دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٠٧٤
| تلمسان، جامع جلد: ١٦ شماره مقاله:٦٠٧٤ |
تِلِمْسان، شهری در شمال غربی الجزایر و مرکز
استانی به همین نام. این شهر در دورۀ رومیها پوماریا١ (= باغهای میوه) خوانده میشد
(EI٢)؛ در برخی از منابع نیز به صورت تلمسین آمده است و در لهجۀ مغربی به آن
تِنِسمان نیز میگفتند (یاقوت، ١/٨٧٠-٨٧١؛ ابنحوقل، ١/ ٨٩؛ ابن خردادبه، ٨٨؛ ابن
فقیه، ٨٠). نویسندگان کهن این کلمه را بربری و مرکب از دو جزء «تلم» و «سان/سین»
دانستهاند، به معنی جایی که کوه و صحرا را پیوند داده است (مقری، ٧/١٣٣-١٣٤؛ ابن
خطیب، معیار...، ١٨٣-١٨٤؛ نیز نک : عبدری، ٤٨).
شهرهای سیدی بوالعباس و وَهران در شرق و شمال تلمسان، و کوههای تلمسان در شمال آن
قرار دارد و از غرب به مرز مراکش میپیوندد. ارتفاع کوههای تلمسان از شمال به جنوب
افزایش مییابد و به ٨٤٢‘١ متر میرسد. شهر با ارتفاع ٨٢٧ متر از سطح دریا، بر
دشتهای حِنّایه در شمال و مَغنیه در شرق مشرف است (EI٢؛ «فرهنگ...٢»).
نویسندگان و جغرافیانویسان عصر اسلامی تلمسان را از شهرهای اقلیم چهارم، مرکز مغرب
اوسط یا آغاز مغرب اقصا دانسته، و از قصرها، باروها، جوامع، رودها و چشمهها،
آسیاهای فراوان، باغها و کشتزارهای بزرگ آن سخن گفتهاند (ابوعبید، ٢/٧٤٦؛ ابن
حوقل، همانجا؛ یعقوبی، ٣٥٦؛ ابوالفدا، ١٣٦).
بزرگترین رود تلمسان، سطفسیف نام داشته است که از ارتفاعات جنوبی شهر سرچشمه
گرفته، پس از سیراب کردن مزارع، به نهر تافنا میریخته است (نک : ابوعبید،
٢/٧٤٥-٧٤٧؛ ادریسی، ١/ ٢٤٨؛ قس: الاستبصار، ١٧٦-١٧٧؛ ابن عبدالمنعم، ١٣٥). در این
رود کشتیهای کوچک هم رفت و آمد داشتهاند (ابوالفدا، ١٣٧). در اطراف شهر بربرهای
مَکناسه و زِناته زندگی میکردند (یعقوبی، همانجا؛ الاستبصار، ١٧٦). در کوهستان
جنوب شهر قلعهای استوار (قلعۀ ابن جاهل) قرار داشت که بربرهای مصموده ساخته، و در
آن ساکن شده بودند (ابوعبید، ٢/٧٤٦؛ ادریسی، همانجا). برخی از گروههای بربر مانند
بربرهای زناته با عربهای مغرب، خاصه بنوهلال درآمیختند و خصلتهای عربی یافتند
(سلامه، ٤٦-٤٧). عربهای بنی هلال و بنی سلیم نیز در تلمسان ریشه دوانده، بعدها به
قدرتی نظامی و سیاسی بدل شدند (همانجا).
در تلمسان گروههای مسیحی و یهودی با کلیساها و کنیسههای آباد نیز حضور داشتند (ابن
مریم، ٢٥٣-٢٥٥). مطابق برخی روایات افسانهای، خضر نبی(ع) دیواری را که در قرآن از
آن یاد شده، در تلمسان برآورد (کهف/ ١٨/٧٦-٧٧، ٨٢؛ یاقوت، ١/٨٧١).
