دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦١٥٤
| توج جلد: ١٦ شماره مقاله:٦١٥٤ |
تَوَّج، شهری کهن در جنوب غربی ایالت تاریخی فارس. امروزه محل دقیق این شهر را
نمیتوان به درستی تعیین کرد، ولی باتوجه به منابع جغرافیایی دورۀ اسلامی، میتوان
حدس زد تلهای بزرگی که در نزدیکی ده کهنۀ امروزی در بخش شبانکاره از شهرستان
دشتستان واقع در استان بوشهر، موجود است، بقایای بر جای مانده از شهر تاریخی توج
باشد (تفضلی، ٣٤٥-٣٤٦؛ ویلسن، ٧٤-٧٥؛ اقتداری، ١٠٢). در منابع جغرافیایی دورۀ
اسلامی نام این شهر به جز توج (دینوری، ١٢٧؛ جوالیقی، ٨٩)، با عناوین توَّز (مقدسی،
٣٣١) و تَوّه (ناصرخسرو، ١٦٣؛ بیرونی، ٢/ ٥٥٩) نیز آمده است.
پیشینۀ تاریخی: در گزارشهای مربوط به حرکت سفاین اسکندر مقدونی از شهری به نام
«تائوکه١» یاد شده است که برخی از محققان آن را از نظر موقعیت، منطبق با توج دورۀ
اسلامی میدانند (شوارتس، ٩٨؛ EI٢, IX/٣١٠). اگر چنین باشد، پیشینۀ تاریخی این شهر
دستکم به روزگار هخامنشیان میرسد. بنابر متن پهلوی کتاب شهرهای ایران، این شهر در
دورۀ ساسانیان «توژک» خوانده میشده است (نک : کسروی، ١٤١، حاشیه ٣).
از تاریخ توج به روزگار ساسانیان آگاهیهای روشنی در دست نیست. طبری گزارش کرده است
که شاپور دوم ساسانی (سل ٣٠٩ یا ٣١٠-٣٧٩م) پس از مسلط شدن بر امور کشوری، به سرکوب
عربهای حدود مرزهای ایران ــ که در زمان خردسالی وی در نواحی و شهرهای مرزی ایران
دست به غارت و تباهی گشوده بودند ــ پرداخت و گروهی از آنان را که از قبایل تغلب،
عبدالقیس و بکربن وائل بودند، در کرمان، توج و اهواز جای داد (٢/٥٥، ٦١).
به گزارش یعقوبی، این شهر در ١٣ق/٦٣٤م به روزگار ابوبکر، به دست عثمان بن ابیعاص
که توسط افراد قبیلۀ عبدقیس همراهی میشد، گشوده شد (٢/١٣٤)؛ اما دیگر مورخان، فتح
این شهر را به روزگار عمربن خطاب دانستهاند. بلاذری (١/٣٧٩-٣٨٠) و قدامة بن جعفر
(ص ٣٨٧) فتح این شهر را در ١٩ق/٦٤٠م، و ذهبی (ص ٢٢٣) آن را در ٢١ق/٦٤٢م به دست
عثمان بن ابیعاص ذکر کردهاند. طبری از دو جنگ مسلمانان با اهالی توج یاد کرده است
که جنگ دوم در ٢٣ق روی داده است (٤/١٧٤). اگر سخن طبری را بپذیریم، میبایستی که
اهالی این شهر پس از گشوده شدن نخستین آن به دست عربها، آنان را از شهر رانده باشند
و بار دیگر در ٢٣ق این شهر مجدداً به دست عثمان بن ابی عاص فتح شده باشد. ابن بلخی
نیز از دوبار لشکرکشی عربها به ایالت فارس و شهر توج خبر میدهد که نخستینبار به
فرماندهی علاءبن حضرمی، و بار دوم توسط عثمان بن ابی عاص صورت گرفته است (ص
٢٧١-٢٧٢)؛ اما برخی از منابع، فاتح توج را مجاشع بن مسعود معرفی کردهاند (یاقوت،
١/٨٩٠؛ ابن عبدالمنعم، ١٤٣؛ خطاب، ٢٥٦-٢٥٧).
