دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦١١٩
| تنظیمات جلد: ١٦ شماره مقاله:٦١١٩ |
تَنْظیمات، یـا تنظـیـمـات خـیـریـه، نهضت نـوگـرایـی و اصلاحطلبی در ساختار سیاسی
ـ حقوقی، فرهنگی و اجتماعی جامعۀ عثمانی در سدۀ ١٣ق/ ١٩م.
دورۀ تنظیمات با صدور «خط همایون» یا «فرمان تنظیمات خیریه» در ٢٥ شعبان ١٢٥٥ق/٣
نوامبر ١٨٣٩م آغاز شد (دانشمند، IV/١٢٢-١٢٣؛ شاو، ٢/١١٥؛ IA, XI/٧٠٩)؛ اما زمان
اجرای آن را به اختلاف در ١٢٧٢ق/١٨٥٦م، یعنی هنگام صدور فرمان اصلاحات (نک :
کارال، V/١٦٩)، همراه با اعلان مشروطیت اول در ١٢٩٢ق/١٨٧٥م (همو، V/١٥٢)، نیز تا
برچیده شدن نخستین مجلس مبعوثان عثمانی در ١٠ صفر ١٢٩٥ق/١٣ فوریۀ ١٨٧٨م (دانشمند،
IV/٣٠٩) و همچنین تا اعلان مشروطیت دوم در جمادیالآخر ١٣٢٦/ ژوئیۀ ١٩٠٨ (IA،
همانجا)، نوشتهاند. بههر روی، تنظیمات دورهای از قانونگذاری و اصلاحگرایی است
که جامعۀ عثمانی را نوسازی کرد و از سلطۀ نهادهای سنتی رها ساخت و به برقراری نظام
جدید که غالباً برگرفته از فرهنگ غرب بود، رهنمون شد (شاو، ٢/١٠٧).
زمینه و عوامل تنظیمات: عوامل و اسباب صدور فرمان تنظیمات را باید در ساختار سنتی
اداری و اجتماعی دولت عثمانی جستوجو کرد. دولت عثمانی تا نیمۀ سدۀ ١٠ق/١٦م، در اوج
قدرت سیاسی و نظامی و برخوردار از سنن نیرومند فرهنگی ــ کـه خـود مبتنی بـر حقـوق
اسلامی و قانوننـامههای عثمانی بود ــ نیازی به تحول و دگرگونی یا همسویی با تمدن
رو به رشد غرب احساس نمیکرد (IA, XI/٧١٠)، اما در نیمۀ دوم این سده، بهویژه از
دوران سلطان سلیم دوم و مراد سوم، امپراتوری روی به ضعف نهاد و سرانجام در سدۀ ١٣ق/
١٩م به وضعی دچار شد که به مرد بیمار اروپا معروف گردید (شاو، ١/٢٩١).
از اینرو دولتمردان عثمانی برای احیای قدرت و نفوذ امپراتوری، ناگزیر شدند که برای
ایجاد تحول در جهت پیشرفت و توسعه اقدام کنند (همو، ١/٢٩٣). این دگرگونیها و
نوآوریها را میتوان به دو دوره تقسیم کرد: ١. دورۀ وابسته به فرهنگ سنتی؛ ٢.
دورهای که تحت تأثیر تمدن و فرهنگ اروپایی آغاز شد (IA، همانجا). نخستین گام در
دورۀ اول از جانب عثمان دوم معروف بـه عثمان جوان ــ گنج عثمـان ــ و سپس از سوی
مراد چهارم و وزیران کاردان خاندان کوپریلی برداشته شد (کارال، V/٥٥؛ IA، همانجا).
عثمان دوم برای تشکیل سپاهی منظم در برابر ینیچریها و وضع قوانین دست به اقداماتی
زد (هامرپورگشتال، دولت...، ٨/٢١٢؛ شاو، ١/٣٣٠-٣٣٢)، اما موفق نشد و در این راه جان
باخت (هامر پورگشتال، همان، ٢١٥-٢١٧؛ اوزون چارشیلی، /١٣٩-١٤٠(١)III). وی نخستین
قربانی تجددخواهی و نوگرایی در میان سلاطین عثمانی است (دانشمند، III/٢٩١). اما
اقدامات سلطان مراد منحصر به حفظ نظام، آن هم با توسل به زور، موجد تحولات بنیادین
نشد (کارال، همانجا).
