دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦١٤٨
| توبه جلد: ١٦ شماره مقاله:٦١٤٨ |
توبه، نهمین سورۀ قرآن کریم، دارای ١٦ واحد
موضوعی (رکوع)، ١٢٩ (یا ١٣٠) آیه، ٤٩٧‘٢ کلمه و ٧٨٧‘١٠ حرف.
نخستین نام مشهور این سوره «توبه» است که از صدر اسلام تا عصر حاضر نگارش این عنوان
بر کتیبۀ آغاز سوره در مصاحف بلاد مختلف اسلامی معمول بوده است. سبب نامگذاری
سوره، فراوانی کاربرد کلمۀ «توبه» و همخانوادههای آن در این سوره نسبت به دیگر
سورههای قرآن کریم (نک : فیروزآبادی، ١/٢٢٧) و طرح و شرح سرگذشت درسآموز توبۀ ٣
تن از متخلفان غزوۀ تبوک در این سوره است (توبه/ ٩/١٠٧- ١٠٨).
دومین نام مشهور این سوره «برائت» است که این نام از کلمۀ آغازین سوره برگرفته شده،
و یادگار سنت دیرین نامگذاری سورههای قرآنی با سرآغاز آنها ست (نک : ابن عاشور،
١٠/٩٥؛ نیز دروزه، ١٢/٦٧). برخی از قرآن شناسان «برائت» را نام اصلی سوره، و «توبه»
را نام دیگر آن دانستهاند (نک : فیروزآبـادی، همانجا؛ بقاعی، ٨/٣٥٠؛ ابنعاشـور،
همانجا؛ نیز نک : EI١).
این سوره پس از دو سورۀ حمد و «قل هوالله» بیشترین شمار نامهای متعدد را به خود
اختصاص داده است (نک : زرکشی، ١/ ٢٦٩)؛ چنانکه قرآنشناسان، برخی ٨ نام
(فیروزآبادی، ١/٢٢٧- ٢٢٨)، ١٠ نام (طبرسی، ٥/٣-٤)، ١٢ نام (زمخشری، ٢/٢٤١؛
فخرالدین، ١٥/٢١٥) و برخی دیگر ١٤ نام (آلوسی، ١٠/٤٠؛ ابنعاشور، ١٠/٩٥-٩٧) همراه
با سبب نامگذاری آنها برشمردهاند که «فاضحه»: رسواگر؛ «مُبَعْثِرة »: افشاگر؛
«مُقَشقِشه»: پیرایشگر (برای توضیح مفصل سبب نامگذاری اخیر، نک : بقاعی،
٨/٣٥١-٣٥٥)؛ و «بَحوث»: کاوشگر، از آن جمله است (فیروزآبادی، همانجا). بقاعی سبب
نامگذاری سورۀ توبه (برائت) به نامهای دیگر را بازگشت معنا و مفهوم همۀ آن نامها
به «برائت» ــ نـام اصلی و مقصود اصلی سوره ــ دانسته است (٨/٣٥٠).
سورۀ توبه در ترتیب مصحف شریف پس از سورۀ اَنفال (ه م) و پیش از مجموعۀ ٦ سورهای
الرائات (نک : ه د، حِجر، سوره) جای دارد و هفتمین سوره از مجموعۀ « سَبعِ طِوال»
(ه م) بوده، و در ترتیب نزول مشهور، آخرین سورۀ مَدَنی است (ابنابی داوود، ٣٩؛
ابنندیم، ٣٩؛ ابن ضریس، ٧٥؛ قس: ابنجوزی، ١٦٨؛ زرکشی، ١/١٩٤؛ سیوطی، الاتقان،
١/١٠٤؛ نیز نک : دروزه، همانجا)؛ چنان که در بیشتر روایات ترتیب نزول در ردیفهای
١٠٩، ١١١، ١١٣ و ١١٤ جای گرفته است (نک : رامیار، ٦٧٠-٦٧١).
