دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٢٢٩

تیجانیه
جلد: ١٦
     
شماره مقاله:٦٢٢٩


تیجانیّه، یکی از طریقه‌های رایج تصوف در افریقای مرکزی و غربی که به وسیلۀ ابوالعباس احمد بن محمد تیجانی (تجانی) حسنی (١١٥٠- ١٧ شوال ١٢٣٠ق/١٧٣٧-٢٢ سپتامبر ١٨١٥م) ایجاد گردید. نام دقیق‌تر این فرقه «تِجانیه» است و به اعتبار نام کوچک مؤسس آن، به «احمدیه» نیز شهرت دارد (طصفاوی، ٦٨).
احمد بن محمد تجانی، بنیان‌گذار این طریقه، در روستای
عین ماضی ــ در جنوب الجزایر کنونی ــ به دنیا آمد و به سبب وصلت یکی از پدرانش با خانواده‌ای از قبیلۀ «بنی توجین» مغرب به «تجانی» شهرت یافت. او خود را جزو سادات حسنی (شرفا) می‌دانست و نسبت سیادت خود را از طریق نفس زکیه به امام حسن(ع) می‌رساند (دخیل‌الله، ٤٠؛ حرازم، ١/٢٣، ٢٦؛ ابوالنصر، ١٥-١٦). تجانی در کودکی قرآن کریم را حفظ کرد و تا سن ٢٠ سالگی، آثار اندیشمندانی چون ابن رشد را فرا گرفت. او در ١١٧١ق/١٧٥٨م، به فاس مهاجرت کرد و با دو تن از مشایخ بزرگ تصوف مغرب، یعنی شیخ طیب وزانی و شیخ احمد صقلی دیدار نمود؛ سپس با طریقۀ قادریه آشنا شد و پس از آن، اصول طریقۀ ناصریه را نزد محمد بن عبدالله تزانی آموخت. او در ١١٨٦ق عازم مکه گردید و در میان راه به دیدار محمد بن عبدالرحمان ازهری شتافت تا مبانی طریقۀ خلوتیه را فراگیرد (حرازم، ١/٢٣؛ حفناوی، ٣٩-٤٠؛ جوسقی، ١٠٧-١٠٨). وی همچنین با شیخ دیگری از همین طریقه به نام محمود کردی
(د ١٢٠٨ق) نیز ملاقات نمود (مراکشی، ٥/١٩٨؛ دخیل‌الله، ٤٦).
تجانی در کمتر از دو سالی که در مکه و مدینه اقامت داشت، از محضر صوفیانی چون محمد بن عبدالکریم سمان و ابوالعباس هندی بهره برد و در ١١٨٨ق/١٧٧٤م، به قاهره بازگشت تا دوباره با شیخ محمود کردی دیدار نماید. گویا شیخ در این ملاقات به تجانی اجازۀ ارشاد داد و بر همین مبنا، برخی سلسلۀ طریقه تجانی را از جانب شیخ محمد کردی به ابونجیب سهروردی و در نهایت به علی(ع) و پیامبر(ص) می‌رسانند (حرازم، ١/٣٥-٣٧؛ سعدالله، ١/٥١٨).
١. The Sufi… ٢. Islam in the Sudan. ٣. Islam in Ethiopia.
وی در ١١٩١ق به قصد زیارت مقبرۀ مولا ادریس به فاس سفر کرد و سپس به روستای ابی‌سمغون رفت و در آنجا ساکن شد. ظاهراً مهم‌ترین واقعۀ زندگی او، یعنی رؤیت پیامبر(ص) در خواب و کسب اجازۀ تلقین ذکر از وی نیز در همین محل و میان سالهای ١١٩٦ تا ١١٩٩ق اتفاق افتاد؛ واقعه‌ای که از نظر تاریخی بیانگر آغاز شکل‌گیری طریقۀ تیجانیه است (دخیل‌الله، همانجا؛ حفناوی، ٤٠؛ مخلوف، ٣٧٨؛ ابوالنصر، ١٨-١٩؛ سعدالله، همانجا؛ جوسقی، ١١١-١١٢). وی سپس در ١٢١١ق، از جور ترکان عثمانی به شهر فاس پناه برد و در آنجا با استقبال گستردۀ مردم روبه‌رو شد و تا ١٢١٥ق/١٨٠٠م، نخستین زاویۀ رسمی خود را در فاس دایر کرد و باقی عمر خویش را در همین شهر ماند و سرانجام در سن ٨٠ سالگی درگذشت. پیکر تجانی را در همان زاویه به خاک سپردند و مزارش تا به امروز زیارتگاه پیروان او ست (سلاوی، ٨/١٠٥؛ ابوالنصر، ٢٠؛ مخلوف، همانجا؛ خلیفه، ١/٣١٧؛ سکیرج،
٢٠؛ بیطار، ١/٣٠٣-٣٠٤؛ طصفاوی، ٨).

