دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٠٨٦
| تمدن جلد: ١٦ شماره مقاله:٦٠٨٦ |
تَمَدُّن، از نشریات طرفدار مشروطه که در فاصلۀ سالهای ١٣٢٤-١٣٣٠ق/١٩٠٧-١٩١٢م، در
٤ دورۀ انتشاراتی در شهرهای تهران، کلکته، رشت و بار دیگر تهران به مدیریت مدبر
الممالک هرندی (د ١٣٣٦ق) منتشر میشد:
دورۀ اول (١٧ ذیحجۀ ١٣٢٤-١١ جمادیالاول ١٣٢٦ق/ ١ فوریۀ ١٩٠٧-١١ ژوئن ١٩٠٨م):
مدبرالممالک اهل هرند اصفهان بود. او حدود ٢٠ سالگی در لباس طلاب علوم دینی، با لقب
«مدبرالشریعه» از اصفهان راهی تهران شد. وی طی حادثهای در ١٣٢٣ق/١٩٠٥م مورد ضرب و
شتم کارگزاران عینالدوله، صدر اعظم قرار گرفت. این حادثه سبب شد، لباس روحانی و
لقب مذهبی را رها ساخته، برای گذران زندگی به کار در مطبعۀ خورشید مشغول گردد و
مباشرت در طبع و تصحیح مطبوعات را برعهده بگیرد (ناظمالاسلام، ٢/٧٠؛ صدر هاشمی، ٢/
١٣٨-١٣٩؛ پروین، ٢/٥١٤).
اندکی پس از آن یعنی در اواخر سال ١٣٢٤ق، مدبرالممالک در حالی که تنها ٢٢ سال داشت،
توانست اجازۀ انتشار تمدن را از مظفرالدین شاه بگیرد (ناظمالاسلام، پروین،
همانجاها؛ کهن، ٢/٦٣) و آن را در ١٧ ذیحجۀ همان سال به عنوان چهارمین روزنامۀ
مشروطهطلب (از ٥ روزنامه) منتشر سازد (صدر هاشمی، ٢/١٣٤؛ کهن، همانجا؛ محیط
طباطبایی، ١٢٣).
تمدن ابتدا در «مطبعۀ خورشید» (که بعدها به مجلس تغییر نام یافت)، چاپ میشد، ولی
از شمارۀ ٥٩ در «مطبعۀ فاروس» به چاپ رسید. مدبرالممالک در ابتدا مصمم بود تا تمدن
را روزانه منتشر کند، ولی در عمل توانست انتشار آن را تا شمارۀ ٨، به طور هفتگی و
از شمارۀ ٨ تا شمارۀ ٨٠، دو شماره در هفته منتشر سازد (نک : تمدن، س ١، شم ٨؛ نیز
نک : صدر هاشمی، ٢/١٣٥-١٣٦؛ پروین، ٥١٤، ٧٤٧، ٧٤٨). هر چند با درج «اخطار و
اعتذار» در روزنامۀ تمدن (نک : شم ٤٥، ص٤، نیز شم ١٥، ص ٤) معلوم میشود که او
در این امر چندان هم کامیاب نبوده است. در شمارههای ٥٠ (ص ٢-٤) و ٥١ (ص ٣-٤)
مطالبی دربارۀ تشکیل «ادارۀ روزنامۀ تمدن» با هدف «یومیه» کردن آن درج شده، ولی
ظاهراً اجرای این امر مسکوت مانده است. نظام توزیع تمدن، مبتنی بود بر فعالیتهای
«فراش توزیع» در تهران، و «وکلای جریده» در شهرستانها (نک : شم ٢٧، ص ٤، شم ٣٣،
ص ٤).
