دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٠٤٥
| تکاب جلد: ١٦ شماره مقاله:٦٠٤٥ |
تَکاب، شهرستان و شهری در استان آذربایجان
غربی:
شهرستان تکاب: این شهرستان با مساحتی بالغ بر ٥٢٣‘٢ کمـ٢ از شمال به شهرستان
چاراویماق در استان آذربایجان شرقی، از شرق به شهرستان ماه نشان در استان زنجان، از
غرب به شهرستان شاهیندژ (صائین قلعه) در استان آذربایجان غربی و از جنوب به
شهرستانهای بیجار، دیواندره و سقز در استان کردستان محدود است (آریانپور، ١١؛ نیز
نقشه...). شهرستان تکاب بنابر قانون تقسیمات کشوری در ١٣٨٥ش شامل دو بخش به نامهای
مرکزی و تخت سلیمان، ٦ دهستان و یک شهر به نام تکاب است (نک : نشریه...، آذربایجان
غربی).
این ناحیه تا ١٣١٦ش تیکان تپه خوانده میشد و یکی از بخشهای شهرستان مهاباد بهشمار
میرفت (مجموعۀ قوانین...، ٨٦، ٢٤٨). در همان سال بنابر پیشنهاد فرهنگستان و تصویب
هیئت دولت نام تیکان تپه (به معنای خارتپه) به تکاب (به معنای جایی که قسمتی از آن
خرم و سبز و قسمتی دیگر خشک است) تغییر یافت (محبوبی، ٣٢٥، ٤٧١؛ مجموعۀ قوانین،
همانجا).
شهرستان تکاب از نواحی مرتفع و کوهستانی آذربایجان غربی است و ٥ قلۀ مرتفع دارد و
آب و هوای آن نسبتاً سردسیری است (جعفری، ٢٩٥؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیها...، ٢٤/٨٣،
٨٤). بلندترین قلۀ شهرستان تکاب توله داغی (٥٣٢‘ ٣ متر) نام دارد ( فرهنگ جغرافیایی
کوهها...، ١/١٣٠). از کوههای تکاب رودخانههای پرآب سرچشمه میگیرد که مهمترین
آنها ساروق نام دارد و از ریزابههای مهم زرینهرود بهشمار میرود(افشین،
١/٥٠٣-٥٠٤؛ فرهنگ جغرافیایی رودها...، ١/ ٥٩). افزون بر آن، آب آشامیدنی و کشاورزی
تکاب از چشمهها و کاریزهای متعدد تأمین میشود ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، ٢٤/٨٢).
به سبب وجود آب نسبتاً کافی، کشاورزی و دامداری در این شهرستان پررونق است و گندم،
جو، توتون، تنباکو و انواع میوه در آنجا تولید میشود (همان، ٢٤/٨٣؛ محبوبی، ٣٢٧).
به علت شرایط مساعد آب و هوایی پرورش زنبور عسل نیز از دیگر فعالیتهای اقتصادی این
شهرستان است ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، همانجا؛ محبوبی، ٣٢٧، ٤٥٧). در کنار
فعالیتهای کشاورزی و دامداری، صنایعدستی به خصوص بافت قالی، گلیم، جاجیم و سجاده
رواج دارد (محمدی، ٥١، ٥٥؛ محبوبی، ٣٢٦). معادن زرنیخ، سنگ ساختمان، گچ، آهک و ماسه
از دیگر منابع اقتصادی شهرستان تکاباند ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، همانجا؛ فرهنگ
جغرافیایی شهرستانها...، ٣٧٨، ٣٨٠).
در سرشماری ١٣٨٥ش، شهرستان تکاب دارای ٣٩٥‘٨١ تن جمعیت بوده است («درگاه...»، بش
). مردم تکاب به زبانهای ترکی و کردی سخن میگویند و زبان فارسی نیز در میان آنان
رواج دارد. بیشتر جمعیت این شهرستان شیعهمذهباند، اما غالب کردیزبانان پیرو مذهب
شافعی و شماری از آنها اهل حق هستند (محمدی، ٨١؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیها، همانجا).
شهر تکاب: این شهر که مرکز شهرستان تکاب است، در ٢١٨ کیلومتری اورمیه، بر سر راه
میاندوآب به بیجار و سقز به زنجان، و در کنار رودخانۀ ساروق واقع است (جعفری،
همانجا). در سرشماری آبان ١٣٨٥ش، این شهر دارای ٧٠٢‘ ٤٣ تن جمعیت بوده است
(«درگاه»، بش ).