در عصر اسلامی، کهنترین گزارش دربارۀ تلمسان ظاهراً مربوط به لشکرکشی ابوالمهاجر
دینار، عامل افریقیه (٥٥-٦٢ ق) به آنجا و پیروزی وی بر کسیله، سرکردۀ بربرها در
نزدیکی این شهر است. از آن پس چشمههای نزدیک تلمسان را عیون ابیالمهاجر نامیدند
(ابن خلدون، عبدالرحمان، ٦/١٤٢، ١٩٣؛ سلاوی، ١/٨٠). در آغاز عصر عباسی نیز
عبدالرحمان بن حبیب فِهری، دیگر والی افریقیه (١٢٧- ١٣٨ق) در نواحی تلمسان با
بربرها جنگید (ابن اثیر، ٥/٣١٣). در همین سده خوارج در این سرزمین نفوذ یافتند و به
ستیز با عباسیان پرداختند.
ابوقُرّه یَفرنی یا مغیلی از سران خوارج صُفریه و از تیرۀ بنییفرن از قبیلۀ زناته،
بر ضد عباسیان شورید و در زادگاه خود تلمسان دولتی تأسیس کرد؛ اما اغلب بن سالم،
والی افریقیه وی را متواری ساخت (سلاوی، ١/ ١٢٩-١٣١؛
سلامه، ١٠). در نیمۀ رجب ١٧٣/دسامبر ٧٨٩ ادریس بن عبدالله، بنیانگذار دولت
ادریسیان، به تلمسان لشکر کشید و به یاری بربرهای زناته آنجا را به صلح گشود و
اندکی بعد در صفر١٧٤/ ژوئن ٧٩٠ مسجدی زیبا و استوار در آنجا ساخت. پسر و جانشین وی،
ادریس دوم، در محرم ١٩٩/ سپتامبر ٨١٤ باروی تلمسان و جامع آن را تعمیر و اصلاح کرد
(سلاوی، ١/١٣٦، ١٥٧، ١٦٩؛ قس: ابن ابی زرع، الانیس...، ٢١، ٥٠).
در ٣١٩ق/٩٣١م موسی ابن ابیالعافیه تلمسان را به نام فاطمیان گشود؛ اما بعداً از
فاطمیان روی بر تافت و به اطاعت عبدالرحمان الناصر، فرمانروای اموی اندلس گردن نهاد
(ابنعذاری، ١/١٩٤، ١٩٩-٢٠٠؛ ابن خلدون، عبدالرحمان، ٦/١٧٦-١٧٧). تلمسان سالیان
درازی نیز زیر سلطۀ اسمی امویان بود (نک : ابن اثیر، ٨/٦٢٢؛ ابن ابی زرع، همان،
١٠٠، ١٠٣). در نیمۀ ربیعالآخر ٤٦٨/ نوامبر ١٠٧٥ مرابطون بر تلمسان مستولی شدند
(ابن عذاری، ٤/ ٢٩؛ قس: ابن ابی زرع، همان، ١٤٣: سال ٤٧٢ق؛ ابن خلدون، عبدالرحمان،
٦/٤٧٣: سال ٢٤٧ق). مرابطون هنگام محاصرۀ تلمسان قدیم که اگادیر/ اقادیر نیز خوانده
میشد، شهر تلمسان جدید یعنی تاکرارْت (تاجرارت؛ در بربری به معنی اردوگاه) را در
غرب آن تأسیس کردند (یاقوت، همانجا؛ EI٢). موحدون هم طی سالهای ٥٣٨ تا ٥٤٠ ق هر دو
شهر قدیم و جدید تلمسان را تسخیر کردند (ابن اثیر، ١٠/ ٥٧٩-٥٨٢؛ ابنعذاری،
٤/١٠٣-١٠٤؛ ابن ابی زرع، الذخیرة...، ٢١؛ قس: ابن عبدالمنعم، همانجا).
در ٦٣٣ق/١٢٣٦م یَغْمُراسَن بن زَیّان، پیشوای بنی عبدالواد (شاخهای از زناته)، در
تلمسان ادعای استقلال کرد (ابن خلدون، یحیى، ١/٢٠٤). استقرار او در آن سرزمین و
چیرگی بر موحدون تا ٦٤٦ ق به درازا کشید (نک : همو، ١/٢٠٥؛ ابن قنفذ، ١٠٩؛ زرکشی،
٢٩؛ ابن عبدالمنعم، ١٣٦؛ ابن خلدون، یحیى، ١/٢٠٦؛ ابن ابی زرع، الانیس، ٢٥٧،
الذخیرة، ٧١-٧٢). یغمراسن دو بخش تلمسان (اگادیر و تاکرارت) را به یکدیگر پیوست و
شهر جدید را مرکز تمام مغرب اوسط قرار داد (سلامه، ١٣).