تمدن در این دوره در ٤ صفحه منتشر میشد. آنچه از سرلوحۀ آن برمیآید، این است که
دایرۀ انتشار آن علاوه بر «تهـران» و «ولایات داخله»، مناطقی مانند هند، قفقاز و
روسیه را نیز دربر میگرفت. در شمارۀ اول، بالای نام تمدن عبارت «هوالله حسبـی» درج
شده است، ولـی از شمارۀ دوم به بعد جای خود را به عبارت «آیینۀ ملی» داده است. از
شمارۀ ٥٩، عبـارت «سیاسـی ـ اخلاقی» زیر نام تمـدن نوشته شـده است. در هر شماره،
پیش از آغاز سرمقاله، عبارتـی به طور ثـابت درج مـیشد، با این مضمـون که: تمدن
«آیینـۀ غیب نمـای ملی» است و مسلکش «ارائۀ طریق صلاح مملکت و فلاح ملت و استحکام
اساس مساوات و حریت» است. مندرجات تمدن مانند دیگر نشریات دورۀ مشروطه شامل
موضوعاتی خاص بود، بدین شرح:
١. مقالات سیاسی، که بیشتر حجم روزنامه را به خود اختصاص میداد و از مسائل سیاسی
روز ایران، مانند مقالاتی که دربارۀ رئیس و نمایندگان مجلس، وزیران، وزارتخانهها
(مانند مالیه و داخله)، نظمیه و دربار (نک : شم ١، ص ٢-٤، شم ٢، ص ١-٢، شم ٣، ص
٢، شم ٤، ص ٣-٤) گفتوگو میکرد. برخی از مقالات گاه اندازۀ حجم یک شماره از تمدن
بود (نک : شم ٣٧، ص ١-٤). نام نویسندگان نیز به طور معمول ذکر نمیشد و به جای
نام نویسنده عبارتهای مبهمی مانند «به قلم یکی از دانشمندان» و «امضاء محفوظ» درج
میگردید(نک : شم ١، ص٣، شم ٣، ص٣، شم ٥٣، ص ٤). از میانههای سال اول، نام
برخی از نویسندگان در پای مقالات دیده میشد، مانند محققالدوله، افصح المتکلمین،
محمدحسین ابن عبدالوهاب طهرانی و میرزا ابوالقاسم خان (نک : شم ٤٥، ص ٣، شم ٤٩،
ص ٣-٤، شم ٥٤، ص ٢، شم ٧٩، ص ١). به نظر میرسد که نویسندۀ بسیاری از سرمقالهها
شخص مدبرالممالک بوده است و نام وی در پایان تمام شمارههای تمدن ذکر شده است.
٢. اخبار عمومی، شامل اخبار مدارس، انجمنها، وقایع شهری و اخبار شهرستانها؛ مانند
همدان، کاشان، انزلی و شیراز (نک : شم ٥، ص ١، شم ٨، ص ٣، شم ١٦، ص ٤، شم ٢٠،
ص ٣، شم ٢٨، ص ٤).
٣. اخبار فرهنگی، مانند خبر انتشار روزنامهها (مانند روزنامۀ کوکب دری و نامۀ
نوروز)، افتتاح نمایندگی مطبوعات (مانند حبل المتین)، ورود روزنامههای چاپ خارج از
کشور (مانند فیوضات، ملانصیرالدین، حقایق، ارشاد و الهلال) و چاپ و انتشار کتاب
(مانند کتاب حقوق و وظایف ملت، مسالک المحسنین و نخستنامه). گفتنی است که اخبار
برخی از کتابها تفصیل بیشتری دارد و شکل «رپرتاژ آگهی» به خود میگیرد؛ مانند خبر
چاپ کتاب اصول تمدن از میرزا ملکم و کتاب یک کلمه (نک : شم ٧، ص ٤، شم ١٤، ص ٤،
شم ١٥، ص ٤، شم ٢٦، ص ٤، شم ٢٧، ص ٤، شم ٢٨، ص ٤).
٤. طنز، مانند «مسافرت» و «فضول محله» (نک : شم ٤، ص ٤، شم ١٠، ص ٢) و نیز
قصهای طنزآلود به نام «حمام جنیان» که در شمارههای متعدد این نشریه به طور متناوب
منتشر شد (نک : شمارههای ٤٢-٧٩).
٥. مقالات روزنامههای دیگر، مانند مقالات برگرفته از روزنامههای ارشاد چاپ باکو،
حقایق، خیرالکلام و نسیم شمال (نک : شم ١٠، ص٣، شم ١١، ص١، شم ٢٠، ص١، شم ٤٩،
ص٣-٤، شم ٥٥، ص ٢-٣، شم ٥٧، ص ٣).
٦. پاورقی، مانند تاریخ ترقی فرانسه، ترجمۀ میرزا حبیبالله معلم کلاس فرانسۀ
دارالفنون (نک : س ٢، شم ١-٧).
٧. اعلان تجارتی، مانند افتتاح عکاسخانۀ روسی خان در خیابان علاءالدوله (نک : شم
٣٢، ص ٤).
٨. ترجمه از روزنامههای اروپایی، مانند خبر ترور ناموفق محمد علیشاه برگرفته از
روزنامۀ ژورنال چاپ فرانسه (نک :
شم ٦٩، ص ٣).