تجانی در تصوفِ نظری دانش بسیار داشت و با بیشتر طریقه‌های زمان خود آشنا بود. او کتاب الحکم ابن عطاءالله اسکنـدری را ــ که از آثـار مهم شاذلیـه به شمـار می‌رود ــ تدریس می‌نمود. نوشته‌های مختلفی را به او منتسب می‌دارند که اغلب توسط مریدان وی جمع‌آوری شده است. این آثار شامل تفاسیری بر آیات قرآن کریم و احادیث پیامبر(ص)، توصیف برخی از مکاشفات، نامه‌هایی خطاب به رؤسای دولتی، ذکرها و دعاهای مختلف، مکاتباتی با فقها و توصیه‌هایی به مریدان است که صفحاتی از اصل آنها هم‌اکنون در خزانۀ رباط موجود‌ است (زرکلی، ١/٢٤٥؛ حرازم، ٢/١٤٨، ١٦٦، ١٦٨، ٢١٦؛ سرکیس، ٦٥٠؛ کحاله، ٢/١٤٣؛ بغدادی، هدیه، ١/١٨٣، ایضاح، ١/٣٨٦؛ جوسقی، ١٠٩).
تجانی در زمان حیات خویش مریدان بسیاری را تربیت کرد که شرح حال برخی از آنها در کتاب کشف الحجاب آمده است و از جملۀ آنان می‌توان به شیخ علی حرازم اشاره کرد که سخنان تجانی را در کتاب جواهر المعانی گرد آورده است (سکیرج، ٤-٥؛ رادتکه، ٣٣٣). اما حاج‌علی بن عیسى (د ١٢٣٩ق) مهم‌ترین مرید تجانی بود که خود شیخ او را به عنوان جانشین و مقدم زاویۀ تماسین برگزید. بنابر وصیت تجانی قرار بود که رهبری طریقه به تناوب از خاندان علی بن عیسى ــ که در تماسین سکنا داشتند ــ به نوادگان تجانی ــ که در عین ماضی ساکن بودند ــ منتقل شود؛ اما این تناوب به تدریج سبب بروز اختلاف در میان دو جناح پیروان تیجانیه گردید. پس از وفات علی بن عیسى، پسر کوچک تجانی، به نام محمد صغیر (حبیب)
(د ١٢٦٧ق/١٨٥١م) زعامت این فرقه را برعهده گرفت و با سفر به صحرا و سودان، تیجانیه را وسعت و قدرت بسیار بخشید. پس از وی، محمدعید بن علی بن عیسى (د ١٢٩١ق/١٨٧٤م) رهبری طریقه را عهده‌دار شد، ولی در این زمان اختلافهای عین ماضی و تماسین به حدی رسید که هر گروه برای خود خلیفۀ جداگانه‌ای معین کرد. به این ترتیب، از شاخۀ عین ماضی (یعنی خاندان تجانی) نخست دو پسر محمد صغیر، به نامهای احمد (د‌١٣١٤ق/ ١٨٩٦م) و بشیر (د ١٣٢٩ق/١٩١١م) و پس از آنها، پسر احمد یعنی علی، زمام امور را به دست گرفتند. در شاخۀ تماسین نیز نوۀ علی بن عیسى به نام محمد صغیر (د ١٣٠٩ق) بر جای پدر نشست. از آن هنگام به بعد، طریقۀ تیجانیه رهبری واحدی نداشته است و در هر منطقه خلیفه‌ای مستقل که معمولاً به طور موروثی به خلافت می‌رسد، رهبری طریقه را برعهده دارد
( گاه‌شمار...، ١/١١٧؛ تریمینگام، «طریقه‌ها... ١»، ١٠٩, ١٧٩، «اسلام درسودان٢»، ٢٣٦-٢٣٧، «اسلام در اتیوپی٣»، ٢٣٦).