شکستهای پیدرپی سپاه عثمانی در جنگ با دول اروپایی در اواخر سدۀ ١١ق/١٧م و سالهای
آغازین سدۀ بعد که به انعقاد عهدنامههای کارلوویتس (قارلوفچه) در ٢٤ رجب ١١١٠ق/١٦
ژانویۀ ١٦٩٩م (برای تفصیل مطلب، نک : اوزون چارشیلی،
/٥٨٥-٥٩٥(١)III؛ دانشمند، III/٤٨٤) و پاساروویتس(پاساروفچه) در ١٥ رمضان ١١٣١ق/٢١
ژوئیۀ ١٧١٩م انجامید (همو، IV/٢؛ اوزون چارشیلی، /١٤٠-١٤٢(١)IV)، تفوق و برتری
اروپاییان را آشکار ساخت. مفاد این عهدنامهها دولت را با بحران شدید و ناآرامیهای
بسیاری روبهرو ساخت (همانجا) و اقتدار و اعتبار درون و برون مرزی آن را سست
گردانید. این حوادث دولتمردان را به لزوم ایجاد دگرگونی و بهرهگیری از دانش و
فنّاوری غرب متوجه ساخت و راه برای دگرگونیهای سدۀ ١٣ق/ ١٩م هموار شد (شاو، ١/
٣٨٩-٣٩٠).
دوران جدید تجددطلبی با سلطنت احمد سوم (ه م)، و صدارت ابراهیم پاشا نوشهری (ه م)
آغاز گردید. از این زمان نخستین گامها برای آشنایی مستقیم با تمدن غرب برداشته شد
(یورد آیدین، ١٤٠). این دوره که آغاز بیداری فکری در عثمانی تلقی میشود، به دورۀ
لاله (لاله دوری)، معروف است (شاو، ١/٤٠٦). دورۀ ١٢ سالۀ لاله که با غربزدگی و
«افراطکاریهای
نابخردانه» همراه بود (حائری، ٢٩)، با قیام پاترونا خلیل، قتل ابراهیم پاشا وزیر و
سپس عزل احمد سوم به سر آمد (شاو، ١/٤١٣-٤١٤؛ هامرپورگشتال، تاریخ...، ٤/٣١٥٣-
٣١٥٨؛ دانشمند، IV/١٨-١٩؛ اوزون چارشیلی، /٢٠٥-٢١٠(١)IV).
اما روند نفوذ تمدن اروپایی به قلمرو عثمانی، هر چند آرام و اندک، ادامه یافت
(کارال، V/٥٦)، ارتش نوسازی شد (همو، V/٥٩؛ شاو، ١/٤١٧) و تجددگرایی با فراز و
فرودهایی در دوران پادشاهی مصطفى سوم و عبدالحمید اول نیز ادامه یافت (کارال،
V/٥٧-٥٩؛ شاو، ١/٤٣٤-٤٤٤). سلطان سلیم سوم با اعتقاد به برتری و پیشرفت اروپا و
لزوم بهرهگیری از آن، طراح اقداماتی است که در تاریخ عثمانی به «نظام جدید» معروف
است. نظام جدید که هدفش اساساً آموزش نظامی و ایجاد ارتشی کاملاً نوین، با
بهرهگیری از علوم و فنون اروپایی بود، از فکر برچیده شدن سپاه ینیچری و محدود
ساختن قدرت روحانیان دفاع میکرد (کارال، V/٦١).
در این برهه، دولتمردان و اندیشمندان عثمانی اعم از محافظهکار و اصلاحطلب به لزوم
تجددگرایی سخت معتقد بودند (همو، V/٦٣)، و از طرف سلیم سوم اقداماتی برای تأسیس
مدارس نوین فنی (همو، V/٦٦-٦٧؛ شاو، ١/٤٥٤؛ IA, XI/٧١٢-٧١٣)، حمایت از حقوق اتباع
عثمانی (جودت، ٦/٥٣، ٦٥، ١٢٠) و نظایر آن صورت گرفت (برای تفصیل بیشتر، نک : ه د،
نظام جدید؛ کارال، همانجا). گرچه سلطان در تحقق این اهداف چندان موفقیت نیافت، اما
راه را برای اصلاحاتی که سرانجام به صدور فرمان تنظیمات منجر شد، هموار کرد.
اقدامات اصلاحگرایانۀ سلیم با چالشهای زیاد روبهرو شد. محافظهکاران و مخالفان
نوگرایی با دریافت فتوایی از شیخالاسلام عطاءالله افندی مبنی بر عدم کفایت سلیم با
شورشی به رهبری مصطفى قباقچی، او را از سلطنت خلع کردند (جودت، ٨/١٥٥؛ شاو،
١/٤٧٢-٤٧٣؛ کارال، V/٨٢-٨٤؛ دانشمند، IV/٨٧). مصطفى چهارم جانشین سلیم سوم که آلت
دست محافظهکاران بود، فرمان برچیده شدن نظام جدید و مؤسسات وابسته به آن را صادر
کرد، و بدینسان دوران نظام جدید نیز به سرآمد (همو، IV/٨٨؛ شاو، ١/٤٧٣)؛ فعالیت
طرفداران سلیم که میخواستند او را دوباره به سلطنت برسانند، موجب کشته شدن او
گردید (کارال، V/٨٨). مصطفى نیز خلع شد و سرانجام محمود دوم در ١٢٢٣ق/ ١٨٠٨م به
سلطنت رسید (همو، V/٨٩؛ دانشمند، IV/٩٣؛ شاو، ٢/٢١).
