دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٢٥١
| تیموری جلد: ١٦ شماره مقاله:٦٢٥١ |
تِیْموری، نام یکی از ایلات چهار اویماق (چار
آیماق) پراکنده در استان خراسان ایران و نواحی اطراف هرات، قندهار و فراه در
افغانستان.
خاستگاه و وجه تسمیه: دربارۀ وجه تسمیه و خاستگاه تیموریها اختلافنظر وجود دارد:
برخی، تیموریها را عربنژاد، برخی دیگر از نژاد مغول و تاتار، و خاستگاه جغرافیایی
آنها را مغولستان (سایکس، II/٣٩٢؛ فردیناند، ١٩٤؛ کرزن، I/١٧٩؛ افضلالملک، ١١٧) و
بسیاری نیز آنان را اصلاً ترک (لمتن، ٢٢٧؛ فیلد، I/٢٤٩) و از طوایف اصلی چهار
اویماق افغانستان، و خاستگاه جغرافیایی نخستین آنها را غرب و جنوب هرات دانستهاند
(الفنستن، ٤٢٨؛ ایوانف، ١٥٣). شماری نیز آنها را از بازماندگان تمیورگورکانی
(٧٣٦-٨٠٧ ق/١٣٣٦-١٤٠٥م)، و نام قومیشان را منتسب به او دانستهاند (میرنیا،
٤٦-٤٧؛ یزدانی، ١٣٧).
بنابر پارهای اسناد و شواهد تاریخی اسلاف تیموریها مردمی راهزن و شرور بودند که در
سرزمین مغولستان (برخی شام و بلخ را نیز نوشتهاند) سکنا داشتند و امیر تیمور در
سالهای آخر حکومتش آنها را به بلخ آورد و اسکان داد و از آن پس تیموری
خوانده شدند. به روایتی، تیمور مرید عارفی میرشمسالدین محمد (سیدکلال) نام بود که
در هرات مجلس درس و وعظ داشت. تیمور دخترش را به عقد وی درآورد و صاحب جمعی و تیول
ایل تیموری را سرجهیزیۀ دخترش به سیدکلال بخشید. پس از مرگ سیدکلال ایلتیموری میان
فرزندانش تقسیم شد و یکی از فرزندانش به نام میرشاهخان گروهی از تیموریها را به
هرات کوچاند. سران ایل تیموری خود را از فرزندان و نوادگان سیدکلال میدانند و نسب
سیدکلال را به امام جعفر صادق (ع) میرسانند (ییت، ٣٨؛ کرزن، I/١٩٩؛ افضل الملک،
١١٦-١١٧).
کوچ و پراکندگی: در افغانستان تیموریها بیشتر ساکن جنوبغرب و غرب این سرزمین
هستند. دامنۀ کوهها و دشتها و درههای ناحیهای به نام اویماق در نزدیکی هرات و
فراه و نواحی اطراف قندهار، مانند دراوات، کابل و بادغیس عمدهترین نشیمنگاههای ایل
تیموری است (اسکندربیک، ٢/٥٧٣؛ مرعشی صفوی، ١٧؛ اعتضادالسلطنه، ٧٣؛ ییت، ٣٣, ٣٨؛
ریاضی هروی، ٢٢٧؛ الفنستن، همانجا). گروهی از تیموریها نیز تا اواخر سدۀ ١٣ق در
ناحیۀ پنج ده ترکمنستان میزیستند که به سبب حمله و مزاحمتهای مکرر ترکمنها به
مناطق دیگر کوچیدند («تفصیل...»، ١٦٥).
با توجه به اسناد و شواهد تاریخی به نظر میرسد که تیموریها در چندین دورۀ تاریخی
از افغانستان به خراسان کوچیدهاند؛ گروهی از آنها در زمان حکومت تیموریان، و
گروههایی هم در دورههای صفوی و قاجار (ییت، مرعشی صفوی، همانجاها؛ سپهر، ١٣، ٢٥٤،
٢٥٩؛ روزنامه...، شم ٥٠٩). تیموریهای ایران بیشتر در مناطق باخرز، خواف، رشتخوار
(رشخوار) کاشمر، مشهد، سرخس، مزدوران، نیشابور، سبزوار، تایباد و تربتجام در استان
خراسان پراکنده بودند (سپهر، ١/٩٦، ١٦٣، ١٧٠، ١٧٧، ١٨٨؛ مکگرگور، II/١٧٤؛ کرزن،
همانجا؛ گابریل، ٢٣٠؛ ایوانف، همانجا؛ منشی، ٢٤؛ سعیدی، ١٨٤؛ حکیمالممالک، ١٧٠).