محمد حفیظ (د ١٢٣٥ق) از دیگر مریدان تجانی بود که به عنوان خلیفۀ او در موریتانی انتخاب گردید و این طریقه را در جنوب مغرب گسترش داد (فاسی، ١٠٩). اما در اواخر سدۀ ١٣ق شریف الاحذر، یکی از خلیفه‌های این منطقه، مبانی اصلاح نوینی را مطرح ساخت که توسط شاگردش یعنی شیخ حملّه (د ١٣٦١ق/ ١٩٤٢م) مورد تأکید قرار گرفت. اختلاف آنها با دیگران بر سر شمار اذکار و اوراد بود و این اختلافات سرانجام به انشعاب فرقۀ حملّیه انجامید. این طریقه علاوه بر موریتانی و ولتای شمالی، در سنگال، نیجر و گینه‌ نیز پیروانی دارد (کلارک، ٢١٢-٢١٣).
حاج عمر تال (د ١٢٨٣ق/١٨٦٦م) نیز مهم‌ترین رهبر شاخۀ سودانی تیجانیه بود. وی در حجاز و توسط محمد الغالی برگزیده شد تا این طریقه را در افریقای غربی گسترش دهد. نهضت او به سبب پیوند عمیق تصوف و سیاست اهمیت بسیار دارد، زیرا رویارویی او با استعمار فرانسه و تصورات موعود باورانه‌ای که دربارۀ شخصیت او شکل گرفت، سبب گردید تا پیروان بسیاری پیدا کند و حرکتهای نظامی چندی را سامان دهد. حاج عمر حکومتی به نام «توکولور» را در سودان غربی، نیجریه، گینه و مالی به وجود آورد و پس از وی فرزندش یعنی احمد شیخ (ه‌ م) یا احمدو سیکو حکومت او را در دست گرفت. طومار ٣٠ سالۀ این جنبش با حملۀ فرانسویها درهم پیچیده شد، اما طی آن بسیاری از غیرمسلمانان سرزمین هوسا به وسیلۀ طریقۀ تیجانیه با اسلام آشنا شدند (کلارک، ١٣١-١٣٦؛ هیسکت، ٣٣٥؛ ‌حسن، ٢٠؛ مونیه، ١٣٠-١٣١). به دنبال این حرکت، محمدالامین (ممدولمین، د ١٣٠٥ق) خود را جانشین حاج عمر معرفی کرد و مدعی زعامت تیجانیه در غرب افریقا گردید. پس از وی، الفا هاشم (د ١٣٤٩ق)، برادرزادۀ عمر تال نیز همین داعیه را در قلمرو احمدو مطرح کرد (کلارک، ١٤٦؛ ابوالنصر، ١٤٢؛ تریمینگام، «تاریخ...١»، ١٧٤). این روند با ظهور فردی از شاخۀ تماسینی تیجانیه به نام عمر جنبو (د ١٣٣٦ق) تداوم یافت. او این طریقه را در کردفان و دارفور تقویت کرد (همو، «اسلام در سودان»، ٢٠٠, ٢٣٨؛ شقیر، ١٦٥).
محمد المختار (د ١٢٩٩ق/١٨٨٢م) نیز که خود شاگرد یکی از مریدان تجانی به نام محمدالسقاف بود، طریقۀ تیجانیه را در مصر و افریقای شرقی گسترش داد. به رغم فضای نامساعدی که در این ناحیه وجود داشت، فعالیتهای او توسط عبدالمؤمن بن احمد بن سلامه (د ١٣١٤ش/١٩٣٥م) دنبال گردید (تریمینگام، همان، ٢٣٧-٢٣٨؛ مرسی، ٢٤٢).