پیشینۀ تاریخی: ناحیهای که امروزه تکاب نامیده میشود، در ناحیهای واقع بوده که
در سالنامههای آشوری از نیمۀ دوم سدۀ ٩قم زاموآ خوانده میشده، و همواره دستخوش
تهاجم
آشوریان بوده است (دیاکونف، ١١٦، ١١٨، نیز ١١٩، نقشه). این ناحیه مسکن اقوام
باستانی لولوبی و گوتی بوده است و بعدها دولت ماننا در آن تشکیل شد (همو، ١٨٥) و از
سدۀ ٧قم با تشکیل دولت ماد از مراکز مهم اقتصادی این دولت (مادها) بهشمار میرفت
(همو، ١٦).
ازجمله آثار بر جای مانده از دورۀ مادها در این منطقه، بناهای سنگی غار کرفتو است
که با دست در دل سنگ تراشیده شده است و نمونهای از معماری سنگی دورۀ مادها بهشمار
میرود. این غار کاربرد دفاعی نیز داشته است و مردم برای گریز از تهاجم اورارتوها و
آشوریها، در آن پناه میگرفتند (سلاحی، غارها...، ١٠٠، ١٠١، «غار کرفتو»، بش ؛
محمدی، ١٨٨-١٨٩). در کاوشهای باستانشناسی آثاری از دورۀ هخامنشیان در زندان سلیمان
و تخت سلیمان (ه م) به دست آمده است. این کاوشها همچنین نشان میدهد که منطقۀ تکاب
در دورههای اشکانی و ساسانی نیز مرکز تمدنهای درخشانی بوده است که از مظاهر آن،
علاوهبر بناهای سنگی غار کرفتو در غرب تکاب، میتوان به آثار ساسانی کوه بلقیس در
مشرق تخت سلیمان فعلی هم اشاره کرد (محمدی، ٨٢).
منطقۀ تکاب در ٢٢ق، به روزگار خلافت عمر به دست تازیان به صلح گشوده شد (بلاذری،
٤٥٥-٤٥٦؛ طبری، ٤/١٥٣-١٥٥؛ یعقوبی، ٢/١٥٦). به سبب نبودِ مراکز مسکونی مهم در این
منطقه، بهجز شیز، در منابع سدههای نخستین اسلامی نامی از این منطقه برده نشده،
ولی تاریخ آن در خلال تاریخ دیگر نواحی آذربایجان آمده است. اما مسلم است که
ویژگیهای طبیعی آن برای اقوام چادرنشینِ ترک که از دورۀ سلجوقیان پای به این منطقه
نهادند، جذاب بوده است. خانهای بزرگ مغول نیز به آذربایجان توجه خاص داشتند؛
چنانکه هولاکو مراغه را تختگاه خود کرد و در عصر جانشینانش هم آذربایجان از
مهمترین قلمروهای ایشان محسوب میشد.
بنابر آنچه حمدالله مستوفی (ص ٦٤) آورده، اراضی شهرستان امروزی تکاب بخشی از ولایت
انجرود در عراق عجم بهشمار میرفته است. اباقاخان با مرمت ویرانههای کاخهای بهجا
مانده از دورۀ ساسانیان در تخت سلیمان امروزی که مغولان آنرا ستوریق میخواندند،
این محل را اقامتگاه تابستانی ایلخانان مغـول قرار داد (همانجا؛ نیـز نک :
پورداود، ١٩٥، حاشیۀ ١؛ هوف، ٢٥).
در منابع ادوار پس از مغول از این منطقه با نام ساروقورغان یاد شده است (نک :
محبوبی، ٤٧١؛ حافظ ابرو، ٢٤٩؛ شرفالدین، ٥٠٤؛ بدلیسی، ٣٨٠؛ اسکندربیک، ٢/١٤١٣).