شمار بسیاری از تیموریهای ایران درگذشته کوچنده بودند و میان مناطق ییلاقی و قشلاقی
استان خراسان کوچ میکردند (فیلد، I/٢٥٢). ایوانف به کوچ گستردۀ تیموریها در اوایل
سدۀ ١٣ق/١٩م به مناطق کاریز، تایباد، باخرز، خواف، جام و سرخس اشاره میکند
(همانجا). امروزه بیشتر تیموریها یکجانشین شدهاند و تنها گروههای کوچک دامدار برای
چرای دامهایشان به مناطق سردسیر و گرمسیر منطقه کوچ میکنند. به گزارش سرشماری
عشایر کوچنده (١٣٧٧ش) این گروه از تیموریها میان دهستانهای شهرستانهای تربت حیدریه
و کاشمر ییلاق و قشلاق میکردند (سرشماری، جمعیت، ٥٩، ٦٧). فردیناند در حدود نیمۀ
سدۀ ١٤ق/٢٠م به بازماندههای گروههای چادرنشین تیموری در افغانستان اشاره میکند
که میان مناطق جنوبغرب و غرب افغانستان در نزدیک هرات کوچ میکردند (ص ١٨، نیز
١٩٣-١٩٤).
تقسیمات ایلی و ایلخانی: ایوانف (همانجا) زوری، بوروتی، مورداشاهی، هودنی، سنگشولی،
یعقوب شاهی، میرزا دوستی، واخیری و چکنه را از طوایف اصلی تیموریها دانسته، و چکنه
را قدرتمندترین طایفۀ تیموری درگذشته معرفی کرده است. این طایفه بعدها قدرت خود را
از دست داد و مردم آن پراکنده، و جذب طایفههای دیگر تیموری شدند. تیموریهای ساکن
نقاط دیگر با طایفههای اصلی خود که در افغانستان ماندهاند، هنوز رابطه و پیوند
طایفگی دارند (همانجا). بر اساس آمار موجود در ١٣٦١ش تیموریها به ٢٧ طایفه و تیره
تقسیم میشد (مجموعه...، ٥٣؛ برای تقسیمات طایفگی تیموریها در دیگر منابع، نک :
ایران...، ٢٠١؛ انقلاب...، ٢٣١-٢٣٢).
پس از مرگ سیدکلال، منصب ایلخانی و ریاست ایل تیموری به فرزندان او رسید و همواره
در دست این خاندان باقی ماند. سرپرستی گروههای کوچک متشکل از چند سیاه چادر یا
خانـواده ــ کـه «اُرد» یـا «اُردی» (= اردو) نـامیـده مـیشـود ــ برعهدۀ
کدخدایان همان گروههای طایفگی است.
ایلخانان تیموری به سبب داشتن نیروی سواره نظام و سربازان جنگاور ــ که جزو
ابوابجمعی آنها بهشمارمیآمدند ــ قدرت و نفوذ فراوانی در دستگاههای حکومتی گذشته
به دست آورده بودند و به جز ایلخان، شماری از رؤسای ایل بر مناطقی چند تسلط داشتند
(الفنستن، ٤٢٧؛ افضلالملک، ریاضی هروی، همانجاها؛ میرنیا، ٥٠).
جمعیت، مذهب و معیشت: شیل در ١٢٧٢ق/١٨٥٦م جمعیت تیموریهای خواف و مشهد را ٦ هزار
خانوار تخمین زده است (لمتن، ٢٢٧؛ برای شمار جمعیت تیموریها در سالهای مختلف، نک
: ییت، ٣٨؛ فیلد، همانجا؛ طاهری، ١٢٦؛ احتسابیان، ٣٥٥). از شمار جمعیت کل
تیموریهای ایران در سالهای اخیر اطلاعی در دسـت نیست، اما جمعیت کوچنـدۀ آنها در
١٣٧٧ش، ٣٠٦ خانوار (٨٧٩‘١ نفر) برآورد شده است (سرشماری، نتایج، ٣٠، ٧٧).