دورۀ امپراتوری محمود دوم، عصر جدیدی در تاریخ عثمانی تلقی میشود (شاو، ١/٤٧٧-
٤٧٨، ٤٨١، ٤٨٨). محمود که اقداماتش با مخالفتهای جدی روبهرو بود، سرانجام
بزرگترین مانع ترقی و پیشرفت یعنی سپاه ینیچری را با زمینهسازیهای لازم، مانند
دریافت فتوا، در ٩ ذیقعدۀ ١٢٤١ق/١٥ ژوئن ١٨٢٦م به شدت سرکوب کرد و انحلال آن را
اعلان نمود (همو، ٢/٥٤؛ دانشمند، IV/١٠٩-١١١؛ کارال، V/١٤٨) و آنگاه سپاه جدیدی به
نام «عساکر منصورۀ محمدیه» تشکیل داد (همو، V/١٥٠-١٥١؛ شاو، ٢/٥٧؛ IA, XI/٧١٤-٧١٥).
انحلال سپاه ینیچری در تاریخ عثمانی به «واقعۀ خیریه» معروف است (کارال، همانجا؛
دانشمند، IV/١٠٩).
این رویداد، نخستین پیروزی طرفداران نوگرایی و تجددطلبی به شمار میرود (همانجا).
محمود دوم، در زمینههای گوناگون اجتماعی، اداری، آموزشی، قضایی و نظایر آن اقدامات
اصلاحگرایانۀ بسیار انجام داد (برای تفصیل بیشتر، نک : کارال، V/١٤٢-١٤٤؛ شاو،
٢/٩٦ بب ؛ نیز نک : ه د، اصلاحطلبی، در قلمرو عثمانی). با درگذشت محمود و
جانشینی فرزندش عبدالمجید، روند نوگرایی سرعت بیشتری یافت و به این ترتیب، دوران
جدیدی در تاریخ عثمانی آغاز شد که به «تنظیمات خیریه» معروف است.
عبدالمجید در ادامۀ سیاست محمود، با صدور فرمان تنظیمات، رهبری جنبش اصلاحطلبی را
به دست گرفت. طراح و معمار تنظیمات، مصطفى رشید پاشا، دولتمرد روشنفکر و ترقیخواه
عثمانی است (IA, XI/٧١٧). وی که به پدر تنظیمات شهرت دارد، همراه با یارانی مانند
عالی پاشا، فؤاد پاشا و احمد جودت که به تنظیماتچیان معروفاند، جریان اصلاحطلبی
را پی گرفت (شاو، ٢/١١٢-١١٤، ١١٨-١٢٢).
رشید پاشا که ٦ بار وزیر اعظم دولت عثمانی شد (شاو، ٢/١١٨) و همچنین در مقام سفیر
عثمانی در پاریس و لندن خدمت کرده، و با روشهای حکومتی دولتهای مشروطهطلب آشنا بود
(کارال، V/١٦٩؛ شاو، ٢/١١٢-١١٤)، دربارۀ دگرگونیِ ساختار سیـاسی ـ اجتمـاعی عثمـانی
بـا دولتمردان آن کشورها مشـاوره میکرد و ایجاد «تنظیمات خیریه» را تنها راه ادامۀ
نوگرایی و متمم آن میدانست (کارال، V/١٧٠).
رشید پاشا پس از امضای قرارداد بازرگانی با دولت انگلیس در ١٢٥٤ق/ ١٨٣٨م که
«بالتالیمانی» نام دارد (شاو، ٢/١١٤) و امتیازات بسیاری به بازرگانان انگلیسی
میداد (IA, IX/٧٠٢)، به استانبول بازگشت و سلطان عبدالمجید را به صدور فرمان
اصلاحات و تنظیمات جدید سیاسی و نظامی و اجتماعی
وا داشت. سرانجام فرمانی به قلم او صادر و توسط رشید پاشا قرائت شد.
متن فرمان روز یکشنبه ٢٥ شعبان ١٢٥٥ق/٣ نوامبر ١٨٣٩م در پارک گلخانۀ کاخ توپکاپی و
در حضور پادشاه، وزرا، علما، مأموران عالیرتبۀ لشکری و کشوری، نمایندگان اصناف و
معتمدان، اسقف کلیساهای ارامنه و یونان، خاخام یهود، سفرا و نمایندگان کشورهای
خارجی و گروهی از مردم خوانده شد (دانشمند، IV/١٢٢-١٢٣؛ کارال، همانجا؛ IA, XI/٧١٩؛
شاو، ٢/١١٥). به همین سبب فرمان تنظیمات، به «خط شریف گلخانه» نیز معروف است
(همانجاها). متن فرمان در روزنامۀ تقویم وقایع، روزنامۀ رسمی عثمانی، به تاریخ ١٥
رمضان ١٢٥٥، به شمارۀ ١٨٧ نیز انتشار یافت (IA، همانجا).