امروزه این نام (که به صورت ساری قورخان درآمده) بر دژ و روستایی در ١٨ کیلومتری
غرب تکاب اطلاق میشود (سرشماری...، ١٤؛ قراخانی، ٢٠٥، ٢٠٦). در گزارش چند حادثۀ
تاریخی، از ساروقورغان یاد شده است. در حدود سال ٧٧٧ق شخصی به نام تورسن از خویشان
امیر عادل، مالک قلعۀ ساروقورغان، در نبردی، اصفهان شاه جاندار، نمایندۀ شاه شجاع
در آذربایجان را شکست داد و اسیر کرد و اموال او را گرفت (حافظ ابرو، همانجا؛ نک :
ستوده، ١/١٨٥). در ٧٩٥ق امیرتیمور گورکانی قلعۀ ساروقورغان و قلعۀ کرفتو را تسخیر و
ویران کرد (شرفالدین، همانجا؛ حافظ ابرو، ٢٨٧).
مقارن با برآمدن صفویان، کردان مکری از ضعف دولت مرکزی استفاده کردند و بر بخشهایی
از کردستان چیره شدند. در زمان شاه اسماعیل اول صفوی قلعۀ ساروقورغان در تصرف صارم
پسر سیفالدین مکری بود و در آنجا به استقلال حکومت میکرد. او که از قدرت گرفتن
شاه اسماعیل در بیم بود، به اطاعت سلطان سلیم عثمانی درآمد. شاه اسماعیل برای سرکوب
وی بارها به متصرفات او نیرو فرستاد. پس از مرگ صارم، متصرفات او میان ٣ تن از
عموزادگانش تقسیم شد که هر ٣ تن سر از فرمان عثمانیان پیچیدند و به اطاعت شاه
طهماسب صفوی درآمدند (نک : خواندمیر، ٤/٤٨٣-٤٨٤؛ بدلیسی، ٣٧٣-٣٧٥). شیخ حیدر پسر
امیر پاشا، آخرین حکمران مکری کردستان، قلعۀ ساروقورغان را که بر اثر جنگ ویران شده
بود، مرمت کرد. چون به خضر پاشا، عامل دولت عثمانی در تبریز گزارش کردند که تعمیر
قلعۀ ساروقورغان موجب خرابی مراغه شده است، وی نیز به تحریک مراغیها کوشید حکومت
ساروقورغان و نواحی اطراف آن را به طایفۀ محمودی واگذار کند؛ اما حکام مکری اجازه
ندادند و آن نواحی همچنان در دست مکریان باقی ماند (همو، ٣٨٠-٣٨٢).
در ١٠١٢ق شاه عباس اول صفوی عثمانیان را از آذربایجان و کردستان بیرون راند
(اسکندربیک، ٢/١٠٣٠-١٠٣٢). شاه عباس به منظور کاهش نفوذ حکام محلی، تیرههایی از
ایل افشار را که تا آن زمان در نواحی ابیورد و نسا سکنا داشتند، به آذربایجان
کوچانید و آنها را در جلگۀ سرسبز و خرم اورمیه اسکان داد و امور سرحدی این منطقه به
نام افشار موسوم گشت. منطقۀ افشار به دو بخش تقسیم شده بود: منطقهای را که امروزه
تکاب مرکز آن است، «یوخاری محال» یعنی محال علیا، و منطقۀ دیگر را که امروزه
صائیندژ مرکز آن است، «آشاقی محال» یعنی محال سفلى نامیدند (کسروی، ٥١؛ محبوبی،
همانجا؛ محمدی، ٨٣).
آثار تاریخی: علاوه بر بقایای آتشکدۀ تخت سلیمان، زندان سلیمان و تخت بلقیس در
شهرستان تکاب (همو، ١١٥، ١٢٢، ١٢٤)، میتوان به بقعۀ ایوب انصاری که در ١٣ کیلومتری
جنوب تکاب قرار دارد، نیز اشاره کرد (قراخانی، ١٩٤). قسمت اعظم این بقعه که از میان
رفته (همو، ٢٠١)، مدفن یکی از فقهای
اواسط سدۀ ٩ق است. هرچند اطلاعات چندانی از این فقیه بهدست نیامده است، اما از روی
مدارک مربوط به موقوفات این بقعه که قدیمترین تاریخ آن به ٩٠٠ق برمیگردد، از این
شخص با نام سلطان العارفین سلطان ایوب انصاری (د ٨٥٠ ق) یاد کردهاند (همو،
١٩٩-٢٠١). دو کتیبۀ سنگی در اطراف این بقعه وجود دارد: کتیبۀ اول را شخصی به نام
ملاقلندر در تاریخ ١٠٥٩ق نوشته، و میتوان حدس زد که در این سال بنای بقعه تعمیرات
اساسی شده است؛ کتیبۀ دوم به تاریخ ١٢٨٣ق، متعلق به قبر ملاعبدالله یکی از آخرین
متولیان بقعه است (همانجا).