بیشتر مضامین سورۀ توبه ناظر به حوادث و وقایع سالهای واپسین عهد رسالت است (نک :
ابنهشام، ٤/ ١٥٩-١٦٠، ١٦٩، ١٧٣-١٨٦، ١٨٨-١٩١، ١٩٤-١٩٩؛ واحدی، ١٦٥-١٧٠، ١٧٢-١٧٦)؛
در عین حال، به گواهی برخی روایات اسباب نزول، آیاتی از این سوره در آستانۀ هجرت،
دربارۀ جنگ بدر، در ارتباط با بیعت عقبۀ ثانیه، به سال ١٣ بعثت، و حتى پس از وفات
ابوطالب، به سال دهم هجرت، در مکۀ معظمه نازل شدهاند (نک : همو، ١٦٣-١٦٤، ١٧٦-
١٧٨). دو آیۀ پایانی سوره، غالباً نزد قرآن شناسان مکی تلقی شدهاند (نک : زمخشری،
٢/٢٤١، قس: ٢/٣٢٥؛ طبرسی، ٥/٣؛ آلوسی، ١٠/٤٠، ٥٣) و مسئلۀ اِلحاق این دو آیه به
سورۀ توبه در روایات جمع و تدوین قرآن کریم مطرح است (ابنابی داوود، ٣٨-٤٠؛ نیز
نک : ابنعاشور، ١٠/٩٥-٩٦؛ دروزه، ١٢/ ٢٤٨-٢٥٢؛ قس: سیوطی، همان، ١/١٠٣).
سورۀ توبه تنها سورۀ قرآن کریم است که نه در قرائت و نه در کتابت، با بسمله آغاز
نمیشود. در توجیه این استثنا گفتهاند: گروهی از صحابه سورۀ توبه را سورهای مستقل
میدانستند و گروهی دیگر آن را دنبالۀ سورۀ اَنفال میپنداشتند (برای اختلاف صحابه،
نک : سیوطی، الدر...، ٤/ ١١٩-١٢٠، ١٢٢-١٢٤، ٣٠٩-٣١٠)؛ از این رو، به هنگام نگارش
مصاحف در آغاز سورۀ توبه یک سطر نانبشته به جای بسمله خالی گذاشتند (زمخشری، ٢/٢٤٢؛
بقاعی، ٨/٣٥٦-٣٥٧). به عبارت دقیقتر (نک : دروزه، ١٢/٦٦-٦٧) از آنجا که آیات
برائت، بخش آغازین سورۀ توبه، بدون بسمله نازل شده بود (نک : زرکشی، ١/٢٦٣) و
صحابه هیچگاه این آیات را با بسمله نشنیده بودند، از نگاشتن بسمله در آغاز سوره
خودداری کردند؛ اما از آنجا که انفال و توبه را با عنوان دو سورۀ جداگانه از پیامبر
اکرم (ص) فراگرفته بودند، یک سطر نانبشته میان آن دو فاصله انداختند. از سوی دیگر،
آیات برائت ناظر به لغو معاهدات و قطع روابط با مشرکان و کافران است و در دوران
جاهلیت، مکتوباتی این چنینی را با نام خدا آغاز نمیکردهاند (همو، ١/٢٦٢-٢٦٣؛ نیز
نک : زمخشری، ٢/٢٤١). سخن امام علی (ع) نیز، دایر بر اینکه بسمله امان است و آیات
برائت قطع امان، ناظر به همین نکته است (زرکشی، ١/٢٦٣؛ بقاعی، ٨/ ٣٥٨- ٣٥٩؛ برای
تفصیل وجوه دیگر، نک : فخرالدین، ١٥/٢١٥-٢١٧؛ نیز طوسی، ٥/١٦٧؛ قرطبی، ٨/٦١-٦٤).
گفتنی است از دیرباز برخی از مُقریان چنین تعلیم دادهاند که تلاوت سورۀ توبه را به
جای بسمله، با این عبارات آغاز کنند: «اَعوذُ بِاللّٰهِ مِنَ النّار، و مِن شرِ
الکُفّار، و مِن غضبِ الجَبّار، العِزَّةُ لِلّٰهِ الْواحِدِ القَهّار و لِرَسوله».
در برخی از مصاحف نیز، این عبارات به جای بسمله یا در کتیبۀ آغاز سوره مشاهده
میشود (برای نمونه، نک : معزی، ١١٣).
