دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦١٠١
| تمیمی، ابوسعید جلد: ١٦ شماره مقاله:٦١٠١ |
تَمیمی، ابوسعید صالح بن درویش (د
١٢٦١ق/١٨٤٥م)، ادیب و شاعر عراقی. وی ظاهراً در ١١٨٨ یا ١١٩٠ق/١٧٧٤ یا ١٧٧٦م در
کاظمین متولد شد (خاقانی، ٣/١٤٢؛ قس: بصیر، ٧٣). از منابع چنین برمیآید که او
زیرنظر پدر (آقابزرگ، طبقات... ، ٢(٢)/٦٥٣) و به سنت مرسوم به تحصیل علوم پرداخت،
اما در نوجوانی پدرش را از دست داد و از کاظمین، آهنگ نجف کرد (آلوسی، ١/ ١٤٨؛
امین، ٣٦/٦٢؛ شبر، ٧/٢٦؛ خاقانی، همانجا).
روشن نیست که تمیمی چرا و با مساعدت چه کسی، به نجف رفت. به هر روی، وی در نجف به
تحصیل پرداخت و اندک اندک در مجالس ادبی و حلقههای علمی شرکت جست و در آن مجامع
چنان خوش درخشید که گویند بحرالعلوم خود تربیت او را زیرنظر گرفت (همو، نیز
آقابزرگ، شبر، همانجاها).
حضور وی در مجامع ادبی از جمله جلسات ادبی روز پنجشنبه که به «معرکةالخمیس» معروف
بود (خاقانی، ٣/١٤٢-١٤٣؛ نیزنک : بحرالعلوم، ٨١)، او را بیش از پیش با محیط ادبی
عراق آن روز و نیز روابط شعرا با ممدوحان بخشنده آشنا ساخت. وی در مدت اقامت در نجف
به بزرگان قبیلۀ خزاعه پیوست و ایشان را مدح گفت. تمیمی پس از مرگ بحرالعلوم به
حِلّه کوچید (آقابزرگ، الذریعة، ٩(٢)/٥٨٧). در این اثنا اسباب آشنایی او با
داوودپاشا ــ که ریاست دیوان محاسبه و انشاء را در دوران سلیمانپاشا برعهده داشت
و بعدها والی بغداد شد ــ مهیا گردید (بصیر، ٧٤؛ خاقانی، ٣/١٤٤).
داوودپاشا که خود اهل فضل و ادب بود (مغربی،٣٠٦) و دانشمندان را بسیار گرامی
میداشت، در سفری با تمیمی آشنا شد (بصیر، همانجا) و همین که در ١٢٣٢ق والی بغداد
شد، او را به سمت کتابت دیوان خویش برگزید (آقابزرگ، طبقات، ٢(٢)/٦٥٤؛ آلوسی، ١/
١٤٩)؛ اما در حقیقت داوودپاشا هنر شاعری تمیمی را به خدمت گرفت و با اینکار نه
تنها او را بر شغل ثابت با حقوقی منظم گمارد، بلکه به ثبت وقایع بارگاه خویش موظف
کرد، به طوری که هر بنایی به فرمان او ساخته میشد و یا هر واقعهای که در روزگار
او رخ میداد، ناچار در اشعار او ثبت میگردید (خاقانی، ٣/١٥٦؛ بصیر، همانجا).
روابط تمیمی با دستگاه دولتی چنان بود که علی رضا پاشا، چون در ١٢٤٧ق جانشین
داوودپاشا شد، او را در سمت خویش ابقا کرد و شاعر نیز او را در قصیدهای ستود
(خاقانی، ٣/١٥٢؛ بصیر، ٧٤-٧٥؛ آلوسی، ١/١٥١). والی جدید نیز همچون خلف خویش، شاعر
را به ثبت تاریخ وقایع و بناها ترغیب کرد (مثلاً برای قطعهای در تاریخ بنای قصری
واقع بر ساحل دجله، نک : همو، ١/١٥٣-١٥٤؛ نیز برای نبردی ٣ روزه در ١٢٥٣ق و تهنیت
پیروزی در اهواز، و رثای امامحسین (ع) و جز آنها، نک : خاقانی، ٣/١٥٠، ١٥٢).
علی رضا پاشا در ١٢٥٨ق عزل شد و بغداد را به مقصد شام ترک گفت (عزاوی، ٧/ ٥٨-٥٩).
شاعر که اینک بیپناه مانده بود، در قطعهای در حسرت آن ایام و دورانِ خوشِ گذشته
داد سخن داد (بصیر، ٧٥-٧٦؛ عزالدین، ٤٦-٤٧). اوضاع بر وی چنان تنگ آمده بود که حتى
به سبب آبیاری قطعهزمینی شکایت به ممدوح سابق خود میبرد (خاقانی، ٣/١٤٤). شاید
هجو و توهین به قاضی و محبوس شدن وی نیز در همین دوران بوده باشد (حرزالدین،
١/٣٨٠). تمیمی سرانجام در کاظمین (یا بغداد) درگذشت و همانجا به خاک سپرده شد
(خاقانی، ٣/١٥٣؛ بصیر، ٧٦).
تمیمی شاعری توانا بود، در علم انساب و اخبار عرب نیز تبحر داشت و به سبب دانش
گسترده او را «شیخ الشعرا» میخواندند (خاقانی، ٣/١٥٦). وی چنان شیفتۀ ابوتمام بود
که او را «شیخ» خویش مینامید. بیگمان تمیمی همۀ حماسۀ ابوتمام را در حفظ داشت.