در این فرمان، رعایت و تبعیت از احکام اسلام در وضع قوانین، تأمین امنیت جان و مال
و شرف اتباع عثمانی بدون توجه به باورها و وابستگیهای مذهبی، اصلاح وضع مالیات،
سربازگیری و جز آنها پیشبینی شده بود. پادشاه نیز به رعایت و اجرای فرمان سوگند
یاد کرد. متن دستنویس این فرمان در کاخ تـوپکاپی در بخش «دایـرۀ خرقـۀ شـریف» ــ
اتـاقـی که امانات مقدسه، از جمله خرقۀ منسوب به پیامبر(ص) در آن نگاهداری میشـود
ــ قـرار داده شـد (کـارال، V/١٧٠-١٧٧؛ IA، همانجـا). برخی از پژوهشگران فرمان
تنظیمات را نوعی قانون اساسی، و اداره به روش تنظیمات را به نوعی حکومت مشروطه
تشبیه کرده، و محدود ساختن اختیارات پادشاه و احترام به حقوق انسانها را دستاورد
مهم آن دانستهاند (دانشمند، IV/١٢٤-١٢٦؛ کارال، V/٢٥٥-٢٥٨).
نخستین گام در اجرای مفاد فرمان تنظیمات که تشکیل نهادهای جدید را ضروری میساخت،
با تأسیس «مجلس والای احکام عدلیه» برداشته شد. این مجلس که عهدهدار وضع قوانین
بود، یک رئیس و ٩ عضو داشت و در تدوین قوانین، گذشته از رعایت احکام شرع اسلام،
بهرهگیری از حقوق و قوانین اروپایی و تلفیق آن با احکام اسلام را نیز مورد توجه
قرار میداد (کارال، VI/١٧٢-١٧٣؛ IA, XV/٧١٩؛ شـاو، ٢/١٤٢). تـدویـن قـوانـیـن
مربوط به امور نظامی به «دارالشورای باب سرعسکری» واگذار شد (نک : ه د، ١١/٢١-٢٢؛
IA، همانجا؛ برای متن فرمان، نک : کارال، VI/٢٥٧). این فرمان شامل برخی از مطالب
اعلامیۀ حقوق بشر فرانسه (١٧٨٩م/١٢٠٤ق) بود (شاو، ٢/١١٦-١١٧). همچنین مجلسی موسوم
به «مجلس تنظیمات» برای تسریع در اجرای مفاد فرمان تشکیل شد (همو، ٢/١٤٤). صدور
فرمان و انتشار آن و نیز شروع اجرای آن بهرغم مخالفت محافظهکاران، موجبات خشنودی
مردم و رضایت و ارزیابی مثبت برخی دول اروپایی گردید (IA, XI/٧١٩).
بر اثر اجرای فرمان تنظیمات، دگرگونیهایی در زمینههای مختلف اقتصادی و اجتماعی و
فرهنگی به وجود آمد. اصلاح روشهای مالیاتی، لغو مالیات بر اغنام و شیوۀ مقاطعهکاری
(کارال، V/١٧٥-١٧٧؛ شاو، ٢/١٧٢-١٧٣)، لغو سربازی مادامالعمر و تقلیل آن به ٤ تا ٥
سال (دانشمند، IV/١٢٦؛ کارال، V/١٧٨-١٨٠) از آن جمله است.
در زمینۀ تعلیم و تربیت، عبدالمجید طی فرمانی جداگانه در ١٢٦١ق/١٨٤٥م خطاب به صدر
اعظم، خواهان بهرهگیری از علوم و فنون جدید و تأسیس مدارس نوین شد. آنگاه از سوی
کمیسیونی مرکب از برخی دولتمردان، «مجلس دائمی معارف عمومیه» که بعدها به وزارت
معارف عمومیه تبدیل شد، تأسیس گردید. سپس دارالفنون، مدارس رشدیه، مدارس متوسطه،
دارالمعلمین، انجمن دانش و مکاتب دیگر پدید آمد (کارال، V/١٨٠-١٨٢؛ دانشمند،
IV/١٣٥-١٣٧؛ شاو، ٢/١٨٩-١٩٥؛ برای مکتبهای مختلف دورۀ تنظیمات و اصلاحات، نک :
پاکالین، II/٤٥٢-٤٦٥). در تقسیمات کشوری نیز تغییراتی به عمل آمد و قلمرو امپراتوری
به ایالات، فرمانداریها، سنجق، بخش، قضا و دهستان تقسیم گردید (شاو، ٢/١٥٤،
١٦١-١٦٢).
با اینهمه، روند اجرای مفاد فرمان تنظیمات بسیار کُند بود، چنانکه پس از گذشت
نزدیک به ١٤ سال هنوز پیشرفت محسوسی مشاهده نمیشد. ناهماهنگی در سیاست داخلی و
خارجی، اختلاف نظر میان مجریان فرمان، همچنین کارشکنیهای برخی از دول اروپایی که با
اصلاحات در عثمانی مخالف بودند، ازجمله علل عمدۀ این ناکامی بود (IA, XI/٧٣٩-٧٤٠).