محور موضوعی این سوره پرداختن به «توبه» (ه م) است، چنانکه واژگان توبه در سرتاسر
این سوره با سامانی تدبّربرانگیز جایگزین شدهاند (آیات ٣، ٥، ١١، ١٥، ٢٧، ٤٧،
١٠٢، ١٠٤، ١٠٦، ١١٢، ١١٧، ١١٨، ١٢٦) و مضامین سوره، همه بیانگر مکتب هدایتی ـ
تربیتی توبه در قرآن کریماند. معانی، مفاهیم و مصادیق مطرح شده در سورۀ توبه بسیار
متفاوت با معنا و مفهوم رایج توبه در فرهنگ عامۀ مسلمانان است: سورۀ توبه مجموعهای
از گناهان بسیار بزرگ از قبیل دنیادوستی، تنآسایی، نیرنگبازی، منفعتگرایی،
فرصتطلبی و دروغپردازی (به ترتیب، نک : آیات ٢٤، ٣٨، ٤٢، ٤٦- ٤٨، ٥٦، ٥٨، ٩٦) را
مطرح میکند که معمولاً از «گناهان کبیره» به شمار نمیآیند و غالباً با ادعای
مسلمانی و تظاهر به دینداری همراهاند، در حالی که در رویکرد قرآنی از مصادیق «فسق»
(نک : آیات ٢٤، ٥٣، ٦٧، ٨٠، ٨٤، ٩٦) و «کُفر» (نک : آیات ٤٩، ٥٤-٥٥، ٧٤، ٨٠،
٨٤-٨٥، ٩٠، ٩٧، ١٠٧، ١٢٥) به حساب میآیند و با توبیخ شدید و تهدید به سوء عاقبت و
عذابهای دنیوی و اخروی همراهاند (نک : آیات ١٦، ٢٣-٢٥، ٣٤-٣٥، ٣٨-٣٩، ٤٢-٤٣، ٤٦-
٤٨، ٥٣-٥٥، ٥٨، ٦١-٦٣، ٦٨-٧٠، ٧٤، ٧٦-٨٢).
این سوره با گذر از مفهوم سطحی پشیمانی از گناه (ندامت) ــ که مفهوم رایج توبه
است ــ راهبردها و راهکارهاییاجتماعی ـ فرهنگی را برای تحقق یافتن مفاهیم بنیادین
توبه در زندگانی فرد مسلمان و جامعۀ اسلامی ارائه میکند. در نخستین آیات سوره (نک
: ٣، ٥، ١١، ١٥) معنا و مفهوم توبه، بازگشت از شرک به ایمان همراه با التزام عملی
به نماز، زکات و جهاد (نک : ٥، ١١، ١٦) دانسته شده است. با یادکرد از جنگ حُنین،
رزمندگان اسلام را به سبب مغرور شدن به کثرت عِده و عُده و در نتیجه دست نیافتن به
پیروزی و فرار از جبهه بازخواست میکند و لزوم توبه از گناهان مزبور را یادآور
میگردد (آیات ٢٥-٢٧). نخستین ویژگی مؤمنان راستین را توبۀ پیوسته و پویا در اندیشه
و عمل (نک : آیۀ ١١٨) و ویژگی منافقان کُفرپیشه را توبهناپذیری و اصرار ورزی بر
کفر و نفاق (نک : آیات ١٢٤-١٢٧) اعلام میکند.
مقصود اصلی این سوره آن است که در مکتب انسانساز توبه، مسلمانانی آخرتگرای،
راستگوی و درستکردار (نک :
آیۀ ١١٩)، وظیفهشناس و فداکار (نک : آیۀ ١١١)، متوکل بر خداوند (آیۀ ٥١)، معتقد
به عظمت او (آیۀ ١٢٩) و امیدوار به رحمت و کفایت او (آیات ١٤، ١٥، ٢٦، ٤٠، ٧١)
بپروراند؛
آنچنان که در راه خدا از هیچ چیز و هیچ کس نهراسند (آیات ١٣، ١٨) و تنها دغدغۀ
پرداختن به وظیفه داشته باشند و پیروزی و شکست را یکسان تلقی کنند (آیۀ ٥٢) و
پیروزی نهایی را از آنِ اسلام بدانند (آیات ٣٢-٣٣).
پیام سورۀ توبه توجه دادن مسلمانان به مسئلۀ مهم تولّا و تبرّا، پیرایش اندیشه و
عمل مسلمانان از شائبههای گوناگون کفر و نفاق، و توبهدادن ایشان از اسلامِ
سودجویانه و مصلحتطلبانه است و بر حذر داشتن ایشان از آمیزش و سازش با کافران و
مشرکان با توجیههمزیستی و همنوعی و همسایگی و جز آن(نک : آیات ١٦، ١١٣-١١٤).