ابویعقوب یوسف مرینی از ٦٩٨ ق/ ١٢٩٩م تلمسان را در محاصره گرفت و از ٧٠٠ق بنای شهر
ـ اردوگاهی موسوم به المنصوره یا تلمسان جدید را که آثاری قابل توجه از آن باقی
مانده است، در غرب تاکرارت آغاز کرد؛ ولی کوششهای او و جانشینش عامربن عبدالله به
جایی نرسید و عامر پس از مصالحه با محمد ابوزیان امیر تلمسان، به فاس بازگشت (ابن
ابی زرع، الانیس، ٣٨٦-٣٩٠؛ ابن خلدون، یحیى، ١/ ٢٠٩-٢١٢؛ تجانی، ١٩٧- ١٩٨؛ ابن
قاضی، ١/٦٣؛ ابن احمر، ٦٩-٧٠؛ EI٢).
سرانجام ابوالحسن مرینی تلمسان را در رمضان٧٣٧ / آوریل ١٣٣٧ به جنگ گشود و دولت بنی
عبدالواد (زیانیان) را منقرض ساخت (ابن احمر، ٧٢؛ ابن خلدون، یحیى، ١/ ٢١٩). در
٧٤٩ق/ ١٣٤٨م شاخهای دیگر از بنی عبدالواد به ریاست ابوسعید عثمان و برادرش ابوثابت
تلمسان را از دست بنی مرین خارج ساختند و دولتی جدید بنیاد نهادند (همو،
١/٢٣٤-٢٣٦). با اینهمه، تلمسان بار دیگر در ٧٥٣ق/١٣٥٢م به تصرف بنی مرین درآمد
(نک : همو، ١/٢٤٥-٢٤٧؛ قس: ابن خطیب، کناسة...، ٦٣-٧٣: سال ٧٥٢ق)، تا آنکه
ابوحَمّو موسی بن یوسف از بنی زیان در ٧٦٠ق/١٣٥٩م باز بر آنجا مستولی شد (ابن احمر،
٧٦)؛ ولی دولت متأخر بنی زیان بارها هدف حملات مرینیان فاس و حفصیان تونس گردید
(سلامه، ٣٤، ٣٦).
پس از تصرف الجزایر از سوی عثمانیان (٩٢٣ق/١٥١٧م)، تلمسان و نواحی تابعۀ آن هم
تقریباً به صورت کامل ضمیمۀ قلمرو آنان شد. پس از آنکه ترکان پایتخت را از تلمسان
به الجزایر منتقل کردند، ابوزیان سوم احمدبن عبدالله با آنان روابطی حسنه برقرار
کرد و به نام سلطان عثمانی خطبه خواند (سلاوی، ٤/١٦٢؛ سلامه، ٥١؛ EI٢, I/١٦٨). در
٩٦٢ق/١٥٥٥م صلاح رئیس پاشا، والی الجزایر، دولت بنی عبدالواد را برانداخت و تلمسان
را ضمیمۀ قلمرو خود کرد (EI٢). پس از سقوط حکومت مسلمانان در اندلس (١٠١٦ق) هزاران
تن از مسلمانان باقی مانده در این سرزمین، به تلمسان کوچیدند (سلاوی، ٤/١٠٦، ٦/١١).
تلمسان در زمان حکومت بیگهای الجزایر، به سبب آنکه سالهای دراز محل کشمکش اقوام عرب
و ترک و بربر بود، رو به ضعف و زوال گذارد. در ١٢٥٢ق/١٨٣٦م الجزایر و ازجمله تلمسان
به اشغال فرانسویان درآمد. در ٢٤ صفر ١٢٥٣ق/٣٠ مۀ ١٨٣٧م طی پیمان تافنا تلمسان به
امیر عبدالقادر مسترد شد. در ١٢٥٩ق/١٨٤٣م تمام مغرب اوسط (الجزایر) و ازجمله تلمسان
بار دیگر به اشغال فرانسویان درآمد و این استیلا ١٢٠ سال به درازا کشید (سلاوی،
٤/١٦٣، ٩/٤٤، ٤٩؛ EI٢).