مآخذ: آریانپور، جمشید و دیگران، جغرافیای استان آذربایجان غربی، تهران، ١٣٨١ش؛
اسکندربیک منشی، عالم آرای عباسی، به کوشش محمداسماعیل رضوانی، تهران، ١٣٧٧ش؛
افشین، یدالله، رودخانههای ایران، تهران، ١٣٧٣ش؛ بدلیسی، شرف خان، شرفنامه، به
کوشش محمد عباسی، تهران، ١٣٤٣ش؛ بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به کوشش عبدالله انیس
طباع، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ پورداود، ابراهیم، حاشیه بر یسنا، به کوشش بهرام
فرهوشی، تهران، ١٣٣٧ش، ج ٢؛ جعفری، عباس، دایرةالمعارف جغرافیایی ایران، تهران،
١٣٧٩ش؛ حافظ ابرو، عبدالله، ذیل جامعالتواریخ رشیدی، به کوشش خانبابا بیانی،
تهران، ١٣٥٠ش؛ حمدالله مستوفی، نزهةالقلوب، به کوشش لسترنج، لیدن، ١٣٣١ق/١٩١٣م؛
خواندمیر، غیاثالدین، حبیبالسیر، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٣٣ش؛ «درگاه
ملی آمار١» (نک : مل )؛ دیاکونف، ا. م.، تاریخ ماد، ترجمۀ کریم کشاورز، تهران،
١٣٤٥ش؛ ستوده، حسینقلی، تاریخ آل مظفر، تهران، ١٣٤٦ش؛ سرشماری عمومی نفوس و مسکن
(١٣٧٥ش)، شناسنامۀ آبادیهای کشور، شهرستان تکاب، مرکز آمار ایران، تهران، ١٣٧٦ش؛
همان، نتایج تفصیلی، شهرستان تکاب، مرکز آمار ایران، تهران، ١٣٧٦ش؛ سلاحی، مصطفى،
غارهای ایران، تهران، ١٣٧٨ش؛ همو، «غار کرفتو٢» (نک : مل )؛ شرفالدین علی یزدی،
ظفرنامه، به کوشش عصامالدین اورونبایف، تاشکند، ١٩٧٢م؛ طبری، تاریخ؛ فرهنگ
جغرافیایی آبادیهای کشور (شاهیندژ)، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٧٤ش؛
فرهنگ جغرافیایی رودهای کشور، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٨١ش؛ فرهنگ
جغرافیایی شهرستانهای کشور (شهرستان ارومیه)، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح،
تهران، ١٣٧٩ش؛ فرهنگ جغرافیایی کوههای کشور، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران،
١٣٧٩ش؛ قراخانی، حسین، «بقعۀ ایوب انصاری»، بررسیهای تاریخی، تهران، ١٣٥٢ش، س ٨،
شم ٦؛ کسروی، احمد، کاروند، به کوشش یحیى ذکاء، تهران، ١٣٥٢ش؛ مجموعۀ قوانین سال
١٣١٦، وزارت کشور، تهران، ١٣١٦ش؛ محبوبی، جمشید، نگاهی به تاریخ و جغرافیای
میاندوآب و تکاب و شاهیندژ، تهران، ١٣٧٠ش؛ محمدی، علی، تکاب افشار، تهران، ١٣٦٩ش؛
نشریۀ عناصر و واحدهای تقسیمات کشوری، وزارت کشور، تهران، ١٣٨٥ش؛ نقشۀ تقسیمات
کشوری ایران، گیتاشناسی، تهران، ١٣٨١ش، شم ٢٩٤؛ هوف، دیتریش، «تخت سلیمان»، شهرهای
ایران، ترجمۀ فرامرز نجد سمیعی، به کوشش محمدیوسف کیانی، تهران، ١٣٦٨ش، ج ٣؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، ١٤١٥ق/١٩٩٥م؛ نیز:
»Dargāh-e Mellī-ye Āmār«, www.sci.org.ir/content/userfiles/_census ٨٥/natayej/
abadifil/٠٤.xls; Salahi, M., »Karaftu Cave«, www.tehranavenue.com/
at_articles/outskirts/karaftu/at. karaftu.htm.
شیوا جعفری