سورۀ توبه در موضوع، مضمون، مقصود و پیام، با سورۀ انفال مشترک است تا آنجا که گویی
ذیلی بر سورۀ انفال است (نک : ابنابی داوود، ٣٨-٤٠؛ طبری، ٦/١٠؛ بقاعی،
٨/٣٥٥-٣٥٦، ٣٦٠-٣٦١؛ سیوطی، تناسق...، ٨٩)؛ چنان که در عهد رسالت، این دو سوره را
«قرینتین» مینامیدهاند (نک : بقاعی، ٨/٣٥٧). این همخوانی و یکپارچگی، در وحدت
تعبیر (برای نمونه، نک : انفال/ ٨/ ١٩؛ توبه/ ٩/٢٥)، اتحاد موضوع (برای نمونه، نک
: انفال/ ٨/٢٤، ٣٦-٣٧، ٧٣-٧٥؛ توبه/ ٩/ ١٩، ٥٣-٥٥، ٦٧-٧٢) و اشتراک مضمون (برای
نمونه، نک : انفال/ ٨/٤١، ٦٢-٦٤؛ توبه/ ٩/٦٠، ١٢٨-١٢٩) در بیشتر آیات این دو سوره
مشهود است که شاخصتر از همه، تحلیل وقایع جنگ بدر در سورۀ انفال (آیات ٧-١٩،
٤٢-٤٤، ٤٨-٤٩، ٧٩-٩٦) و تحلیل مسائل غزوۀ تبوک در سورۀ توبه (آیات ٤٢-٤٩، ٦١ -٦٦)
است.
این دو سوره دربردارندۀ متونی رمزآلود و در عین حال روشنگر از سیرۀ نبوی در عهد
مدنی ــ با اسلوب بیانی ویژۀ قرآن کریم ــ هستند؛ چنانکه در مقام مقایسه قسمتی از
سیرۀ ابنهشام نیز در ارتباط با وقایع سال نهم هجرت، به تفسیر سورۀ توبه، و در
ارتباط با وقایع سال اول هجرت به تفسیر سورۀ انفال اختصاص یافته است (نک :
٢/٣٢٢-٣٣٣، ٤/ ١٥٩-١٩٩). از نگاهی دیگر، دو سورۀ انفال و توبه مشتمل بر بیان و
تبیینی جامع از دین اسلام در هر دو حوزۀ نظری و عملیاند، و سیر تحول معارف و
مفاهیم اسلامی در مضامین این دو سوره قابل تأمل است.
سورۀ توبه با توجه به سرآغاز آن قرینۀ سورۀ نور است. در قرآن کریم تنها این دو سوره
با جملۀ اسمیه و مبتدای محذوف: «بَراءَةٌ» و«سورةٌ» آغاز شدهاند (برای توجیه
اِعراب آغاز این دو سوره، نک : زمخشری، ٢/٢٤٢، ٣/ ٢٠٨؛ طبرسی، ٥/٦، ٧/١٦٥) و از
جهت نظمآهنگ عبارات و فواصل آیات نیز با یکدیگر همانندند؛ این همانندی با موارد
پرشماری از اشتراک موضوع و وحدت مضمون و همخوانی تعبیرات در دو سوره همراه است
(برای نمونه در ارتباط با موضوع فضل الٰهی، نک : توبه/ ٩/ ٢٨/ ٥٩، ٧٤-٧٦؛
نور/٢٤/١٠، ١٤، ٢١-٢٢، ٣٢-٣٣، ٣٨)؛ چنان که در ارتباط با موضوع نفاق نیز ماجرای
اِفک در سورۀ نور (آیات ١١-٢٠) با همان سبک و سیاق گزارش ماجرای مسجد ضِرار در سورۀ
توبه (آیات ١٠٧-١١٠) مطرح شده است. از این گذشته، مفاهیم اساسی و مصادیق عینی توبه
همراه با واژگان و مشتقات آن (نک : نور/٢٤/٥، ١٠، ٣١) و استغفار و واژگان
همخانوادۀ آن (نور/٢٤/٥، ٢٢، ٢٦، ٣٣، ٦٢) در این سوره گرد آمدهاند. همچنین ٣
تعبیر برجستۀ «... وَ اَنَّ اللّٰهَ تَوّابٌ حَکیمٌ»، «...اَلٰا تُحِبُّونَ اَنْ
یَغْفِرَ اللّٰهُ لَکُمْ وَ اللّٰهُ غَفورٌ رَحیمٌ» و «... وَ توبوا اِلَی اللّٰهِ
جَمیعاً اَیُّها المُؤمِنوُنَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحونَ» (نور/٢٤/١٠، ٢٢، ٣١) در این
سوره جای گرفتهاند. از این گذشته، بیشتر مضامین سوره را بیان راهبردها و راهکارهای
تحقق عینی و عملی توبه در زندگانی فردی، خانوادگی و اجتماعی مسلمانان تشکیل میدهد
(بهویژه نک : نور/٢٤/٣١).