افزون بر آن، رقابت میان دو دولتهای روسیه، فرانسه و انگلیس برای تسلط بر بخشهای
بزرگی از قلمرو عثمانی، سیطره بر منابع حیاتی خاورمیانه و مداخله در امور داخلی
عثمانی، این دولت را با بحران روبهرو کرده بود. دولت روسیه در ادامۀ سیاست
مداخلهگرانۀ خود میخواست حق حمایت از پیروان کلیسای ارتدکس و حتى همۀ مسیحیان
عثمانی را به دست آورد و سرانجام برای صدور فرمانی در این باره به دولت عثمانی ٥
روز مهلت داد. چون دولت عثمانی این درخواست را رد کرد، مناسبات میان دو دولت قطع
گردید (کارال، V/١٢٨-٢٣٠؛ شاو، ٢/٢٤١؛ IA, XI/٧٤٠). روسیه بار دیگر اولتیماتومی ٨
روزه به دولت عثمانی تسلیم کرد و به دنبال انقضای مهلت، بخشی از سرزمینهای عثمانی
را اشغال کرد و آتش جنگی که در تاریخ به جنگ کریمه معروف است، مشتعل گردید (کارال،
V/٢٣٧ ff.؛ شاو، ٢/٢٤٢-٢٤٩). در این میان دولتهای فرانسه و انگلستان به مخالفت با
روسیه وارد جنگ شدند (کارال، V/٢٣٧-٢٣٨) و در برابر این کمک، از دولت عثمانی
خواستند تا به اجرای اصلاحات جدید اقدام کند. از اینرو در ١١ جمادیالآخر ١٢٧٢ق/
١٨ فوریۀ ١٨٥٦م، سلطان عبدالمجید فرمانی در تکمیل فرمان گلخانه صادر کرد (دانشمند،
IV/١٧٤-١٧٦؛ IA, XI/٧٤١؛ کارال، V/٢٤٨). با صدور این فرمان یعنی فرمان اصلاحات،
دورۀ جدیدی در تاریخ عثمانی آغاز شد که به دورۀ دوم تنظیمات معروف است. این دوره تا
اعلان مشروطیت اول را در بر میگیرد (IA، همانجا).
با توجه به مدلول فرمانهای گلخانه و اصلاحات، چنین به نظر میرسد که هر دو فرمان در
دورانی بحرانی از تاریخ عثمانی، یکی در پایان جنگ با مصر، و دیگری در پایان جنگ
کریمه، صادر شده است. فرمان دوم یا فرمان اصلاحات با فشار و نفوذ دولتهای اروپایی و
با بهرهگیری از جنگ کریمه و عهدنامۀ پاریس صادر و اعلان گردید (کارال، VI/٥-٦؛
برای عهدنامۀ پاریس، نک : دانشمند، IV/٧٧ ff.؛ کارال، V/٢٤١-٢٤٨؛ شاو، ٢/٢٤٦-٢٤٧).
فرمان اصلاحات ٦ هفته پیش از امضای توافقنامۀ پاریس، در حضور وزرا، مأموران
عالیرتبه، شیخالاسلام، روحانیان مسیحی و یهودی، در باب عالی (ه م) اعلان عام شد
و به اطلاع نمایندگان دولتهای شرکتکننده در کنگرۀ پاریس نیز رسید (کارال، V/٢٥٠؛
دانشمند، IV/١٧٤). در فرمان اصلاحات، گذشته از تأکید بر مفاد خط شریف گلخانه، اصول
جدیدی نیز درج شده بود که مهمترینشان اینها ست: مصونیت جان و مال و شرف؛ آزادی
ورود غیرمسلمانان به خدمات دولتی؛ آزادی مذهبی و آموزشی؛ تساوی در برابر قانون و
پرداخت مالیات؛ علنی بودن دادگاهها، لغو شکنجه، تشکیل دادگاههای تجارتی؛ حضور
نمایندگان کلیساها در انجمنهای ایالتی و دیگر مجالس (دانشمند، IV/١٧٤-١٧٦؛ کارال،
V/٢٥٠-٢٥١).
موارد ذکر شده در این فرمان در مقایسه با فرمان تنظیمات یا «خط شریف گلخانه»
مترقیتر مینمود، اما هدف هر دو فرمان بهوجود آوردن جامعهای پیشرفته بدون توجه
به نژاد و مذهب بود (IA, XI/٧٤٢؛ کارال، VI/١-٧). با اینهمه، این فرمان که با فشار
انگلستان و فرانسه صادر شده بود، منافع سیاسی ـ اقتصادی آنها، به خصوص نوعی
کاپیتولاسیون جدید را که خواست آن دولتها بود، تأمین میکرد (IA, XI/٧٤٣). از سویی
دیگر، اعلان آن مخالفت جدی برخی محافل دولتی و دولتمردان را به دنبال داشت. مخالفان
باتوجه به اندیشۀ سیاسی، پایگاه و خاستگاه طبقاتی و منافع خود، مفاد فرمان را نقد و
انکار میکردند و از خداوند میخواستند که «این فرمان هرگز از کیسه به در نیاید»
(IA، همانجا؛ کارال، VI/٧)؛ حتى مصطفى رشید پاشا، طراح و معمار تنظیمات، و گروه
تنظیماتچیان مانند احمد جودت نیز بخشهایی از آن، ازجمله اصلاح و تأمین حقوق
غیرمسلمانان را نادرست میدانستند و مخالف مداخلۀ بیگانگان، و طرفدار اجرای تدریجی
اصلاحات بودند (همو، VI/٨، I/٧١؛ IA، همانجا).