تلمسان که بر سر راه اصلی بازرگانی وَهران و بندر هُنَین به فجیج واقع است، بر اثر
این موقعیت اقتصادی ممتاز، همواره ثروتمند و شکوفا بوده است (سلامه، ١٥، ٤٦، ٤٨؛
ابوعبید، ٢/٧٤٦؛ ادریسی، ١/ ٢٤٨-٢٥٠؛ ابوالفدا، ١٣٧). تلمسان با اندلس نیز روابط
مستمری داشت (نک : همو، ١٦). از تولیدات تلمسان که به جاهای دیگر نیز میبردند،
پارچهها و جامههای عالی، اسبهای خوب و افسار و زین بود (ابن سعید، ١٤٠؛ ابن خطیب،
معیار، ١٨٤؛ یاقوت، ١/٨٧١).
تلمسان به لحاظ علمی و فرهنگی نیز موقعیتی درخشان داشت و همواره پایگاه محدثان و
فقهای مالکی بود (ابوعبید، همانجا). بنی عبدالواد و بنی مرین به پشتیبانی از اهل
علم
مدارس بزرگ در این شهر دایر کردند (سلامه، ٤٨).
در جنوب شرقی تلمسان، در جایی به نام عُبّاد، مزار گروهی از عارفان، اولیا و مشایخ
صوفیۀ این سرزمین قرار دارد. در مسجد این شهر ضریح متبرک سیدی مَدْیَن (ابومدین
شعیب،
د ٥٩٤ ق) پیر و صوفیِ تلمسان قرار داشت (عبدری، ٤٨-٤٩؛ لئون افریقی، ٢/٢٤؛ EI٢).
ابن مریم (د پس از ١٠١٤ق) در البستان فی ذکرالاولیاء و العلماء بتلمسان، به شرح حال
شماری بسیار از علما و بزرگان تلمسان پرداخته است. احمد مقری تلمسانی (د ١٠٤١ق) نیز
انواء النسیان فی ابناء تلمسان را به همین منظور گرد آورده است (بغدادی، ١/١٣٧).
کسانی همچون سعیدبن عیسى اندلسی (د ٤٦٠ق) و ابن هدیه محمدبن منصور قرشی (د ٧٣٥ق)،
کتابهایی با عنوان تاریخ تلمسان تألیف کردهاند (حاجی خلیفه، ١/ ٢٨٩؛ بغدادی،
١/٢١٢).
در تلمسان و اطراف آن آثار تاریخی قابل توجه و زیبایی از دورۀ اسلامی باقی مانده که
از آن جمله است: بقایای دیوارهای کهن اگادیر، تاکرارت و المنصوره؛ مسجد بزرگ تلمسان
با منارهای از سدۀ ٧ق/١٣م (ساختۀ یغمراسن بن زیان)؛ منارۀ جامع اگادیر؛ زاویۀ سیدی
بلحسن با معماری زیبا که ابوسعید عثمان آن را در پایان سدۀ ٧ق ساخت و اکنون موزۀ
هنرهای اسلامی است؛ جامع زیبای ولد الامام؛ مسجد سیدی ابراهیم که امیر ابوتاشفین
ساخت و بقایای آن تاکنون باقی مانده است؛ قصر بزرگ و استوار مَشْوَر که یغمراسن در
نزدیک قصر بزرگ (تجرارت) مرابطون در تلمسان ساخت و اکنون بیشتر آن از میان رفته
است؛ آب انبار بزرگ ساختۀ ابوتاشفین اول؛ منارۀ سنگی و بلند (٤٠ متر) مسجد المنصور
که با آجرکاری رنگارنگ، یادآور معماری موحدون است؛ مسجد و آرامگاه سیدی بومدین
ساختۀ ابوالحسن مرینی؛ مسجد دیگر صوفی اندلسی به نام سیدی الحَلوی ساختۀ ابوعنان
فارس مرینی در ٧٥٤ق/١٣٥٣م در پای دیوار شمال شهر (EI٢؛ سلامه، ٤٩-٥٠).
