دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٠٧١
| تلعکبری جلد: ١٦ شماره مقاله:٦٠٧١ |
تَلّعُکْبَری، ابومحمد هارون بن موسی بن احمد
(د ٣٨٥ق/ ٩٩٥م)، از محدثان امامیه در عراق. وی چنانکه از نسبتش برمیآید، از تل
عکبرا، تلی در کنار روستای عکبرا در نزدیکی بغداد، برخاسته (نک : خطیب، ١١/٢٤٢؛
سمعانی، ١/٤٧٤)، و نسب به قبیلۀ عرب بنیشیبان میرسانده است (نجاشی، ٤٣٩).
دربارۀ وقایع زندگی او اطلاعات مستقیم ثبت نشده است، ولی میتوان از طریق سماعات
او، جریان زندگی وی را گمانه زد. چنین مینماید که او در نخستین دهه از سدۀ ٤ق و
ظاهراً در همان تل عکبرا زاده شده باشد. نخستین سماع ثبتشدۀ وی مربوط به سال ٣٢٢ق
در بغداد است (طوسی، رجال، ٤٤٢). با یاری دیگر اساتید، میدانیم که دانشاندوزی او
در بغداد تا ٣٢٨ق ادامه داشته است (همان، ٤٦١، ٤٦٤، ٤٦٧، ٤٧٥؛ خزاز، ٢٩٨). درک
استادانی چون کلینی (د ح ٣٢٨ق) و علی بن بابویه (د ٣٢٩ق) مربوط به همین دوره از
تحصیل او بوده است.
از آن پس وی درگیر سفرهای علمی درون عراق شده، و در این میان، در ٣٣١ق در حدود
نهروان (طوسی، همان، ٤٤٢)، در ٣٣٣ق در کوفه (همان، ٤٨٣) و در ٣٣٥ق در بغداد (همان،
٤٤٦) سماع داشته است (نیز برای سامرا، نک : دلائل...، ٢٥٤؛
ابن طاووس، جمال...، ٥٣٢). بخش مهمی از دانشاندوزی تلعکبری نزد استادان برجستۀ
بغداد چون ابن همام اسکافی
(د ٣٣٦ق) در همین اوان رخ داده است. دربارۀ سفری به خراسان و ماوراءالنهر، سند
روشنی در دست نیست، ولی میدانیم که وی از برخی بزرگان امامیه در آن سرزمینها،
مانند محمدبن عمر بن عبدالعزیز کشی (طوسی، الفهرست، ١٤١) و حیدربن نعیم سمرقندی،
شاگردان عیاشی (خزاز، ١٣٣؛ طوسی، همان، ٦٤-٦٥)، دانش آموخته است. از آن میان
میدانیم که استماع وی از علی ابن احمد خراسانی در ٣٣٧ق بوده است (همو، مصباح...،
٢٥٢؛ ابن طاووس، اقبال...، ٤٦١). با توجه به طبقۀ دیگر استادان شرقی، اگر سفری به
آن منطقه رخ داده، باید مربوط به همین حدود زمانی باشد. وی بخشی از سال ٣٤٠ق را
هنوز در بغداد بود (طوسی، رجال، ٤٤٣، ٥٢٠). ظاهراً به بصره سفری نداشته، و روایت او
از برخی مشایخ بزرگ آن شهر چون عبدالعزیز بن یحیى جلودی به مکاتبه بوده است (نک :
ابن طاووس، فلاح...، ٦١). در همان سال ٣٤٠ق، تلعکبری احتمالاً برای مناسک حج راه به
غرب جست و در ادامۀ همین سفر به مصر درآمد. وی در ایام پایانی ٣٤٠ق (طوسی، همان،
٤٤٣، ٤٦٠) و نیز در ٣٤١ق در مصر سماعاتی داشته است (همان، ٤٨١؛ نیز نک : خزاز، ٧٦،
١٠٢). احتمالاً مسافرت وی به حلب نیز در خلال همین سفر بوده است (ابن طاووس،
مهج...، ١٠٥). وی پیش از ٣٤٤ق به عراق بازگشته، چه در ٣٤٤ق باز در کوفه سماع داشته
است (طوسی، همان، ٤٦٨).