سورۀ توبه بدون هیچ مطلع و مقدمه و بدون هیچ یک از فواتح و مقدمات معهود در
سورههای طولانی و متوسط قرآنی، با آیات برائت (نک : توبه/ ٩/١-١٢) آغاز میشود
(برای شمار آیات برائت، نک : فخرالدین، ١٥/ ٢١٨-٢١٩؛ آلوسی، ١٠/٤٤-٤٥؛ سیوطی،
الاتقان، ٣/ ٢٠٩-٢١٠). شهرت آیات برائت از آنجا ست که این آیات به دستور پیامبر
اکرم (ص) از مدینه به مکه برده شده، و در محل مِنى در روز عید قربان («یوم الحج
الاکبر»، توبه/ ٩/٣) توسط حضرت علی بن ابیطالب (ع) خطاب به مشرکان و اهل کتاب
قرائت و مفاد آیات به آنان ابلاغ شده است (نک : ابنهشام، ٤/١٩٠-١٩١؛ نیز نک :
دروزه، ١٢/٧١-٧٤؛ طباطبایی، ٩/١٦٢- ١٧٨). این آیات سرفصلی تعیینکننده را در
روابط اجتماعی مسلمانان با منافقان، کافران و مشرکان رقم زده است. در ادامه، همراه
با نوید فتح و ظفر و اعلام پذیرش توبۀ مسلمانان به درگاه خداوند سبحان، ایشان را به
قتال و جهاد بر ضد دشمنان سرسخت تشویق میکند (آیات ١٣-١٦)؛ به مسلمانان و کافران
آگاهی میدهد که امتیازات اجتماعی دوران جاهلیت، از قبیل پردهداری کعبه و سقایت
حاجّ که مشرکان به آن میبالند، هرگز با شرف و افتخارِ اسلام و ایمان و جهاد در راه
خـدا ــ کـه پاداش آن «نعیم مقیـم» و «اجـر عظیـم» است ــ برابری نمیکند (نک :
آیات ١٧-٢٢).
در این سوره با مقایسۀ خویشاوندیهای نسبی و سببی با پیوندهای دینی، مسلمانان را از
ترجیح نهادنِ خویشاوندیهای نژادی و روابط دنیوی بر پیوندهای دینی و الٰهی، و عواطف
دنیادوستانه بر علایق خداپرستانه و مودت و اُخوت اسلامی برحذر میدارد (آیات
٢٣-٢٤). با یادکردی عبرتآموز از جنگ حُنین، کارسازیها و بندهنوازیهای خداوند
متعال را به یادِ مسلمانان میآورد، و به رغم کوتاهیهایی که کردهاند، آنان را به
برخورداری از غفران و رحمت الٰهی در پرتوِ توبه، نوید میدهد (آیات ٢٥-٢٧). آنگاه
مقایسهای قابل تأمل را میان ایمان، توحید، شرک و نفاق آغاز میکند (آیات ٢٨-٣١) و
ضمن تأکیدی دو چندان بر پیروزی نهایی اسلام (آیات ٣٢- ٣٣)، به بیان مفاسد اجتماعی و
اقتصادی نشئت گرفته از بیدینی و بیخدایی و چگونگی فرجام مفسدان میپردازد (آیات
٣٤-٣٥). به مناسبت مسئلۀ ماههای حرام و رسم جاهلی «نسیء» (ه م) را مطرح میکند و
روند بیان را به گزارش رهایی یافتن اعجازآمیز پیامبر اکرم (ص) از تعقیب و تهدید و
آزار قریشیان به هنگام مهاجرت از مکه به مدینه میکشاند؛ بار دیگر، مسلمانان را به
دل کندن از علایق دنیوی و دست کشیدن از راحتطلبی دعوت میکند؛ نیز نیرنگبازیها و
ترفندهای گوناگونِ جماعتی سستایمان برای تن زدن از جهاد با دشمنان خدا، همچنین
برخورد حکیمانۀ پیامبر اکرم (ص) با آن جماعت پس از مراجعت از غزوۀ تبوک را گزارش
میکند (نک : آیات ٤٢-٦٦).