اکثر پژوهشگرانْ تیموریها را سنیمذهب دانستهاند (کرزن، گابریل، فیلد، ایوانف،
همانجاها). ایوانف به گروش روزافزون برخی از مردم تیموری از جمله طایفۀ بوروتی به
تشیع اشاره میکند (همانجا).
کشاورزی و دامداری از مهمترین فعالیتهای تیموریها بوده است. آنها با زیرکشت بردن
تپهماهورهای اطراف محل سکونتشان و کشت گندم و آفتابگردان، صیفیکاری و پرورش بز و
گوسفند از اقتصاد پر رونقی برخوردارند (فیلد، همانجا؛ سعیدی، ١٨٤-١٨٥). تیموریها
نیز مانند دیگر مردم اویماقها نوعی اسبهای کوچک (پونی) پرورش میدادند و از راه
فروش آن درآمد مناسبی کسب میکردند (الفنستن، همانجا).
زبان: دربارۀ زبان تیموریها تحقیق زبانشناسی انجام نگرفته، و تنها برداشتهایی کلی
ابراز شده است. آنها را عرب، ترک و فارسزبان دانستهاند (لمتن، همانجا؛ فردیناند،
١٩٤؛ ایوانف، همانجا؛ یزدانی، همانجا؛ فیروزان، ٢٩). برخی معتقدند به سبب درآمیختن
تیموریها با همسایگان بلوچ، ترک و عرب، یا دیگر اقوام چهار اویماق مانند جمشیدیها
زبان اصلی خود را (که نگفتهاند چه بوده است) فراموش کردهاند و به زبانهای
همسایههای ترک، عرب و فارسزبانشان صحبت میکنند (وامبری، ٣٥١؛ فیروزان، ٣١؛
میرنیا، ٥٢). ایوانف در تشریح زبان تیموریها زبان آن را فارسی با ویژگیها و پارهای
عناصر زبانهای دیگر میداند. تیموریها به سبب همزیستی با بلوچها و جمشیدیها در یک
منطقه، از بسیاری ویژگیهای آنها تأثیرگرفتهاند؛ چنانکه به گزارش ایوانف گاهی خود
را حتى بلوچ یا جمشیدی مینامند (همانجا). تیموریها به غیر از بلوچها با اقوام دیگر
وصلت نمیکنند (همانجا).
پیشینیۀ تاریخی: تیموریها در بسیاری از جنگها و کشورگشاییهای حکومتهای معاصرشان
شرکت داشتهاند. نام تیموریها نخستین بار در اواخر دورۀ صفوی و در جنگهای حاکم
قندهار و رستم میرزا صفوی با ملک ظریف حاکم سیستان در متون و کتابهای تاریخی آمده
است. در این جنگ تیموریها به جانبداری از حاکم قندهار با سیستانیها جنگیدند (شاه
حسین، ٢٨٣). در همان دوره، تیموریها در تصرف هرات، شاهعباس را با فرستادن نیروهای
عشایری کمک کردند و در ١٠٠٧ق/١٥٩٨م مورد تفقد شاه عباس قرار گرفتند (اسکندربیک،
همانجا؛ برای دیگر جنگها و وقایع تاریخی تیموریها در دورۀ صفوی، نک : نصیری، ٨٥؛
مرعشی صفوی، همانجا).
در متون تاریخی پس از صفویه تا دورۀ قاجار ردپایی از تیموریها به چشم نمیخورد.
آنان در آغاز دورۀ قاجار برضد فتحعلیشاه در هرات شورش کردند و حکومت مستقلی در
آنجا بنیان نهادند (طربنائینی، ١٠٧؛ ریاضی هروی، ٦؛ برای دیگر وقایعتاریخ
تیموریها در دورۀ قاجار،نک : سپهر،١/٩٦، ١٦٣، ١٧٠، ١٧٧، ١٨٨، ٣/٢٥٤، ٢٥٩؛ خسروی،
٨٠، ٢٠٣؛ حکیمالممالک، نیز منشی، همانجاها).