مجاشع از سردارانی بود که در خلافت عمر همراه ابوموسى اشعری فرماندهی گروهی از
نیروهای عرب را در یورش به خوزستان برعهده داشت و احتمالاً وی از طرف ابوموسى اشعری
برای کمک به اعرابی که از راه دریا به فارس تاخته بودند، مأمور شده بود. عربها که
از جانب بصره وارد خوزستان شده بودند، با نیروهای عثمان بن ابیعاص که از جانب دریا
وارد فارس شده بودند، در نزدیکی ارجان به یکدیگر پیوستند که منجر به فتح دیگر
شهرهای فارس و خوزستان شد (نک : ابن بلخی، ٢٧٤) و احتمالاً این اختلاف میان منابع
تاریخی دربارۀ فتح این شهر و فاتح آن از همینجا ناشی شده است.
١. Taoke
منابع تاریخی تأکید دارند که این شهر به دست عثمان بن ابیعاص، بازسازی گردید و وی
پس از بنا کردن مسجدی، آنجا را پایگاه مسلمانان قرار داد (خلیفه، ٩٩؛ بلاذری، ١/
٣٧٩؛ دینوری، ذهبی، همانجاها).
توج در دورۀ اسلامی از شهرهای پررونق ایالت فارس بهشمار میرفته است. اوج رونق این
شهر در سدۀ ٤ق/١٠م بوده است. اصطخری توج را پنجمین شهر بزرگ فارس، و از حیث بزرگی
همسنگ ارجان دانسته است (ص ١٢٨؛ نیز نک : لسترنج، ٢٥٩). مؤلف گمنام حدودالعالم
مردم این شهر را بسیار توانگر توصیف کرده است (ص ١٣٢). علت رونق و ثروت توج، واقع
بودن آن بر سر راه بازرگانی بندر گناوه به کازرون و همچنین تولید پارچههای کتانی
مرغوب و بینظیری (نک : ابن حوقل، ٢٦١) بوده است که بدان پارچههای توزی میگفتند
(مقدسی، ٣٣١-٣٣٢؛ یاقوت، همانجا؛ نهچیری، ٣٦٣؛ بارتولد، ١٦٣). این پارچهها به
سراسر دنیای اسلام آن روزگار صادر میشده است (اصطخری، ١٥٣؛ سارجنت، ٥٢).
توج در سرحد کورههای اردشیر خوره و شاپور خوره واقع بوده است. هرچند که
جغرافیدانان اسلامی، سرحدات کورهها را دقیقاً مشخص نکردهاند و در آثار آنان
مطالب ضد و نقیض دربارۀ وابستگی شهرها با این یا آن منطقه دیده میشود (بارتولد،
١٦٤)، اما بیشتر جغرافیدانان دورۀ اسلامی توج را از شهرهای کورۀ اردشیر خوره
دانستهاند (ابن خردادبه، ٤٤؛ اصطخری، ١٠٤، ١٠٦؛ قدامه، همانجا)، و مقدسی آن را در
شمار شهرهای کورۀ شاپور خوره برشمرده است (ص ٣٢٤-٣٢٥).
توج در کنار رودخانۀ شاپور واقع بوده است (EI٢, X/٣٩٨) و به واسطۀ شهرت این شهر،
این رودخانه، پس از رسیدن به توج، رودخانۀ توج خوانده میشده است (لسترنج، ٢٥٦؛
EI٢, IX/٣٠٩). این شهر بنا به وضع اقلیمیاش، هوایی گرم و نخلستانهای فراوانی داشته
است (اصطخری، ١٢٨؛ یاقوت، همانجا).
در ٣٢٢ق/٩٣٤م، برخی از نواحی فارس ازجمله توج دستخوش تاخت و تاز پیروان ابوطاهر
قرمطی واقع شد؛ اما در نبردی که میان قرمطیان و اهالی توج روی داد، قرمطیان منهزم
شدند و یکی از سرداران بزرگ آنها به نام ابن غمر در این جنگ به اسارت درآمد و والی
توج وی را نزد خلیفه به بغداد فرستاد (ابن اثیر، ٨/٢٩٤-٢٩٥؛ ابوعلی مسکویه، ٥/٢٨٤).