١. Al-Waraq.
دانسته نیست استماع وی از شیخ بزرگ قمی، احمدبن محمدبن یحیى عطار در ٣٥٦ق (همان،
٤٤٤؛ نیز دلائل، ١٥٨؛ ابن طاووس، فلاح، ١٣٥)، در کجا رخ داده است؛ شاید این استماع
حاصل سفری به ایران بوده باشد. به هر حال او سالهای میانسالی را در عراق و بیشتر
در بغداد ساکن بوده، و تا ٣٧٠ق، همچنان سماعاتی از وی در آن سرزمین به ثبت آمده است
(طوسی، همان، ٤٤١، ٤٤٤، ٤٧٤، ٤٨٣). در ٣٨٣ق نیز محمدبن محمد مذاری در بغداد محضر او
را درک کرده است (عمادالدین، ٩؛
نیز نک : خزاز، ٦٩).
تلعکبری یکی از پرسماعترین شیوخ امامی بغداد است. در شمار مشایخ او میتوان
بزرگانی چون کلینی (کلینی، ٦/٢٠٢؛ کراجکی، ١/ ١٩٨؛ طوسی، الفهرست، ١٣٦)، ابن همام
اسکافی (همان، ٩، ١٤١، ١٦٦)، ابوالعباس ابن عقده (همان، ١٠١)، علی بن بابویه قمی
(ابن طاووس، جمال، ٢٨٣)، ابن جنید اسکافی (طوسی، الغیبة، ٣٩١). محمدبن عباس بن
ماهیار ابن جحام (همو، الفهرست، ١٥٠؛ ابن طاووس، الیقین، ٢٨٠)، حسین بن احمدبن
شیبان قزوینی (خزاز، ١٩٤) و ابوعلی احمد بن محمد صولی (دلائل، ١٨، ١٩) را نام برد.
روایت وی از برخی شیوخ نامدار قم، مانند ابن ولید قمی نیز به مکاتبه بوده است (نک
: طوسی، رجال، ٤٩٥؛ نیز دلائل، ١١٠، ١١٥-١١٦، جم ).
وی از مشایخ اهل سنت نیز بهره گرفته، و محفل بزرگانی چون ابوالقاسم بغوی و ابوبکر
باغندی را درک کرده است (ذهبی، ٧/٦٦؛ نیز خزاز، ١٤٦؛ برای دیگر شیوخ، نک : ابن
شاذان، ٨١، ٨٢؛ خزاز، ١٦، ١٧٧، جم ؛ شریف رضی، ٥٧، ٧٢، جم ؛ طوسی،الفـهـرست،
٧،٦٥، جم ، رجـال، ٤٤١، ٤٤٢، جم ، الغیبة، ١٣٤، ١٣٥، جم ، «مشیخـة...»، ٨٠؛
نجـاشـی، ١٢٠، ١٥٧، جم ؛ دلائل، ١١، ٢٥، جم ؛ ابن طاووس، التحصین، ٦٠٥، جمال،
٣٢٠، ٥٣٢، مـهـج، ١٠٥، جم ، فلاح، ٤٣، جم ، فـرج...، ١٠٢، جم ، فـتـح...، ١٩١،
٢٠٤؛ ذهبی، ٨/٤٠؛ ابن حجر، ١/١٤٥، ١٩٢).
از تلعکبری بسیاری دانش آموخته و حدیث شنیدهاند که از آن شمار میتوان کسانی چون
شیخ مفید (طوسی، همانجا؛
ابن طاووس، کشف...، ١٨)، حسین بن عبیدالله غضائری (طوسی، الاستبصار، ١/٧٣،
تهذیب...، ١/ ١٦٨)، شریف رضی (نک : ص ٥٧، ٦٤، جم )، ابن شاذان قمی (نک : ص ٨١،
جم )، علی بن حسن
ابن منده (خزاز، ١٦، جم )، قاضی علی بن محمد قزوینی
(ابن طاووس، الیقین، ٨٨)، و دو فرزند هارون، ابوالحسین محمد (نجاشی، ٧٩؛ دلائل، ١١،
جم ؛ ابن طاووس، فلاح، ١٣٥) و ابوجعفر (نجاشی، ٤٣٩) را یاد کرد. نجاشی نیز در
اواخر عمر وی، چندی در محافل او در خانهاش شرکت میجسته است (همانجا؛ برای دیگر
راویان او، نک : خزاز، ١٦، جم ؛ کراجکی، ١/١٨٢، جم ؛ نجاشی، ١٣٨، ٢٣٢؛ دلائل،
٢٤٤، ٢٤٧؛ عمادالدین، همانجا؛ فخار، ٧٥، ١٢٩؛ ابن طاووس، فرج، نیز مهج، همانجاها).