تلمسان امروز هم با برخورداری از رشد فرهنگی و صنعتی قابل ملاحظه نقشی مهم در
فعالیت اقتصادی و فرهنگی منطقۀ غرب الجزایر ایفا میکند ( الموسوعة...، ٧/١٥٧؛
«فرهنگ»).
مآخذ: ابن ابی زرع، علی، الانیس المطرب، رباط، ١٩٧٢م؛ همو، الذخیرةالسنیة، رباط،
١٩٧٢م؛ ابن اثیر، الکامل؛ ابن احمر، اسماعیل، تاریخ الدولة الزیانیة بتلمسان، به
کوشش هانی سلامه، قاهره، ١٤٢١ق/٢٠٠٠م؛ ابن حوقل، محمد، صورةالارض، به کوشش کرامرس،
لیدن، ١٩٣٨م؛ ابن خردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن،
١٩٦٧م؛ ابن خطیب، محمد، کناسةالدکان، به کوشش محمدکمال شبانه، قاهره، ١٣٨٦ق/١٩٦٦م؛
همو، معیارالاختیار، به کوشش محمدکمال شبانه، مغرب، ١٣٩٦ق/١٩٧٦م؛ ابن خلدون،
عبدالرحمان، العبر، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛ ابن خلدون، یحیى، بغیة
الرواد، به کوشش عبدالحمید حاجیات، الجزایر، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ ابن سعید، علی،
الجغرافیا، به کوشش اسماعیل عربی، بیروت، ١٩٧٠م؛ ابن عبدالمنعم حمیـری، محمد،
الـروض المعطار، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٨٤م؛ ابن عذاری، محمد، البیان
المغرب، به کوشش ژ. س. کولن و لوی پرووانسال، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ابن فقیه، احمد،
مختصرالبلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٦٧م؛ ابن قاضی، احمد، جذوة الاقتباس، رباط،
١٩٧٣م؛ ابن قنفذ، احمد، الفارسیة، به کوشش محمد شاذلی نیفر و عبدالمجید ترکی، تونس،
١٩٦٨م؛ ابن مریم، محمد، البستان فی ذکرالاولیاء و العلماء بتلمسان، به کوشش محمدبن
ابی شنب، الجزایر، ١٣٢٦ق/١٩٠٨م؛ ابوعبید بکری، عبدالله، المسالک و الممالک، به کوشش
وان لون و ا. فره، تونس، ١٩٩٢م؛ ابوالفدا، تقویم البلدان، به کوشش رنو و دوسلان،
پاریس، ١٨٤٠م؛ ادریسی، محمد، نزهةالمشتاق، قاهره، مکتبةالثقافة الدینیه؛ الاستبصار
فی عجائب الامصار، به کوشش سعد زغلول، بغداد، ١٩٨٦م؛ بغدادی، ایضاح؛ تجانی،
عبدالله، رحلة، به کوشش حسن حسنی عبدالوهاب، تونس، ١٣٧٧ق/١٩٥٨م؛ حاجی خلیفه، کشف؛
زرکشی، محمد، تاریخ الدولتین، به کوشش محمد ماضور، تونس، ١٩٦٦م؛ سلامه، هانی، حاشیه
بر تاریخ الدولة الزیانیة (نک : هم ، ابن احمر)؛ سلاوی، احمد، الاستقصاء، به کوشش
جعفر ناصری و محمد ناصری، دارالبیضاء، ١٩٥٤-١٩٥٦م؛ عبدری، محمد، رحلة، به کوشش علی
ابراهیم کردی، دمشق، ١٤١٩ق/ ١٩٩٩م؛ قرآن کریم؛ لئون افریقی، حسن بن محمد وزان، وصف
افریقیا، ترجمۀ محمد حجی و محمد اخضر، بیروت، ١٩٨٣م؛ مقری، احمد، نفح الطیب، به
کوشش احسان عباس، بیروت، ١٣٨٨ق/ ١٩٦٨م؛ الموسوعة العربیة العالمیة، ریاض،
١٤١٩ق/١٩٩٩م؛ یاقوت، بلدان؛ یعقوبی، احمد، البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٦٧م؛
نیز:
EI٢; The World Gazetteer, www.world-gazetteer.com.
محمدرضا ناجی
١. Pomaria
٢. The World...