برخی به سبب همین شیفتگی، از او به ابوتمام عصر خویش یا «ابوتمام صغیر» یاد
کردهاند (شبر، ٧/٢٦-٢٧؛ بصیر، ٧٧- ٧٨؛ آقابزرگ، همان، ٢(٢)/٦٥٣؛ داغر، ٢/٢٢٢). اما
او خود هیچگاه به جایگاه شعرای درجۀ اول دست نیافت (مغربی،٣٠٦).
تمیمی شعر خود را وسیلۀ کسب روزی قرار داده بود. مجیزگویی و غلو در اشعار او
بهویژه در مدح داوودپاشا فراوان به چشم میخورد (عزالدین، ٣٢، ٣٩، ٤٧؛ ابن سند،
٣٢٣-٣٢٤).
دیوان وی که سراسر مدح والیان و امیران است (آلوسی، ١/١٥٠)، پس از مرگ شاعر به همت
فرزندانش محمد سعید و کاظم گردآوری شد (نقشبندی، ٢٥٠). محمد رضا سید سلمان و علی
خاقانی با مقابلۀ نسخههای متعددی که در اختیار داشتند، در ١٣٦٧ق/ ١٩٤٨م دیوان
تمیمی را منتشر کردند. به همراه این دیوان، مجموعه قصایدی در مدح شیخ عبدعلی، مولای
هویزه با عنوان «الروضة التمیمیه» که حروف اول ابیات آن، همانند حروف رویِّ آن است،
به چاپ رسید (مغربی، ٣٠٧).
با عنایت به روشی که مصححان در چاپ دیوان به کار بردهاند، میتوان دریافت اشعاری
که در دیوان وی گرد آمده، تنها بخش کوچکی از سرودههای او ست، و شاید اشعار فراوانی
از وی در مدح و رثای بزرگان و اهل بیت(ع) باشد که ما برخی از آنها را در میان
مجموعههای شعری مییابیم (مثلاً نک : نقشبندی، ٢٩٠، ٤٦٣، ٥٤٢، ٥٤٥، جم ) که
البته با مقابلۀ دقیق میتوان استقصا نمود.
از دیگر آثار شعری او، «القصیدة الهمزیة فی مدح امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب» است
که به همراه تخمیسی از عبدالباقی بن سلیمان فاروقی همراه همزیۀ بوصیری در قاهره
(١٣٠٩ق) به چاپ رسیده است (GAL, S, II/٩٠٤). امین نیز برخی از اشعار او را که در
مدح پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) سروده شده، گرد آورده است (٣٦/٦٣-٦٦). آثار تمیمی
منحصر به این اشعار نیست؛ خاقانی به نمونهای از «بند» نیز در آثار تمیمی اشاره
کرده است (همانجا).
تمیمی تألیفاتی نیز داشته که جز نامی از آنها نمانده است، از جمله:
الاخبارالمستفادة منمنادمات الشاهزاده (GAL, S, II/٧٨٤). شرک العقول و غریب
المنقول، که گویا در دوجلد به ترتیب سنوات بوده، و به روش تاریخنگاران از ١٢٠٠ق
آغاز، و به ١٢٤٠ق ختم شده بوده است. وی در این کتاب به ایام وزارت داوودپاشا
پرداخته است (آلوسی، ١/ ١٤٩؛ GAL, S، همانجا). وشاح الرود و الجواهر و العقود فی
نظم الوزیر داود. این کتاب نیز ظاهراً به شرح احوال شعرای دربار داوودپاشا و اشعار
و
نکتهها و لطایفی که میان ایشان رد و بدل شده، پرداخته است (خاقانی، ٣/١٥٤؛ آلوسی،
همانجا).
مآخذ: آقابزرگ، الذریعة؛ همو، طبقات اعلام الشیعة، مشهد، ١٤٠٤ق؛ آلوسی، محمود شکری،
المسک الاذفر، بغداد، ١٣٤٨ق/ ١٩٢٩م؛ ابنسند، عثمان، مطالع السعود، به کوشش عماد
عبدالسلام رئوف و سهیله عبدالمجید قیسی، بغداد، ١٩٩١م؛ امین، محسن، اعیان الشیعة،
به کوشش حسن امین، بیروت، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ بحرالعلوم، محمدمهدی، رجال، به کوشش
محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، نجف، ١٣٨٥ق؛ بصیر، محمدمهدی، نهضة العراق
الادبیة فی القرن التاسع عشر، بغداد، ١٣٦٠ق/١٩٤٦م؛ حرزالدین، محمد، معارف الرجال،
به کوشش محمدحسین حرزالدین، قم، ١٤٠٥ق؛ خاقانی، علی، شعراء الحلة او البابلیات،
نجف، ١٣٧٢ق/١٩٥٢م؛ داغر، یوسف اسعد، مصادر الدراسة الادبیة، بیروت، ١٩٨٣م؛ شبر،
جواد، ادب الطف، بیروت، ١٣٩٧ق/١٩٧٧م؛ عزالدین، یوسف، الشعرالعراقی، قاهره،
دارالمعارف؛ عزاوی، عباس، تاریخ العراق بین احتلالین، بغداد، ١٣٧٥ق/١٩٥٥م؛ مغربی،
عبدالقادر، «دیوان التمیمی»، مجلة المجمع العلمی العربیه، دمشق، ١٣٦٨ق/ ١٩٤٩م، ج
٢٤، شم ١؛ نقشبندی، اسامه ناصر و ظمیاء محمدعباس، مخطوطات الادب فی المتحف
العراقی، کویت، ١٤٠٦ق/١٩٨٥م؛ نیز: GAL, S.
ایرانناز کاشیان