مخالفت با این فرمان در ایالات قلمرو عثمانی نیز ناآرامیهایی به وجود آورد و به
برخورد میان مسلمانان و مسیحیان در ایالاتی مانند لبنان و سوریه انجامید. در این
برخوردها بسیاری کشته شدند و اماکن مذهبی ویران گردید (شاو، ٢/ ٢٤٩ بب ؛ کارال،
VI/٢٩ ff.؛ IA, XI/٧٤٤).
سلطان عبدالمجید، آغازگر تنظیمات خیریه، در ١٦ ذیحجۀ ١٢٧٧ق/٢٥ ژوئن ١٨٦١م درگذشت و
برادرش عبدالعزیز به عنوان سی و دومین سلطان عثمانی به سلطنت رسید (دانشمند،
IV/١٩٦-١٩٧). اصلاحات در دوران فرمانروای جدید نیز ادامه یافت. وی با صدور فرمانی
در ٢٣ ذیحجۀ ١٢٧٧ق/٢ ژوئیۀ ١٨٦١م خطاب به محمدپاشا صدراعظم که در باب عالی قرائت
شد، ادامۀ اصلاحات را وعده داد و از آن جانبداری کرد (IA, XI/٧٥٢؛ کارال،
VII/٢-٣). در این فرمان نیز بر اصول مندرج در تنظیمات خیریه و فرمان اصلاحات تأکید
شده بود (همانجا). با درگذشت بنیانگذاران برجستۀ اصلاحات یعنی فؤاد پاشا و
عالیپاشا، روند تنظیمات رو به ضعف نهاد (شاو، ٢/٢٦٦-٢٦٧). برخی از مورخانْ دوران
سلطنت عبدالعزیز را از دیدگاه جریان تنظیمات به دورۀ اوج و حضیض تقسیم کردهاند. در
دورۀ اول که ١٠ سال طول کشید و با درگذشت عالی پاشا در ١٢٨٦ق/ ١٨٦٩م پایان پذیرفت،
اجرای مفاد فرامین سهگانه با تأسیس مؤسسات جدید نظامی، آموزشی و نیز اتخاذ سیاست
ماهرانه در روابط خارجی ادامه یافت (دانشمند، همانجا)؛ اما در دورۀ دوم که ٤ سال
ادامه یافت، با اجرای سیاستهای غلط و روی کار آمدن شخصیتهای ناکارآمد، مانند محمود
ندیم پاشا که طرفدار روسیه بود، مقدمات رکود و حتى خاتمۀ دوران اصلاحات و تنظیمات
فراهم آمد (همانجا).
در دوران عبدالعزیز، بهویژه در زمان صدارت فؤاد و عالی، اقداماتی در زمینههای
گوناگون صورت گرفت، از جمله: تشکیل مجالس جدید مانند مجلس خاص، مجلس وکلا، شورای
دولت، دارالشورای عسکری، مجلس مالیه، معارف عمومیه و... (برای تفصیل، نک : کارال،
VII/١٤٢-١٥٢؛ پاکالین، II/٤٢٩-٤٣١).
در زمینۀ امور حقوقی: محدود ساختن اختیارات محاکم شرع، تشکیل محاکم نظامیه مرکب از
نمایندگان مردم برای رسیدگی به دعاوی مردم (کارال، VII/١٦٨)؛ تقسیم محاکم به صلح،
بدایت، استیناف و تمیز (همو، VII/١٦٥)؛ و تدوین قانون مدنی ــ که عمدهترین دستاورد
حقوقی دورۀ تنظیمات است ــ در چند جلد به نام «مجلۀ احکام عدلیه» که از سوی هیئتی
به ریاست جودت پاشا (ه م) تهیه شده بود (IA, XI/٧٥٧؛ پاکالین، II/٤٢٥-٤٢٨؛ کارال،
VII/١٧٤-١٧٧).
در پهنۀ فرهنگی: گذشته از تکمیل و تأسیس مدارس که پیشتر گفته شد، ساده کردن زبان
ترکی، تبدیل آن به زبان علمی و فعالیت در این زمینه مهمترین اقدامات بهشمار
میرود؛ چنانکه بهتدریج زبان ترکی در مکاتب، مانند مکتب طبیّه و
جز آن جایگزین زبان فرانسوی گردید (همو، VII/٢١٣ ff.).
