دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦١٢٧

تنگری
جلد: ١٦
     
شماره مقاله:٦١٢٧

تِنْگْری، برترین خدای ترکها و مغولهای قدیم، به معنی آسمان و خدای آسمان که با اندک دگرگونیهای آوایی همچون تِنْگِری، تَنْگری، تَنگِرِه، تَنگَرَه، تَنری، تَنَرَه، تانَرَه، تانَری و توره، در میان بیشتر اقوام ترک به همان معنی به کار رفته است (هولمبرگ، ٣٩١؛ دورفر، II/٥٧٨).
تنگری واژه‌ای بسیار کهن، احتمالاً پیش از پیدایش زبان ترکی است که می‌توان اثر آن را در زبان هونهای شرقی یافت. دربارۀ ریشه‌شناسی و چگونگی اشتقاق آن نیز نظریه‌های گوناگونی ارائه شده، اما هیچ‌یک از آنها به طور کامل مورد پذیرش محققان نبوده است(برای نمونه، نک‌ : رو،CIL(١)/٥٩-٦٦). این واژه ظاهراً در اصل به معنی «آسمان مادی» بوده است، اما
در زمانی بسیار دور بار معنایی دینی «آسمان»، به عنوان خدایی غیرشخصی را پیدا کرده است (دورفر، II/٥٨٤-٥٨٥؛ کلاوسن، ٥٢٣؛ هولمبرگ، همانجا). به این ترتیب، ترکهای باستان آن را در دو معنیِ آسمانِ دیدنی، و برترین روح یا خدا که با آسمان پیوند نزدیکی داشت، و نیز دیگر خدایان به کار می‌بردند (پالیسن، ١٨٢-١٨٣). همچنین به نوشتۀ کاشغری، ترکها همۀ چیزهایی را که در نظر آنان بزرگ می‌نمود، همچون کوههای بلند، درختان تناور، افراد دانا و خاقان را نیز تنگری، به معنای الاهی و مقدس می‌خواندند (٣/٢٧٨-٢٧٩). در بسیاری از زبانهای ترکی امروزی آسیای مرکزی، تنگری دو معنی «آسمان» و «خدا» را دارد و در ترکی عثمانی این واژه فقط
به معنی خدا ست (ابن فضلان، ٤٧؛ لیگتی، ٦٨؛ پالیسن،
١٨٣, ١٨٦-١٨٨).
هنگامی که برخی از اقوام ترک ادیان دیگر را پذیرفتند، خدا یا دیگر موجودات برتر آن ادیان را نیز تنگری نامیدند، چنان‌که در متون ترکی بودایی، مانوی و مسیحی نیز تنگری به معنای خدا به کار رفته است (رو، CIL(١)/٧٨-٨٢؛ پالیسن، ١٩١-١٩٢؛ کلاوسن، ٥٤١-٥٤٢).
اقوام مختلف ترک و مغول بر آن باور بودند که همۀ هستی منسوب به تنگری یا خدای آسمان است و از این‌رو، او را تنگره کیره‌کان١، یعنی مهربان‌ترین خدا می‌نامیدند. آنان او را آفرینندۀ آسمانها، زمین، ارواح خیر، روح شریر (ارلیک)، انسان، و همۀ چیزهای مرئی و نامرئی می‌شمردند و او را برترین و بزرگ‌ترین پروردگار، جاودان، نورانی، عالم، حاکم مطلق و حافظ قانون، عامل تداوم نظم کیهانی و ثبات نظام اجتماعی، بینندۀ همه چیز و ناظر بر سوگندها، به شمار می‌آوردند و بر آن باور بودند که جایگاه او در آسمان است و عرش او در بالاترین مکان آسمان و یا بر بالای کوه کیهانی قرار دارد (الیاده، «دین شمنی٢»، ٩، «الگوهایی...٣»، ٦٠-٦٢؛ هولمبرگ، ٣٩٢-٣٩٨؛ رو، CIL(٢)/٢٢١-٢٢٧؛ گومیلف، ١١٨-١١٩؛ اوگل، ٥٩, ٦١).
ترکها همچنین او را حامی قوم ترک می‌دانستند که بقای آنها را همچون یک ملت تضمین می‌نماید و آنها را بر دشمنان غالب می‌گرداند. از این‌رو او را «ترک تِنریسی» می‌نامیدند (تسلناروا، ١٠٥؛ پالیسن، ١٨٥؛ کلاوسن، همانجا).
خاقان یا پادشاه نمایندۀ تنگری بر روی زمین، شبیه او، و فرزند وی به شمار می‌آمد و باور بر آن بود که او اقتدار، فرزانگی و تقدس خود را از تنگری دریافت می‌کند و تنگری چگونگی ادارۀ امور حکومتی و نظامی را به او می‌آموزد. خاقان سخنگوی تنگری و بزرگ‌ترین کاهن کیش او ست (الیاده، همان،