از دیگر رهبران تیجانی علی بارو بود که در آغاز سدۀ ٢٠م این طریقه را در غنا ترویج داد. هم‌زمان با وی، امیر عباس اهل کانو نیز در نیجریه فعال بود و بعد از او، ملم محمدو سالگا (د‌١٣٢٧ش/ ١٩٣٨م) رهبری تیجانیه را عهده‌دار شد. اما مهم‌ترین مروج در این ناحیه، ابراهیم بن عبدالله نیاس (د ١٣٥٤ش/ ١٩٧٥م) بود. او خود را غوث‌الزمان (منجی عصر) نامید و صورتی اصلاحی از تیجانیه را ترویج کرد که به تدریج به شکل‌گیری «جماعت نیاسیۀ فیضیه» منجر گردید. اعضای این شاخه، برخلاف تیجانیۀ عمری (پیروان عمرتال)، نماز را در حالی که دست راست را بر دست چپ و روی سینه گذاشته‌اند، می‌خوانند. از این‌رو، پیروان عمر تال را به نام «سادالو» و پیروان نیاسی را «کابارو» می‌نامند. نیاسیه ابتدا در نیجر و سپس گینه، گامبیا، توگو، سنگال، ولتای شمالی و مالی پیروان فراوان یافت. شاخۀ نیجریایی این طریقه، سازمانی به نام فتیان‌الاسلام دارد که در توسعۀ آموزش و پرورش در این منطقه بسیار موفق بوده است (کلارک، ٢٠٧-٢٠٩؛ هیسکت، ٤١٥-٤١٦؛ مونیه، ١٢٥، ١٤٦، ١٤٩؛ امین، ٧٢).
حاج‌مالک سی (د ١٣٠١ش/١٩٢٢م) نیز یکی از شخصیتهای مهم تیجانیه در سنگال بود. زاویۀ وی در تواون، مرکزی برای مطالعات اسلامی و عربی به شمار می‌آمد و پس از او، فرزندش ابوبکرسی خلافت تیجانیه را در این ناحیه برعهده گرفت (ابوالنصر، ١٤٤-١٤٥). از ویژگیهای این شاخۀ طریقۀ تیجانیه آن است که اعضای آن در خارج از افریقا هم فعالیتهای چندی داشته‌اند. برای نمونه، سیدالبشیر بن محمد در حدود سال ١٨٣٢م زاویه‌ای در یمن ایجاد کرد. محمد عبیدی نیز در ١٨٩٧م تیجانیه را به ترکیه برد و محمد بن عبدالمالک علمی (د ١٣١٣ش/ ١٩٣٤م) حوزۀ طریقه را تا سوریه، فلسطین و حجاز گسترش داد (همو، ١٥٨-١٦١).
١. A History…
عقاید و آیینها: شیخ احمد تجانی بنیان‌گذار طریقۀ تیجانیه بر آن باور بود که ارتباط معنوی انسان با خداوند می‌تواند به واسطۀ اولیای الٰهی صورت پذیرد. از این‌رو، پیامبر اسلام(ص) در مرکز توجه این طریقه قرار دارد و ذکر صلوات بر او بسیار مهم است. به همین ترتیب، اهل بیت(ع) و اصحاب پیامبر(ص) نیز بسیار مورداحترام و محبت‌اند. از نظر تجانی، بهترین راه کسب فیض یا همان توفیق نجات، متوسل شدن به اولیای الٰهی است، زیرا ایشان وسیلۀ وحدت مرید با خداوند، و عامل فنای وی هستند. البته داعیۀ خاتمیت تجانی اقتضای آن داشت که طریقۀ وی نیز برترین طریقه به شمار آید و مشایخ آن بر سایر شیوخ اولویت داشته باشند (فوتی، ٢/٧-٨، ١١؛ هیسکت، ٣٣٦؛ تریمینگام، «اسلام در سودان»، ١٩٣؛ مونیه، ١٣٧). مکاشفات شخص تجانی و رؤیت پیامبر(ص) در خواب یا بیداری، مبانی اصلی این نظریه بودند. او مدعی بود که از همین طریق، اوراد و


اذکار خاصی را بی‌واسطه از رسول خدا(ص) فرا می‌گیرد و بر این اساس، خود را قطب مکتوم و سیدالاولیاء معرفی نمود. البته بعدها لقب خاتم‌الاولیاء نیز به لقبهای دیگر او افزوده شد که گمان می‌رود برگرفته از آثار ابن عربی باشد، زیرا گسترۀ متنوعی از اصطلاحات ویژۀ ابن عربی در آثار تجانی یافت می‌شود (فوتی، ٢/١٧؛ شنقیطی، ٩٦؛ جوسقی، ١٠٣، ١١٢؛ طصفاوی، ٢٠-٢١).