سورۀ توبه ویژگیهای منافقـان و مؤمنـان را ــ با اشاره به دیرپایی و رویارویی کفر و
نفاق با خداپرستی و ایمان ــ وصف میکند و فرجام هر گروه را مشخص میسازد (آیات
٦٧-٧٢)؛ بار دیگر، به جهاد با کافران و منافقان، به عنوان تنها راه تحقق توبۀ عینی
و عملیِ جامعۀ اسلامی و دستیابی مسلمانان به «فوز عظیم» تأکید میکند (آیۀ ٧٣)؛
کارشکنیهای منافقان و همدستی آنان با کافران و مشرکان را شرح میدهد (آیات ٧٤-٨٩)؛
پدیدۀ استیذان از پیامبر اکرم (ص) را که نوعی جواز شرعی برای نرفتن به جهاد بود،
بررسی میکند، و به مسئلۀ زکات به عنوان مظهری دیگر از توبۀ عینی و عملی در جامعۀ
اسلامی میپردازد (آیات ٩٠-١٠٦).
در این سوره پس از بازگویی داستان مسجد ضِرار، با تأکید بر نقش اساسی نیت و مقایسۀ
آن با مسجد قُبا (ه م) (نک : فیروزآبادی، ١/ ٢٢٩)؛ تهدید بنیانگذاران مسجد ضرار،
عذاب دنیوی و اخروی (آیات ١٠٧-١١٠)؛ تبیین اینکه «فوز عظیم» در گروِ پاکبازی در
راه خدا ست (آیۀ ١١١)؛ برشماری از ویژگیهای مؤمنان راستین و در رأس آن توبهکاری،
با یادکردی از حضرت ابراهیم (ع)، ترک هر گونه سازش با مشرکان را به عنوان یکی از
مفاهیم اساسی توبه تأیید میکند (آیات ١١٢-١١٦)؛ سرگذشتِ
رنج بسیار و طول انتظارِ ٣ تن از متخلفان غزوۀ تبوک را که تنها از سر راحتطلبی به
جنگ نرفته بودند؛ و سرانجام پذیرش توبۀ آنان را بررسی (برای شرح داستان، نک :
ابنهشام، ٤/١٧٥-١٨١) و بیان میکند (آیات ١١٧-١٢١)؛ توجه مسلمانان را به جهاد
فرهنگی مبنی بر تحمل رنج سفر و دوری از خانه و خانمان به منظور تفقُه در دین و کسب
آمادگی برای اِحیای دین، اصلاح جامعه و تبلیغ مکارم اخلاق جلب میکند (آیۀ ١٢٢) و
در پایان، بار دیگر بر اهمیت جهاد به عنوان روح ایمان و شرط تقوا تأکید میکند (آیۀ
١٢٣) و به گزارش کارشکنیهای منافقان باز میگردد (آیات ١٢٤-١٢٧) و سرانجام، سوره با
خاتمهای بینظیر که بیانگر ویژگیهای اختصاصی پیامبر اکرم (ص) است (آیات ١٢٨-١٢٩)،
پایان مییابد.
آیۀ ١٢٢ از سورۀ توبه، از جملۀ آیاتی است که در عهد رسالت، همانند سورههای قرآنی،
نامی جداگانه به خود گرفته است. این آیه به مناسبت عبارت «فَلَوْلا نَفَرَ» در آیۀ
شریفه، «آیةُ النَفر» نامیده میشده است. علمای اسلامی از دیرباز، حکم وجوب کفایی
مهاجرت عدهای از مسلمانان در هر زمان و در هر یک از بلاد اسلامی، بر مراکز علمی
جهان اسلام را از این آیه استنباط کردهاند؛ این آیۀ شریفه مبنا و مستند تشکیل
حوزههای علمیۀ اسلامیه در بلاد مختلف اسلامی نیز گردیده است (نک : قرطبی،
٨/٢٩٣-٢٩٧؛ کاشانی، ٤/٣٣٣-٣٣٤).