در زمینۀ اقتصادی: از آنجا که سیاست دولت اعطای امتیاز به دولتهای بیگانه بود، نه
تنها پیشرفت چندانی در زمینۀ اقتصادی پدید نیامد (IA, XI/٧٤٢؛ کارال، VII/٣٤٨-٣٥١)،
بلکه بحرانهای مالی، قحطی، نفوذ و مداخلۀ دولتهای بیگانه در امور داخلی، نفوذ افکار
مشروطهطلبانه، مخالفت با برخی دستاوردهای تنظیمات در زمینۀ امور مذهبی، و همچنین
نفوذ موج جدیدی از تفکر اسلامی (شاو، ٢/٢٧٣-٢٧٤) افکار عمومی را بر ضدحکومت
برانگیخت و سرانجام به خلع عبدالعزیز، جانشینی مراد پنجم (کارال، ٣٥٢-٣٦٧
VII/١٠١-١١٢,؛ دانشمند، IV/٢٥٦-٣٦٦؛شاو، ٢/٢٨٤- ٢٨٥)و سپس خلع مراد(همو،٢/ ٢٨٩-٢٩٠؛
دانشمند، IV/٢٨٣-٢٨٤) و جانشینی عبدالحمید دوم، با شرط پذیرفتن ادامۀ تنظیمات و
اصلاحات (IA, XI/٧٦٢؛ نیز دانشمند، IV/١٨٥) منجر شد.
سلطنت عبدالحمید دوم با اعلان مشروطیت اول در ٦ ذیحجۀ ١٢٩٣ق/٢٣ نوامبر ١٨٧٦م، و
تشکیل مجلسی برای تدوین قانون اساسی عثمانی آغاز گردید(IA,XI/٧٦٣؛ دانشمند،
IV/٢٩٣-٢٩٤؛ شاو، ٢/٣٠١-٣٠٢) و قانون اساسی عثمانی در ١١٩ ماده تدوین (IA، نیز شاو،
همانجاها؛ کارال، VIII/٧)، و با آیین خاصی در میدان بایزید در حضور وکلا، علما و
مأموران عالیرتبۀ نظامی اعلان گردید (همو، VIII/٨-٩؛ دانشمند، همانجا). سلطان
عبدالحمید پس از مدتی مدحت پاشا، طراح قانون اساسی را عزل و تبعید کرد (کارال،
VIII/٩-١٣؛ دانشمند، IV/٢٩٦-٢٩٨؛ شاو، ٢/٣١٠؛ IA، همانجا). با گشایش مجلس مبعوثان
عثمانی در ٤ ربیعالاول ١٢٩٤ق/ ١٩ مارس ١٨٧٧م (دانشمند، IV/٢٩٨) دوران تنظیمات نیز
سر آمد (IA, XI/٧٦٤) و دولت عثمانی وارد مرحلۀ دیگری از تاریخ آخرین دورۀ موجودیت
خود شد.
تنظیمات در زمینۀ ادبیات نیز دگرگونیهایی به وجود آورد. جریان ادبی که در تاریخ
ادبیات ترکیه به ادبیات تنظیمات معروف است، بـه سلطـه و نفـوذ ادبیات دیوانی ــ که
تحت نفوذ ادب فـارسی و عربـی بـود ــ پایان داد و آن را به سوی ادبیات جدید غربی
هدایت کرد. این جریان ادبی با انتشار روزنامۀ ترجمان احوال از سوی ابراهیم شناسی
(نک : ه د، شناسی)، ٢٠ سال پس از صدور فرمان تنظیمات، در ١٢٧٧ق/١٨٦٠م آغاز شد.
ادبیات تنظیمات اندیشههای نو و جهانبینی جدید به پهنۀ ادبی و اجتماعی جامعۀ
عثمانی وارد کرد. شاعران و نویسندگان این دوره در بیداری مردم و از میان برداشتن
فشار و استبداد نقش مهم داشتند و طی همین جریان هنر و ادبیات در خدمت جامعه درآمد
(کاراعلی اوغلو، II/١٥١-١٥٢). از پیشروان این جریان و نهضت ادبی ابراهیم شناسی
(همو، II/١٩٣؛ کورداکول، ٥٧١)، نامق کمال (همو، ٤٣٧؛ کاراعلی اوغلو،II/٢٣٧ff.)،
احمدمدحت (ه م) و احمد وفیق پاشا (ه م) را میتوان نام برد (همو، II/١٤١).
دربارۀ دستاوردهای تنظیمات نظرات گوناگون ابراز شده است. برخی نهضت تنظیمات را برای
همگامی با ترقیات اروپایی و ایجاد ساختار نوین سیاسی و اجتماعی ضروری دانسته، و بر
آثار مثبت آن، بهرغم برخی نارساییها در اجرای مفاد فرمانها، تأکید کردهاند (IA،
همانجا؛ پاکالین، III/٣٩٨-٣٩٩). کسانی چون ضیاگوک آلپ ــ از پایهگذاران جنبش
ترکگرایی ــ معتقدند که تنظیمات خیریه ترکیه را از تسلط اندیشۀ قرون وسطایی رها
ساخت (کاراعلی اوغلو، II/٢٩)؛ برخی نیز آن را عامل مهم مداخلات بیگانگان در امور
دولت دانسته و بر این عقیدهاند که قرضهای خارجی که بیشتر به مصارف دربار میرسید،
کشور عثمانی را به یک مملکت نیمهمستعمره تبدیل کرد (همانجا).