محوریت نقش اولیا در این طریقه سبب شد تا سنت زیارت نیز در میان آنان رواج یابد، و این امر به نوبۀ خود موجب گردید که مزار اغلب شیوخ تیجانیه تبدیل به زیارتگاه شود و دیگر آنکه، سنت «پرسه و سیاحت» که اغلب به منظور دیدار دیگر مشایخ انجام می‌گیرد، در این طریقه رونق یابد (طصفاوی، ٢٣؛ حرازم، ١/٣٧؛ تریمینگام، «اسلام در اتیوپی»، ٢٤٦؛ سکیرج، ٥٠؛ خلیفه، ١/٣١٩).
یکی از دیگر ارکان مهم طریقۀ تیجانیه، «ورد» (اذکار خاص) است. محتوای کلی اوراد را بیشتر تهلیل، استغفار و گونۀ خاصی از صلوات بر پیامبر(ص) به نام «صلاة الفاتح» تشکیل می‌دهد که شمار آنها بنا بر زمان ذکر متفاوت است. علاوه بر اوراد خاص، ٣ نوع ورد عمومی نیز وجود دارد که با نامهای «لازم»، «وظیفه» و «تهلیل» معروف‌اند. به عنوان نمونه، ورد لازم مجموعۀ ٣ ذکر (یعنی ١٠٠ بار استغفار، ١٠٠ بار صلاة فاتح و ١٠٠ بار لاالٰه‌الاالله) است که دو بار در روز (قبل از نماز صبح و در بعدازظهر) خوانده می‌شود. فرقه‌های مختلف تیجانیه در شمار برخی از اوراد با یکدیگر اختلاف دارند، اما همۀ آنها ورد را وسیلۀ انتقال برکت و فیض از جانب پیر به مرید می‌دانند و معتقدند که حاصل این اذکار، تقرب به خداوند است (ابوالنصر، ٥١؛ شنقیطی، ٨٢؛ مونیه، ١٣٢). آنان همچنین بر این باورند که کراماتی نیز برای مرید حاصل می‌شود که نباید آنها را افشا کرد. البته ذکر کرامات تجانی ــ همچون قدرت وی برای وارد کردن بی‌حساب پیروانش به بهشت ــ مانعی ندارد، زیرا باعث جلب پیروان جدید می‌شود (کوئادری، ١٩٦؛ طصفاوی، ٥٨؛ تریمینگام، «اسلام در سودان»، همانجا؛ فوتی، ١/١٥١).
خواندن اوراد معمولاً در کنار واجبات دینی انجام می‌گیرد و به‌رغم اینکه برخی از ذکرها صورتی منظوم دارند، تیجانیه تمایل چندانی به سماع نشان نمی‌دهند و به تأثیر از غزالی، آن‌را محدود به خواص می‌دانند. از این‌رو، گاه مشاهده می‌شود که برخی از مشایخ آنان در مجالس سماع حاضر می‌شوند (طصفاوی، ٧٨؛ تریمینگام، همان، ٢٣٧؛ حرازم، ١/١٢٩-١٣٠).
در طریقۀ تیجانیه گونه‌ای سلسله مراتب داخلی رایج است که به ترتیب اولویت از بالاترین شیخ طریقه یا شیخ اکبر آغاز می‌شود و سپس به خلفا، مقدمها و در آخر به مریدان منتهی می‌گردد. شیخ اکبر بیشتر در زاویۀ مادر ساکن است، و خلفا و مقدمین زوایای فرعی را اداره می‌کنند. مقدمها بایستی با زاویۀ مادر مرتبط باشند و از شیخ‌اکبر اجازۀ تلقین ذکر بگیرند. پیروان این طریقه اغلب یکدیگر را «احباب» می‌خوانند و مبالغی را به صورت هدیه به زاویۀ خویش می‌پردازند. بخشی از درآمد زوایا نیز از طریق وقف تأمین می‌شود. هیچ مریدی حق پیوستن به طریقۀ دیگر را ندارد، اما ورود افراد سایر طریقه‌ها به زوایای تیجانیه آزاد است (کلارک، ١٥٦؛ مرسی، ٢٧؛ طصفاوی، ٣١، ٣٥؛ ‌حسن، ١٩).