تلعکبری از جمله محدثان برجستۀ امامی است که نام او در سلسله اسانید بسیاری از کتب
و مصنفات پیشین دیده میشود. طوسی به وسعت روایت او و بینظیر بودنش در اینباره
اشاره کرده، و یادآور شده که وی تمامی اصول و مصنفات کهن امامیه را در روایت داشته
است (رجال، ٤٤٩). در دو کتاب الفهرست طوسی (ص٩، ١٤، جم ) و الرجال نجاشی(ص ١٨٠،
٢٣٥، جم ) نیز نام او در طریق روایی کتب بسیاری ثبت شده است (نیز نک : ابن
طاووس، کشف، ١٨-١٩، فلاح، ١٣، ٩٥، فرج، ٢٥، ١٠١، اقبال، ٤٧، ٦٧، جم ). او به واقع
یکی از مهمترین حلقههای اتصال میان نویسندگان متقدم امامی و عالمان عصر شیخ طوسی
است که به خصوص با بهرهجویی از محفل محدثان پرروایت عراق چون ابن همام و ابن عقده،
در زنده نگاه داشتن سنت حدیثی عراق، آن هم در روزگاری که اهمیت اصحاب حدیث در آن
سرزمین روی به کاهش مینهاد، نقش مؤثری ایفا نموده است.
از نظر رجالی، شیخ طوسی ضمن تأکید بر عظمت شأن او نزد امامیه، وی را ثقه شمرده است
(همانجا). نجاشی نیز او را از وجوه امامیه و مورد اعتماد اهل مذهب شمرده، و در
برآورد رجالی، وی را ثقه و عاری از طعن دانسته است (ص ٤٣٩).
ابن طاووس به وی لقب «شیخ صدوق» داده است ( فلاح، ١٤، جم ). با اینهمه، در منابع
رجالی اهل سنت، با تکیه بر رافضی بودن وی، اشاره شده که وی راوی «مناکیر» بوده است
(ذهبی، ٧/٦٦؛ ابن حجر، ٦/١٨٢).
افزون بر روایت حدیث، تلعکبری به نقل اقوال رجالی پیشینیان، بهویژه ابن همام
اسکافی نیز اهتمام داشته است (مثلاً نک : نجاشی، ٧٩، ٣٧٩، جم ). شیخ مفید نیز وی
را در شمار فقیهان اصحاب حدیث در عصر خود شمرده، و از جمله قائلان به عدد در ایام
ماه رمضان آورده است (نک : ابن طاووس، اقبال، ٥).
شیخ طوسی نام او را در شمار مؤلفین امامیه نیاورده است، شاید از آن رو که آثار وی
از شهرت محدود برخوردار بودهاند. اما نجاشی از یک اثر وی با عنوان الجوامع فی
علومالدین یاد کرده که دارای عنوانی کمنظیر است و چنین مینماید که نوشتهای از
نسخ جوامع محدثانه و فراگیر در زمینههای مختلف دانش دین بوده است. افزون بر آن،
ابن حجر از یک اثر تلعکبری با عنوان المشیخة یاد کرده، و از آن مطلبی نقل نموده است
(١/١٩٢). همین اثر با یک نوشتۀ رجالی دیگر از تلعکبری، مبنای نقل طیف وسیعی از
اطلاعات در «باب من لمیرو عنهم(ع)» در رجال شیخ طوسی بوده است. همچنین نسخه یا
نسخههایی مشتمل بر ادعیه و نمازها منتسب به وی در اختیار ابن طاووس بوده که در
آثارش بسیار از آن نقل کرده است (جمال، ٢٢٥، ٢٢٧، جم ، مهج، ١٧٥؛ اقبال، ١١، ٢٤،
جم ).