یکی از ویژگیهای درخور توجه تمدن در این دوره درج دو نامۀ مقالهمانند به قلم دو
بانوی ایرانی، تحت عنوان «مکتوب یکی از مخدرات» و «مکتوب یکی از نسوان» در زمینۀ
استیفای حقوق زنان است (نک : شم١٢، ص ٣، شم ١٥، ص ٢-٣). درج این دو نامه در آن
زمان به خودی خود نوعی جسارت و نوآوری محسوب میشد.
تمدن با همین ویژگیها، سال اول را با انتشار ٨٠ شماره در ١١ ربیعالآخر ١٣٢٦ق/١٣ مۀ
١٩٠٨م، پشت سر گذاشت (صدر هاشمی، ٢/١٣٦). نخستین شمارۀ تمدن در سال دوم تغییراتی را
شاهد بود؛ از جمله آنکه، زیر نام تمدن عبارت «سیاسی ـ تجارتی ـ اخباری» درج شده، و
انتشار آن هم در هر هفته به ٤ شماره افزایش یافته بود (نک : س ٢، شم ١). این زمان
مصادف بود با دستاندازی محمد علیشاه بر ارکان حکومت و گسترش اقدامات مستبدانۀ او.
به همین علت مدبرالممالک در سال دوم تنها توانست ١٤ شماره از تمدن را منتشر سازد و
در ١١ جمادیالاول ١٣٢٦ق/١١ ژوئن ١٩٠٨م یعنی ١٢ روز پیش از وقایع ٢٣ جمادیالاول
١٣٢٦ و به توپ بستن مجلس، با درج دو مقالۀ «ایران مال ایرانیان است» و «زنده باد
ملت ایران» در آخرین شمارۀ نشریه خود (نک : س ٢، شم ١٤)، آن را تعطیل ساخت و سپس
تهران را ترک کرد (صدر هاشمی، ٢/١٣٦-١٣٧؛ براون، مطبوعات...، ٢/ ٢٩٨) و به همراه
میرزاعلی آقا لبیبالملک مدیر روزنامۀ مظفری بوشهر روانۀ هند شد (صدر هاشمی، ٢/
١٣٩؛ رکنزاده آدمیت، ٤/٤٧٢).
دورۀ دوم (اول رمضان ١٣٢٦ق/٢٧ سپتامبر ١٩٠٨م): مدبرالممالک کلکته را برای اقامت
برگزید. او در آنجا با سیدجلالالدین کاشانی (مؤیدالاسلام) ارتباط برقرار نمود و
فعالیت مطبوعاتی خود را با نوشتن مقالاتی برای نشریۀ وی آغاز کرد (خمامیزاده، ١٠٦؛
پروین، ٢/ ٦٨٨)، از آن جمله مقالهای دربارۀ کودتای محمد علیشاه بود که در شمارۀ
١٤ سپتامبر ١٩٠٨ حبل المتین چاپ شد (براون، انقلاب...، ٢٠٠). اندکی پس از آن،
مدبرالممالک بر آن شد تا انتشار تمدن را در کلکته ادامه دهد. پس در اول رمضان ١٣٢٦
تمدن را به صاحب امتیازی مؤیدالاسلام و در مطبعۀ حبل المتین به چاپ رساند (پروین،
٢/ ٦٨٨، ٧٥١).
تمدن چاپ کلکته تنها در یک شماره، با ٤ صفحه و چاپ سربی منتشر شد. در صفحۀ اول نام
مدبرالممالک، تنها به عنوان نگارنده آمده است (صدر هاشمی، ٢/١٣٧؛ پروین، همانجا).
تمدن چاپ کلکته، فاقد شمارهگذاری و با ویژگیهایی متفاوت با تمدن چاپ تهران منتشر
شد. بر این اساس پروین (٢/ ٦٨٨) معتقد است که این شماره از تمدن را باید جدای از
تمدن چاپ تهران و یا دستکم شمارۀ ویژۀ آن تلقی کرد. برای این شماره، قیمتی تعیین
نشده بود (صدر هاشمی، همانجا) و مدبرالممالک از خوانندگان خواسته بود که پس از
مطالعه، روزنامه را به دیگری بسپارند تا دایرۀ مطالعۀ آن گسترش یابد (پروین،
٢/٧٧٥). در بالای نام تمدن چاپ کلکته، عبارت «نالۀ ایران» نوشته شده بود و محتویات
آن عبارت بود از احکام تلگرافی علمای نجف و مقالۀ تندی بر ضد محمد علیشاه به نام
«خلاصی ایران موکول به فداکاری ایرانیان است» که در انتهای مقاله، امضای
مدبرالممالک دیده میشود (صدر هاشمی، همانجا؛ محیط طباطبایی، ١٤٩).