مراسم تشرف به طریقۀ تیجانیه نیز آداب خاصی دارد. مرید نخست باید شعائر نذر و عهد را به جای آورد و ضمن آن متعهد ‌شود که شروط لازم و کمالیۀ طریقه را رعایت کند. شمار شرطهای لازم ٢٠ مورد است که از انتخاب یک خلیفه و مقدم برای کسب هدایت آغاز می‌شود و به پاره‌ای تعهدات اخلاقی و شرعی دیگر پایان می‌یابد. شرطهای کمالیه نیز ٢٠ مورد است که بیشتر آنها به آداب ورد مربوط می‌شود (شنقیطی، ٨٨؛ طصفاوی، ٣٥، ٤٠؛ تریمینگام، همان، ٢٣٨).
احمد تجانی خود ظاهراً در فقه مالکی صاحب‌نظر بود و بر همین مبنا بسیاری از مریدان او نیز مالکی‌مذهب هستند، اما قاعده‌ای در این طریقه وجود دارد که براساس آن تبعیت مطلق از یکی از مذاهب چهارگانۀ اهل سنت لازم نیست و فرد در پذیرش هرکدام از این مذاهب فقهی آزاد است. دربارۀ شخص تجانی به‌ویژه این باور وجود دارد که او به سبب ارتباط با پیامبر(ص)، نظریات فقهی خاص خود را داشت و بر وی لازم نبود تا از فقیه دیگری پیروی نماید. بخشی از این آراء ــ که البته حجم اندک آنها اساساً با کتابهای مرجع فقهی قابل مقایسه نیست ــ گردآوری شده، و مورد استفادۀ مریدان است. انتقادهایی نیز از جانب فقها بر این نظریات فقهی وارد شده است (تریمینگام، «اسلام در اتیوپی»، ٢٢٠؛ هیسکت، ٣٧٠؛ طصفاوی، ١٤؛ فوتی، ١/١٠٥؛ سکیرج، ١٤٩).
طریقۀ قادریه مهم‌ترین رقیب منطقه‌ای تیجانیه به‌شمارمی‌آید. تجانی خود در آثار خویش بارها از عبدالقادر گیلانی نام می‌برد و به نظر می‌رسد که در آن زمان، روابط وی با قادریه در سطح مطلوبی بوده است، اما در سدۀ ١٣ق/١٩م و در دورۀ استعماری، رقابت میان این دو طریقه برای جذب مریدان بالا گرفت و در بیشتر مناطق به نفع تیجانیه خاتمه یافت. دستگاه تبشیری طریقۀ تیجانیه در شیوۀ تبلیغ خود با حرکتهای نظامی چندان میانه‌ای نداشت و اعضای آن با سفرهای متعدد به نقاط مختلف، و بازگویی کرامات تجانی عامۀ مردم را جذب می‌کردند. با آنکه رقابت میان دو طریقۀ قادریه و تیجانیه گاه به درگیریهای مختلف می‌انجامید، اما گاه نیز چنان قرابتی میان آنها حاکم بود
که در برخی از مناطقْ شیخی واحد داشتند. به نظر می‌رسد که وجود دشمنان مشترک ــ همچون جنبش ضدتصوف «ازاله» در نیجریه ــ یکی از عوامل نزدیکی تیجانیه و قادریه بوده است (حرازم، ١/٣٢؛ هیسکت، ٨٥، ٣٥٨، ٤١٤؛ محمود، ٥٤-٥٥؛ مونیه، ١٣١، ١٣٥؛ کوئادری، ١٩٣, ١٩٥, ١٩٧).
در سدۀ حاضر تیجانیه با مخالفتهایی از جانب جنبشهای وهابی و سلفی روبه‌روست که سابقۀ آن به زمان خود تجانی بازمی‌گردد. این مخالفتها بیشتر بر دو محور زیارت قبور اولیا و توسل به ایشان متمرکز است و اغلب از رشد و گسترش این طریقه کاسته است (طصفاوی، ٢٣؛ خلیفه، ١/٣١٨؛ کلارک، ٢٠٨-٢٠٩؛ تریمینگام، «طریقه‌ها»، ١٠٩). با آنکه این روند خصمانه هنوز جریان دارد، اما تیجانیه با رویکردهای تساهل جویانه و جنبه‌های متنوع عرفان نظری، در میان تحصیل‌کردگان پیروان بسیار دارد و در پی یافتن عرصه‌های نوینی در خارج از افریقا است (همان، ٢٥٤، نیز «اسلام در سودان»، ٢٣٩؛ مونیه، ١٢٦).