فرزند تلعکبری، ابوالحسین محمدبن هارون نیز از محدثان شناخته است که نام او در
اسانید روایی بسیار به ثبت رسیده است. میدانیم که وی تا ٤١٠ق/ ١٠١٩م زنده بوده است
(ابن طاووس، فرج، ٢٣٦). در شمار استادان وی، جز پدرش هارون، نام ابوجعفر ابن بابویه
قمی (دلائل، ٩، ١١، جم )، احمدبن محمدبن عیاش جوهری (ابن طاووس، جمال، ٢٢٧).
ابوالمفضل شیبانی (همان، ٢٢٥، ٤٢٣) و سهل بن زیاد واسطی (حسن بن
سلیمان، ١٢) به ثبت آمده است (نیز نک : ابن طاووس، همان، ٢٦٣). از شاگردان او نیز
محمدبن شهریار خازن (همو، الیقین، ٢٣٦) و مؤلف دلائل الامامة (دلائل، ١، ٤، جم )
شناخته شدهاند (نیز نک : ابن طاووس، فرج، همانجا). ابن طاووس نسخه یا نسخههایی
در ادعیه به خط محمد در دست داشته است که شاید روایت یا تکمیل آثار پدرش بوده باشد
(نک : ابن طاووس، مهج، ١٨٤، جمال، ٢٦٣، ٣٢٠، جم ).
مآخذ: ابن حجر عسقلانی، احمد، لسان المیزان، حیدرآباد دکن، ١٣٢٩-١٣٣١ق؛ ابن شاذان،
محمد، مائة منقبة، قم، ١٤٠٧ق؛ ابن طاووس، علی، اقبال الاعمال،
چ سنگی، ایران، ١٣٢٠ق؛ همو، التحصین، قم، ١٤١٣ق؛ همو، جمال الاسبوع، چ سنگی، ایران،
١٣٣٠ق؛ همو، فتح الابواب، به کوشش احمد خفاف، قم، ١٤٠٩ق؛ همو، فرج المهموم، نجف،
١٣٦٨ق؛ همو، فلاح السائل، قم، دفتر تبلیغات اسلامی؛ همو، کشف المحجة، نجف،
١٣٧٠ق/١٩٥٠م؛ همو، مهج الدعوات، چ سنگی، ایران، ١٣٢٣ق؛ همو، الیقین، به کوشش
انصاری، قم، ١٤١٣ق؛ حسن بن سلیمان حلی، مختصر بصائر الدرجات، نجف، ١٣٦٩ق/١٩٥٠م؛
خزاز، علی، کفایة الاثر، قم، ١٤٠١ق؛ خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق؛
دلائل الامامة، منسوب به ابن رستم طبری، نجف، ١٣٨٣ق/١٩٦٢م؛ ذهبی، محمد، میزان
الاعتدال، به کوشش علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت، ١٩٩٥م؛ سمعانی،
عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛ شریف رضی،
محمد، خصائص الائمة(ع)، به کوشش محمدهادی امینی، مشهد، ١٤٠٦ق؛ طوسی، محمد،
الاستبصار، به کوشش حسن موسوی خرسان، نجف، ١٣٧٥-١٣٧٦ق؛ همو، تهذیب الاحکام، به کوشش
حسن موسوی خرسان، نجف، ١٣٧٩ق؛ همو، رجال، به کوشش جواد قیومی، قم، ١٤١٥ق؛ همو،
الغیبة، به کوشش عبادالله طهرانی و علی احمد ناصح، قم، ١٤١١ق؛ همو، الفهرست، به
کوشش محمدصادق آل بحرالعلوم،نجف، ١٣٥٦ق؛ همو، «مشیخة التهذیب»، همراه ج ١٠ تهذیب
الاحکام همو؛ همو، مصباح المتهجد، تهران، ١٣٣٩ق؛ عمادالدین طبری، محمد،
بشارةالمصطفى، نجف، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ فخاربن معد موسوی، ایمان ابیطالب، به کوشش محمد
بحرالعلوم، نجف، ١٣٨٤ق/١٩٦٥م؛ کراجکی، محمد، کنزالفوائد، قم، ١٤١٠ق؛ کلینی، محمد،
الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، ١٣٩١ق؛ نجاشی، احمد، الرجال، به کوشش موسى
شبیری زنجانی، قم، ١٤٠٧ق.
احمد پاکتچی