دورۀ سوم (٢٩ ربیعالآخر ١٣٢٧ق/٢٠ مه ١٩٠٩م): مدبرالممالک پس از چاپ تمدن در کلکته،
به همراه میرزا علی آقا لبیبالملک، در ٢٧ رمضان ١٣٢٦، این شهر را با قصد عزیمت به
اروپا، به سوی بمبئی ترک کرد (نک : حبل المتین،
شم ١٤، که ٢٣ رمضان ١٣٢٦ آورده است)، ولی از مصر و سپس استانبول سر در آورد و از
آنجا مخفیانه، از راه قفقاز به رشت رفت و شمارۀ پانزدهم از سال دوم نشریۀ خود را پس
از یک وقفۀ ١٣ ماهه در ٢٩ ربیعالآخر ١٣٢٧ در این شهر منتشر ساخت (براون، مطبوعات،
٢/ ٢٩٨-٢٩٩؛ صدر هاشمی، ٢/ ١٣٩؛ محیط طباطبایی، همانجا).
برخی معتقدند که مدبرالممالک تنها به انتشار یک شماره در رشت مبادرت ورزیده است
(نک : براون، همانجا؛ صدر هاشمی، ٢/ ١٣٨؛ رابینو، ١٠٥). پروین (٢/٥٥٥) مینویسد که
این دوره از انتشار بیش از یک شماره بوده، ولی تنها همان شمارۀ پانزدهم در دسترس
است. به هر حال در همین دوران، مدبرالممالک همراه مجاهدین گیلان که قصد فتح تهران
را داشتند، راهی تهران شد و
بدینوسیله انتشار دورۀ سوم در رشت متوقف ماند (محیط طباطبایی، خمامیزاده،
همانجاها). با آنکه شماره یا شمارههایی از تمدن در رشت منتشر شده است، اما گزارشی
از محتویات این شماره یا شمارهها در دست نیست.
دورۀ چهارم (٧ شـوال ١٣٢٨-١٣٣٠ق/١٢ اکـتـبـر ١٩١٠-١٩١٢م): پس از فتح تهران و فرار
محمد علیشاه، بار دیگر فضای مناسبی برای چاپ و انتشار مطبوعات فراهم آمد.
مدبرالممالک که در این موقع به تهران رسیده بود، فرصت را مغتنم شمرد و به انتشار
تمدن همت گمارد و اولین شمارۀ دورۀ چهارم را در ٧ شوال ١٣٢٨ منتشر ساخت. انتشار
تمدن در این دوره به طور نامنظم تا ١٣٣٠ق ادامه داشت و در این سال برای همیشه متوقف
شد و خود مدبرالممالک هم چند سال بعد، در ١٣٣٦ق در تهران درگذشت (صدر هاشمی، ٢/
١٣٨، ١٤٠).
مآخذ: براون، ادوارد، انقلاب ایران، ترجمۀ احمد پژوه، تهران، ١٣٣٨ش؛ همو، مطبوعات و
ادبیات ایران، ترجمۀ محمد عباسی، تهران، ١٣٤١ش؛ پروین، ناصرالدین، تاریخ
روزنامهنگاری ایرانیان و دیگر پارسینویسان، تهران، ١٣٧٩ش؛ تمدن، به کوشش
مدبرالممالک، ١٣٢٤-١٣٣٠ق، شمارههای مختلف؛ حبل المتین، به کوشش مؤیدالاسلام،
کلکته، ١٣٢٦ق/ ١٩٠٨م، س ١٦، شم ١٤؛ خمامیزاده، جعفر، تعلیقات بر روزنامههای
ایران (نک : هم ، رابینو)؛ رابینو، ه . ل.، روزنامههای ایران، ترجمۀ جعفر
خمامیزاده، تهران، ١٣٧٢ش؛ رکنزاده آدمیت، محمدحسین، دانشمندان و سخنسرایان فارس،
تهران، ١٣٤٠ش؛ صدر هاشمی، محمد، تاریخ جراید و مجلات ایران، اصفهان، ١٣٦٤ش؛ کهن،
گوئل، تاریخ سانسور در مطبوعات ایران، تهران، ١٣٦٣ش؛ محیط طباطبایی، محمد، تاریخ
تحلیلی مطبوعات ایران، تهران، ١٣٦٦ش؛ ناظمالاسلام کرمانی، محمد، تاریخ بیداری
ایرانیان، به کوشش علی اکبر سعیدی سیرجانی، تهران، ١٣٥٧ش.
علی میرانصاری