مآخذ: امین، شریف یحیى، معجم الفرق الاسلامیة، بیروت، ١٩٨٦م؛ بغدادی، ایضاح؛ همو، هدیه؛ بیطار، عبدالرزاق، حلیة البشر، به کوشش محمد بهجة البیطار، دمشق، ١٩٦١م؛ جوسقی، محمد، «النفخة القدسیة فی السیرة الاحمدیة التجانیه»، همراه الفتح الربانی (نک‌ : هم‌ ، طصفاوی)؛ حرازم، علی، جواهر المعانی و بلوغ الامانی فی فیض سیدی ابی العباس التجانی، بیروت، ١٩٧٣م؛ حسن، حسن ابراهیم، انتشار الاسلام و العروبة فیمایلی الصحراء الکبرى، قاهره، ١٩٥٧م؛ حفناوی، محمد، تعریف الخلف برجال السلف، بیروت، ١٩٨٢م؛ خلیفه، ادریس، الحرکة العلمیة و الثقافیة بتطوان من الحمایة الی الاستقلال، مغرب، ١٩٩٤م؛ دخیل‌الله، علی، التجانیة، ریاض، ١٩٧٩م؛ زرکلی، اعلام؛ سرکیس، یوسف الیان، معجم المطبوعات العربیة و المعربة، قاهره، ١٩٢٨م؛ سعدالله، ابوالقاسم، تاریخ الجزائر الثقافی، الجزایر، ١٩٨٥م؛ سکیرج، احمد، کشف الحجاب عمن تلاقی مع الشیخ التجانی من الاصحاب، فاس، ١٩٦١م؛ سلاوی، احمد، الاستقصاء، به کوشش جعفر ناصری و محمد ناصری، دارالبیضاء، ١٩٥٦م؛ شقیر، نعوم، جغرافیة و تاریخ السودان، بیروت، ١٩٧٢م؛ شنقیطی، احمد، «الفتوحات الربانیة فی طریقة الاحمدیة»، همراه الفتح الربانی (نک‌ : هم‌ ، طصفاوی)؛ طصفاوی، محمد، الفتح الربانی فیما یحتاج الیه المرید التجانی، قاهره، ١٣٢٧ق؛ فاسی، علال، التصوف الاسلامی فی المغرب، رباط، ١٩٩٨م؛ فوتی، عمر، «رماح حزب الرحیم على نحور حزب الرجیم»، در حاشیۀ جواهر المعانی (نک‌ : هم‌ ، حرازم)؛ کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، ١٩٥٧م؛ گاه‌شمار رویدادهای تاریخ معاصر خاورمیانه، مؤسسۀ مطالعات تاریخ خاورمیانه، تهران، ١٣٦٩ش؛ محمود، عبدالقادر، الفکر الصوفی فی السودان، بیروت، ١٩٦٩م؛ مخلوف، محمد، شجرة النور الزکیة، بیروت، ١٣٥٠ق؛ مراکشی، عباس، الاعلام بمن حل مراکش و اغمات من الاعلام، فاس، ١٩٣٨م؛ مونیه، الیویه، خیزشها و چالشهای اسلام در افریقا، ترجمۀ فرزانه شادان‌پور، تهران، ١٣٨٣ش؛ هیسکت، مروین، گسترش اسلام در غرب افریقا، ترجمۀ احمد نمایی، مشهد، ١٣٦٩ش؛ نیز:

Abun-Nasr, J. M., The Tijaniyya, London, ١٩٦٥; Clarke, P., West Africa and Islam, London, ١٩٨٤; Quadri, Y. A., »The Qādiriyyah and Tijāniyyah Relations in Nigeria in the ٢٠th Century«, Studies in Islam, ١٩٨١, vol. XVIII, nos. ١-٢; Morsy, M., North Africa ١٨٠٠-١٩٠٠, London, ١٩٨٤; Radtke, B., »Sufism in the ١٨th Century«, Die Welt des Islams, ١٩٩٦, vol. XXXVI; Trimingham, J.S., A History of Islam in West Africa, Oxford, ١٩٦٢; id, Islam in Ethiopia, London, ١٩٥٢; id, Islam in the Sudan, London, ١٩٦٥; id, The Sufi Orders in Islam, Oxford, ١٩٧١.
علیرضا ابراهیم