندرهای شمال افریقا را به تصرف درآورد و حاکم تنس که از سوی
اسپانیاییها بر این شهر گمارده شده بود، به قتل رسید و شهر به پایگاه ترکها برای
حمله به اسپانیاییها بدل گشت. در ٩٣٩ق/١٥٣٣م پادگان ترکها در این شهر از ٢٥ مرد
زیردست یک «قائد» و فرمانداری که از الجزیره فرستاده شده بود، تشکیل میشد (اوزون
چارشیلی، II/٣٦٦؛ التر، ٧٨، ٨٥؛ جیلالی، ٣/٤٢؛ EI٢).
پس از کشته شدن اوروج، خیرالدین بارباروس جانشین او گردید و برای تثبیت پایگاه خود،
سرزمینهای قلمرو خویش را تحتالحمایۀ سلطان عثمانی، سلیمان قانونی درآورد و
خراجگزار عثمانی شد (نک : اوزون چارشیلی، II/٣٦٦-٣٧٢). این شهر در سدۀ ١٢ق/ ١٨م
به سبب صدور غلات و انگور به اروپا دارای شهرت بود و در این دوران شهر ٤ مسجد داشت
(EI٢).
تنس تا ١٢٥٩ق/١٨٤٣م از تحرکات نظامی فرانسه در الجزایر تا اندازهای برکنار ماند و
تنها بندری بود که برای صدور پشم، غلات و دیگر کالاها به اروپا فعالیت میکرد و در
اختیار امیر عبدالقادر جزایری (عبدالقادربن محییالدین حسینی، ١٢٢٣-١٣٠٥ق، از
رهبران مقاومت در برابر فرانسویان) بود.
به رغم حضور نیروی دریایی فرانسه در آبهای منطقه، آمدوشد و تجارت در این بندر رونق
داشت (سامی، ٣/١٦٧٤؛ EI٢). فرانسویها در اول ربیعالآخر ١٢٥٩/ اول مۀ ١٨٤٣ وارد تنس
شدند و اردوگاه تنس ویل را در مقابل شهر تنس بنا کردند. عبدالقادر در بلندیهای ریه
مستقر گردید، اما سرانجام از آنجا نیز رانده شد (همانجاها).
تنس که در جنگهای کریمه میان روسیه و عثمانی (١٨٥٣-١٨٥٦م)، به انبار علوفه و غلات
برای سپاهیان عثمانی بدل شده بود، دچار رکود اقتصادی و کمیابی شدیدی شد و جمعیت آن
کاهش یافت (EI٢).
مآخذ: ابن ابیزرع، علی، الانیس المطرب، رباط، ١٩٧٢م؛ ابن حوقل، محمد، صورةالارض،
به کوشش کرامرس، لیدن، ١٩٣٨م؛ ابن خلدون، عبدالرحمان، العبر، بیروت، ١٩٥٦-١٩٦٠م؛
ابن خلدون، یحیى، بغیة الرواد فی ذکرالملوک من بنی عبدالواد، به کوشش عبدالحمید
حاجیات، الجزیره، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ ابوعبید بکری، عبدالله، المغرب، الجزیره، ١٨٥٧م؛
اسعدی، مرتضى، جهان اسلام، تهران، ١٣٦٦ش؛ التر، سامح عزیز، الاتراک العثمانیون فی
افریقیا الشمالیه، ترجمۀ محمودعلی عامر، بیروت، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م؛ جیلالی، عبدالرحمان،
تاریخ الجزائر العام، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام،
استانبول، ١٣٠٨ق؛ سلاوی، احمد، الاستقصاء، به کوشش جعفر ناصری و محمد ناصری،
دارالبیضاء، ١٣٧٦ق/ ١٩٥٦م؛ لین پول، استنلی و دیگران، تاریخ دولتهای اسلامی و
خاندانهای حکومتگر، ترجمۀ صادق سجادی، تهران، ١٣٦٣ش؛ لئون افریقی، حسن بن محمدوزان،
وصف افریقیا، ترجمۀ محمد حجی و محمد اخضر، بیروت، ١٩٨٣م؛ مونس، حسین، تاریخ المغرب
و حضارته، بیروت، ١٤١٢ق؛ نیز:
EI٢; Uzunçarԫılı, İ. H., Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٨٣; Wikipedia,
en.wikipedia.org; The World Gazetteer, www.world-gazetteer.com.
بهزاد لاهوتی