٦٢-٦٣؛ رو، CL(١)/٢٧-٣٢؛ تسلناروا، همانجا). تنگری کسانی را که از احکام و مقررات سرپیچی کنند، سخت کیفر می‌دهد. حتى خاقان نیز باید مطابق با قوانین و احکام تنگری حکومت کند، مردم را به سوی او بخواند و به نام او فتح کند. اگر خاقانی برخلاف میل تنگری عمل کند، تنگری از طریق نشانه‌هایی مخالفت خود را آشکار می‌سازد (هولمبرگ، ٣٩٥-٣٩٦؛ رو، CL(١)/٣٢-٣٩؛ الیاده، همانجا).
پیروان کیش تنگری بر آن باور بودند که ارواح انسانها پیش از تولد، در آسمان نزد تنگری هستند و از آنجا به زمین می‌آیند و در بطن مادران جای می‌گیرند (هولمبرگ، ٣٩٨).
با اسلام آوردن تدریجی ترکان، دو واژۀ عربی و فارسی الله و خدای به متنهای ترکی شرقی راه یافت و اندک اندک کاربردی مشابه و معادل تنگری پیدا کرد. از سوی دیگر، واژۀ تنگری نیز در طول زمان به تدریج به زبان فارسی راه یافت و به عنوان واژه‌ای بیگانه و وام گرفته شده، به معنای خدا به کار رفت. نمونه‌های این کاربرد را می‌توان در برخی از آثار ادبی فارسی دید (نک‌ : رو، CL(٢)/١٩٠؛ نیز مهستی، ١٣٠ بب‌ ، ٣٦٦؛ انوری، ١/٤٧٣؛ عطار، ٢٠٨؛ خاقانی، ١/٥٩٣، ٦٠٣؛ مولوی، ٥/٢١٨؛ دورفر، IV/٤٤٥-٤٤٦).

مآخذ: ابن فضلان، احمد، رسالة، به کوشش حیدر محمد غیبه، بیروت، ١٩٩١م؛ انوری، محمد، دیوان، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، تهران، ١٣٦٤ش؛ خاقانی شروانی، دیوان، به کوشش جلال‌الدین کزازی، تهران، ١٣٧٥ش؛ عطار نیشابوری، فریدالدین، تذکرة الاولیاء، به کوشش محمد استعلامی، تهران، ١٣٦٦ش؛ کاشغری، محمود، دیوان لغات الترک، استانبول، ١٣٣٥ق؛ مولوی، کلیات دیوان شمس، به کوشش بدیع‌الزمان فروزان‌فر، تهران، ١٣٣٩ش؛ مهستی گنجوی، دیوان، به کوشش معین‌الدین محرابی، تهران، ١٣٨٢ش؛ نیز:

Celnarová, X., »The Religious Ideas of the Early Turks from Point of View of Ziya Gökalp«, Asian and African Studies, (Slovak Academy of Sciences), Bratislava, ١٩٩٧, vol. VI, no. ١; Clauson, G., An Etymological Dictionary of Pre-Thirteenth-Century Turkish, Oxford, ١٩٧٢; Doerfer, G., Türkische und mongolische Elemente im Neupersischen, Wiesbaden, ١٩٦٣; Eliade, M., Patterns in Comparative Religion, London, ١٩٧١; id, Shamanism, Archaic Techniques of Ecstasy, London, ١٩٨٩; Gumilöv, L. N., Eski Türkler, tr. D. A. Batur, Istanbul, ١٩٩٩; Holmberg, U., »Siberian Mythology«, The Mythology of All Races, ed. C. J. A. MacCullouch, New York, ١٩٦٤; Ligeti, L., »Un Vocabulaire mongol d’Istanbul«, Acta Orientalia, Budapest, ١٩٦٢, vol. XIV; Ögel, B., Türk kültür tarihine giriԫ, Ankara, ١٩٨٥; Pallisen, N., »Die alte Religion der Mongolen und der Kultus Tschingis-Chans«, Numen, Leiden, ١٩٥٦, vol. III; Roux, J. P., »Tängri, Essai sur le ciel=dieu de peoples altaïques«, Revue de l’histoire des religions, Paris, ١٩٥٦.
قربان علمی