در همین سال، فارس به تصرف عمادالدوله ابوالحسن علی بن بویه درآمد و توج نیز ضمیمۀ
قلمرو آل بویه شد (همو، ٥/٢٩٧- ٢٩٨). به روزگار عضدالدولۀ دیلمی (حک ٣٣٨-٣٧٢ق)
طوایفی از اعراب شام به فرمان وی در توج اسکان داده شدند (نک : ابن بلخی، ٣٢٦؛
مشکور، ٥١٩-٥٢٠؛ لسترنج، ٢٥٩).
توج در سدۀ ٦ ق/١٢م رو به ویرانی نهاد و در قرن ٨ ق تنها نامی از آن مانده بود،
چنانکه حمدالله مستوفی در سدۀ ٨ ق تنها از خرابههای آن یاد کرده است (ص ١١٦).
مآخذ: ابن اثیـر، الکامل؛ ابن بلخـی، فارسنامه، به کـوشش لستـرنج و نیکلسن،
همراه با حواشی منصور رستگار فسایی، شیراز، ١٣٧٤ش؛ ابن حوقل، محمد، صورةالارض،
بیروت، ١٩٩٢م؛ ابن خردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن،
١٨٨٩م؛ ابن عبدالمنعم حمیری، محمد، الروض المعطار، به کوشش احسان عباس، بیروت،
١٩٨٤م؛ ابوعلی مسکویه، احمد، تجاربالامم، به کوشش آمدرز، قاهره، ١٣٣٢ق/١٩١٤م؛
اصطخری، ابراهیم، مسالک الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٢٧م؛ اقتداری، احمد، آثار
شهرهای باستانی سواحل و جزایر خلیجفارس و دریای عمان، تهران، ١٣٤٨ش؛ بلاذری، احمد،
فتوحالبلدان، به کوشش رضوان محمد رضوان، بیروت، ١٤٠٣ق؛ بیرونی، ابوریحان، القانون
المسعودی، حیدرآباد دکن، ١٣٧٤ق/١٩٥٥م؛ تفضلی، احمد، «شهرستانهای ایران»، شهرهای
ایران، به کوشش محمدیوسف کیانی، تهران، ١٣٦٨ش؛ جوالیقی، موهوب، المعرّب، به کوشش
احمدمحمد شاکر، قاهره، ١٣٦١ق؛ حدودالعالم، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ش؛
حمدالله مستوفی، نزهةالقلوب، به کوشش لسترنج، لیدن، ١٣٣١ق/١٩١٣م؛ خطاب، محمود شیت،
قادة فتح بلاد فارس ( ایران)، بیروت، ١٣٩٤ق/١٩٧٤م؛ خلیفةبن خیاط، تاریخ، به کوشش
سهیل زکار، بیروت، دارالفکر؛ دینوری، احمد، الاخبارالطوال، قاهره، مطبعۀ عبدالحمید
احمد حنفی؛ ذهبی، محمد، تاریخالاسلام، حوادث ١١-٤٠ق، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری،
بیروت، ١٩٨٧م؛ شوارتس، پاول، جغرافیای تاریخی فارس، ترجمۀ کیکاووس جهانداری، تهران،
١٣٧٢ش؛ طبری، تاریخ؛ قدامةبن جعفر، الخراج، به کوشش محمدحسین زبیدی، بغداد، ١٩٨١م؛
کسروی، احمد، شهریاران گمنام، تهران، ١٣٥٧ش؛ مشکور، محمدجواد، جغرافیای تاریخی
ایران باستان، تهران، ١٣٧١ش؛ مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به کوشش محمد مخزوم،
بیروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٧م؛ ناصرخسرو، سفرنامه، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٥٦ش؛
نهچیری، عبدالحسین، جغرافیای تاریخی شهرها، تهران، ١٣٧٠ش؛ یاقوت، بلدان؛ یعقوبی،
احمد، تاریخ، بیروت، دارصادر؛ نیز:
Barthold, W. W., An Historical Geography of Iran, tr. S. Soucek,
New Jersey, ١٩٨٤; EI٢; Lestrange, G., The Lands of the Eastern Caliphate,
London, ١٩٦٦; Serjeant, R. B., Islamic Textiles, Beirut, ١٩٧٢; Wilson, A. T.,
The Persian Gulf, Oxford, ١٩٢٨.
حسن موسویزاده