دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٠٤٤
| تقیه بنت غیث جلد: ١٦ شماره مقاله:٦٠٤٤ |
تَقیّه بِنْتِ غَیْث، ام علی
(٥٠٥-٥٧٩ق/١١١١-١١٨٣م)، از بانوان شاعر و ادیب شامی، ملقب به ستُّ النِعَم (بانوی
نعمتها). وی در خانوادهای اهل دانش در دمشق زاده شد. جدش ابوالحسن علی بن
عبدالسلام (د ٤٧٨ق) از شاعران صور و پدرش ابوالفرج غیث معروف به ابن اَرْمنازی (د
٥٠٩ ق)، خطیب و کاتب بود (ابن خلکان، ١/٢٩٩؛ یاقوت، ١/١٥٩).
تقیه ١٣ ساله بود که در ٥١٨ ق و در پی اشغال بندر صور به دست صلیبیان، همراه بزرگ
خاندان، ابومحمدحسن بن علی که در این زمان به قضاوت اسکندریه منصوب شده بود، با
خانواده به اسکندریه رفت (ابن اثیر، ١٠/٦٢٠؛ سلفی، ٣٢٣). او در آنجا با ابوطاهر
احمد سلفی اصفهانی آشنا شد و در محضر وی چنان نیک دانش اندوخت که سلفی در کتابش از
وی با عنوان «بانویی شاعره که هرگز نظیرش را ندیده» یاد کرد و حتى پارهای از اشعار
او را در برخی یادداشتهایش آورد (نک : ص ٥٤؛ ذهبی، ٢٨٠؛ صفدی، ١٠/٣٨٤؛ ابن خلکان،
١/٢٩٧- ٢٩٨). علاوه بر سلفی، کسانی چون صفدی، منذری و ابوالحسن مقدسی، ضمن نقل حدیث
از او، به مقام شاعری وی اذغان کرده، او را ستودهاند (نک : صفدی، ١٠/٣٨٥؛ منذری،
٢/١٠٠).
بنا به قول عمادالدین کاتب، ابوالقاسم حمزۀ مخزومی مغربی در ٥٧١ق/١١٧٥م در دمشق
عماد را ملاقات کرد و دفتری از اشعار تقیه را به او هدیه داد. عماد متذکر میشود که
تقیه با خط خود بر روی دفتر نوشته بود که حمزۀ مخزومی این اشعار را در ٥٦١ ق،
مستقیماً از وی شنیده است (٢/٢٢١-٢٢٢؛ نیز نک : مقری، ٢/٦٠٣).
بنا به گفتۀ سلفی (ص ٣٢٢)، همسر تقیه ــ فاضل بن سعدالله ــ نیز اهل شعر بود و به
همراه دو فرزندش در مدرسۀ عادلیه دانش
آموخت. ظاهراً یکی از فرزندان او به نام ابن محدث پس از مدتی محضر سلفی را ترک گفت
و خاطر او را بیازرد. تقیه در قصیدهای مفصل، از این اقدام فرزندش عذرخواهی کرد
(برای آگاهی از سایر مکاتبات شعری تقیه با شاعران و ادیبان همعصرش، نک :
عمادالدین، ٢/٢٢٢-٢٢٣).
بیشتر اشعار تقیه در قالب قصیده، قطعه و در مواردی غزل است. وی خود مدعی است که در
شعر مدح و هجا سرآمد روزگار خویش است. قصیدهای که وی در کهنسالی برای ملک مظفر
ایوبی سرود، چنان در کار مدح و وصف مجلس بزم و باده خواری مهارت نشان داد که موجب
حیرت و شگفتی سلطان شد، و او ناچار گردید در رزم و حماسه هم قصیدهسرایی کند. مدح
تقیه از ملک مظفر میبایست در فاصلۀ سالهای ٥٧٠ تا ٥٧١ ق باشد که وی به دمشق سفر
کرده است (ابن خلکان، ١/٢٩٨؛ ذهبی، نیز صفدی، همانجاها).
سرودههای فخریۀ تقیه حکایت از آن دارد که وی از متنبی (٣٠٣-٣٥٤ق)، سخت تأثیر
پذیرفته است. تقیه افزون بر اینها، در دوری از وطن اشعاری سوزناک سروده است (نک :
عمادالدین، ٢/٢٢٣؛ سیوطی، ٣٥). میدانیم که در همین زمان شهر او صور، به دست
صلیبیان افتاده بود، اما شگفت اینجا ست که این بانوی دانشمند دربارۀ شهر اشغال شدۀ
خویش، تنها به ناله و سوز بسنده کرده است و هیچگونه اشارهای به حملات مسیحیان
نمیکند. تقیه تا پایان عمر در اسکندریه ماند و همانجا درگذشت.
مآخذ: ابن اثیر، الکامل؛ ابن خلکان، وفیات؛ ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام، حوادث و
وفیات ٥٧١-٥٨٠ق، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، ١٤١٧ق/ ١٩٩٦م؛ سلفی، احمد،
معجم السفر، اسلام آباد، ١٩٨٨م؛ سیوطی، نزهة الجلساء فی اشعار النساء، قاهره، مکتبة
القرآن؛ صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به کوشش ژاکلین سوبله و علی عماره، بیروت،
١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛ عمادالدین کاتب، خریدة القصر، به کوشش احمدامین و دیگران، قاهره،
١٩٥١م؛ مقری، احمد، نفح الطیب، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٤١٧ق/١٩٩٦م؛ منذری،
عبدالعظیم، التکملة لوفیات النقلة، به کوشش بشار عواد معروف، بغداد، ١٤٠٥ق/١٩٨١م؛
یاقوت، بلدان. فریبا پات