با این همه، باید گفت که تنظیمات آغاز حرکت به سوی تمدن و فرهنگ اروپایی و
بهرهگیری از آن برای از میان برداشتن نارساییها و همتراز ساختن دولت عثمانی با
دولتهای اروپایی بهشمار میرود. اگرچه تنظیمات نتیجۀ کاملاً مطلوب به بار نیاورد،
اما برابری در مقابل قانون، آزادی اتباع عثمانی در امور شخصی، رویکرد به دانش و
نظایر آن از آثار مفید «تنظیمات» بود.
آوازه و آثار جنبش تنظیمات از مرزهای قلمرو عثمانی فراتر رفت و در برخی از کشورهای
همجوار ازجمله ایران که با دولت و مردم عثمانی مشترکات فرهنگی ـ مذهبی داشت، نفوذ
یافت و اندیشمندان و نوگرایان ایرانی تحت تأثیر آن قرار گرفتند. به نوشتۀ آدمیت (
امیرکبیر...، ١٨٢)، میرزا تقیخان در مدت اقامت در عثمانـی در جریـان مذاکرات
عهدنـامۀ ارزروم ــ که مقـارن دورۀ اول تنظیمـات بود ــ با جریان تنظیمات مستقیماً
آشنا شد و با مصطفى رشید پاشا، طراح تنظیمات مراوده داشت. همچنین میرزا حسین خان
سپهسالار، در سفارت استانبول، با تنظیمات آشنا شد و با تنظیماتچیان روابط نزدیک
برقرار کرد. با آنکه او در یادداشتهایش تنظیمات را نقد کرده، اما باید گفت که این
جنبش در اندیشههای ترقیخواهانۀ او ــ که در دوران صدارتش به بار نشست ــ بیتأثیر
نبوده است (همو، اندیشه...، ١٢٩ بب ).
از دیگر نوگرایان ایرانی که از تنظیمات اثر پذیرفته، میرزا ملکمخان است. وی در مدت
اقامت ١٠ سالهاش در استانبول تا ١٢٨٨ق/١٨٧١م شاهد عصر تنظیمات بود و با چهرههای
برجستۀ تنظیمات، مانند فؤاد پاشا و عالی پاشا آشنایی، و با نویسندگان روشنفکری
مانند نامق کمال مباحثۀ قلمی داشت (نورایی، ٢٠) و برخی رسالات خود مانند دفتر
تنظیمات یا رساله غیبیه را که شامل پیشنهادهای ترقیخواهانه بود، تحت تأثیر تنظیمات
نگاشت (نک : ه د، ٩/٢٣١).
مآخذ: آدمیت، فریدون، امیرکبیر و ایران، تهران، ١٣٥٤ش؛ همو، اندیشۀ ترقی و حکومت
قانون، عصر سپهسالار، تهران، ١٣٥٦ش؛ جودت، احمد، تاریخ، استانبول، ١٣٠٩ق؛ حائری،
عبدالهادی، امپراتوری عثمانی و دو رویۀ تمدن بورژوازی غرب، ضمیمۀ مجلۀ دانشکدۀ
ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی، مشهد، ١٣٦٤ش، س ١٨، شم ٢؛ شاو، ا. ج.، تاریخ
امپراتوری عثمانی و ترکیۀ جدید، ترجمۀ محمود رمضانزاده، مشهد، ١٣٧٠ش؛ نورایی،
فرشته، تحقیق در افکارمیرزا
ملکم خان ناظمالدوله، تهران، ١٣٥٢ش؛ هامرپورگشتال، یوزف، تاریخ امپراتوری عثمانی،
ترجمۀ میرزا زکی علیآبادی، به کوشش جمشید کیانفر، تهران، ١٣٦٨ش؛ همو، دولت
عثمانیه تاریخی، ترجمۀ محمد عطا، استانبول، ١٣٣٣ق؛ نیز:
Daniԫmend, İ. H., İzahlı osmanlı tarihi kronolojisi, Istanbul, ١٩٧١; IA;
Karaalioğlu, K., Türk edebiyatı tarihi, Istanbul, ١٩٨٢; Karal, E. Z., Osmanlı
tarihi, Ankara, ١٩٨٣; Kurdakul, Ԫ., Ԫairler ve yazarlar sözlüğü, Istanbul, ١٩٨٥;
Pakalin, M. Z., Osmanlı tarihi deyimleri ve terimleri sözlüğü, Istanbul, ١٩٧١;
Uzunçarԫılı, İ. H., Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٨٣; Yurdaydın, H. G., İslâm tarihi
dersleri, Ankara, ١٩٨٢.
علیاکبر دیانت