در باب فضیلت و ثواب قرائت سورۀ توبه، و همچنین دو سورۀ انفال و توبه، روایاتی
رسیده است که صرف نظر از بررسیهای حدیثشناختی (نک : فیروزآبادی، ١/٢٣٧)، ناظر به
محتوا و مقصود و موضوعات اصلی سورۀ توبهاند (نک : زمخشری، ٢/٢٤٠؛ طبرسی، ٥/٥؛
فیروزآبادی، همانجا؛ بحرانی، ٢/٩٩). در برخی از آنها مداومت ماهانۀ قرائت دو سورۀ
انفال و توبه برای برخورداری از آثار و برکات این دو سوره توصیه شده است (نک :
فیض، ١(١)/٧٤٢). همچنین در برخی از روایات فضائل السُوَر چنین مییابیم که سورۀ
توبه را، همانند سورۀ اخلاص، به هنگام نزول، ٧٠ هزار صف از فرشتگان مشایعت کردهاند
(نک : زمخشری، ٢/٣٢٥؛ فیروزآبادی، همانجا).
مآخذ: آلوسی، محمود، روح المعانی، به کوشش محمود شکری آلوسی بغدادی، بیروت،
داراحیاء التراث العربی؛ ابن ابی داوود، عبدالله، المصاحف، بیروت، ١٣٤٥ق/١٩٨٥م؛
ابنجوزی، عبدالرحمان، فنون الافنان، به کوشش محمدابراهیم سلیم، قاهره، ١٤٠٨ق؛ ابن
ضریس، محمد، فضائل القرآن، به کوشش سفر بن سعید دماس غامدی، ریاض، ١٤٠٨ق؛
ابنعاشور، محمدطاهر، التحریر و التنویر، تونس ١٩٨٤م؛ ابنندیم، الفهرست، قاهره،
١٣٤٨ق؛ ابنهشام، عبدالملک، السیرة النبویة، به کوشش مصطفى سقا و دیگران، قاهره،
١٣٧٥ق/١٩٥٥م؛ بحرانی، هاشم، البرهان، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ بقاعی، ابراهیم، نظم
الدرر، حیدرآباددکن، ١٣٩٤ق/١٩٧٤م؛ دروزه، محمد عزت، التفسیر الحدیث، قاهره، ١٣٨٣ق/
١٩٦٤م؛ رامیار، محمود، تاریخ قرآن، تهران، ١٣٦٢ش؛ زرکشی، محمد، البرهان فی علوم
القرآن، به کوشش محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره، مکتبة دارالتراث؛ زمخشری، محمود،
الکشاف، قاهره، ١٣٦٦ق/١٩٤٧م؛ سیوطی، الاتقان، به کوشش محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره،
١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛ همو، تناسق الدرر، به کوشش عبدالقادر احمد عطا، بیروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛
همو، الدر المنثور، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ طباطبایی، محمدحسین، المیزان. بیروت،
١٣٩١ق/١٩٧١م؛ طبرسی، فضل، مجمع البیان، به کوشش هاشم رسولی محلاتی، بیروت،
١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ طبری، محمد، تفسیر، بیروت، ١٣٩٨ق؛ طوسی، محمد، التبیان، به کوشش احمد
حبیب قصیر عاملی، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛ فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر،
قاهره، المطبعة البهیه؛ فیروزآبادی، محمد، بصائر ذوی التمییز، به کوشش محمدعلی
نجار، قاهره، ١٣٨٣ق؛ فیض کاشانی، محمد، الصافی، تهران، ١٣٥٦ش؛ قرآن کریم؛ قرطبی،
محمد، الجامعلاحکام القرآن، بیروت، ١٩٦٥م؛ کاشانی، فتحالله، منهج الصادقین، به
کوشش ابوالحسن شعرانی و علی اکبر غفاری، تهران، ١٣٤٠ش؛ معزی، محمدکاظم، ترجمه و
تفسیر فارسی و خواص سُوَر و آیات و تجوید، همراه با متن قرآن کریم، تهران، ١٣٣٦ش؛
واحدی، علی، اسباب النزول، قم، ١٣٦٨ش؛ نیز: EI١.
محمد علی لسانی فشارکی