در جنگهای دولت افغانستان با شیعیان هزاره سردار عبدالله خان تیموری در ١٣١٠ق به
همراه حاکم قندهار برضد شیعیان جنگید (ریاضی هروی، ٢٢٧؛ برای برخی از درگیریهای
تیموریها با اقوام و طوایف دیگر، نک : ایران، ١٨٨، ١٩٣، ٢٠١-٢٠٢).
در قیام کلنل محمد تقیخان پسیان (١٢٩٩ش) تیموریها دو دسته شدند: گروهی به سرپرستی
سردار نصرت (ایلخان تیموری) و عباسخان سالار اشجع (از بزرگان تیموری) به حمایت و
همکاری با کلنل پرداختند؛ گروهی هم به سرپرستی شوکتالسلطنه تیموری از مخالفان
کلنل به شمار میآمدند (میرزا صالح، ٧٧-٧٨، ١٠١، ١٠٣؛ انقلاب، ١٠٦-١٠٨، ١٢٣، ٢١٩،
٢٣١-٢٣٢، ٢٧١ نیز نک : دانشنامه...).
سواره نظام و سربازان مجهز تیموری همواره بخشی از نیروهای قشون خراسان را تشکیل
میدادند (کرزن، I/١٧٩؛ مکگرگور، همانجا). درگذشته بسیاری از حاکمان شهرهای بزرگ
افغانستان و خراسان مانند قندهار، هرات، سبزوار، خواف و جز آنها از ایلخانان تیموری
بودند (میرنیا، ٥٠-٥٢؛ میرزا صالح، ١٠١).
مآخذ: احتسابیان، احمد، جغرافیای ایران مخصوص مدارس نظام، تهران، ١٣١٨ش؛ اسکندربیک
منشی، عالمآرای عباسی، تهران، ١٣٥٠ش؛ اعتضادالسلطنه، علیقلی، تاریخ وقایع و سوانح
افغانستان، به کوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٦٥ش؛ افضلالملک،غلامحسین، سفرنامۀخراسان
و کرمان، بهکوشش قدرتالله روشنی، تهران، توس؛ الفنستن، مونت استوارت، افغانان،
جای، فرهنگ، نژاد، ترجمۀ محمد آصف فکرت، مشهد، ١٣٧٦ش؛ انقلاب خراسان، مجموعه اسناد
و مدارک سال ١٣٠٠ش، به کوشش کاوه بیات، تهران، ١٣٧٠ش؛ ایران و جنگ جهانی اول، اسناد
وزارت داخله، به کوشش کاوه بیات، تهران، ١٣٦٩ش؛ «تفصیل احوال تراکمه»، گرگان نامه،
به کوشش مسیح ذبیحی، تهران، ١٣٦٣ش؛ حکیمالممالک، علینقی، روزنامۀ سفر خراسان،
تهران، ١٣٥٦ش؛ خسروی، محمدرضا، جغرافیای تاریخی ولایت زاوه، مشهد، ١٣٦٦ش؛ دانشنامۀ
جهان اسلام، تهران، ١٣٨٣ش؛ روزنامۀ دولت علیۀ ایران، ١٢٧٨ق، تهران، شم ٥٠٩؛ ریاضی
هروی، محمد یوسف، عینالوقایع، به کوشش محمدآصف فکرت، تهران، ١٣٦٩ش؛ سپهر، محمدتقی،
ناسخ التواریخ، به کوشش جهانگیر قائم مقامی، تهران، ١٣٣٧ش؛ سرشماری اجتماعی،
اقتصادی عشایر کوچنده (١٣٧٧ش)، جمعیتعشایری دهستانها، مرکز آمار ایران، تهران،
١٣٧٨ش؛ همان، نتایج تفصیلی؛ سعیدی، عباس، سرخس دیروز و امروز، تهران، ١٣٥٤ش؛
شاهحسین بن غیاثالدین، احیاءالملوک، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٤ش؛ طاهری،
ابوالقاسم، جغرافیای تاریخی خراسان از نظر جهانگردان، تهران، ١٣٤٨ش؛ طرب نائینی،
محمد جعفر، جامع جعفری، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٥٣ش؛ فردیناند، ک.،
«کوچنشینی در افغانستـان»، افغانستــان، اقـوام ـ کوچنشینی، به کوشش محمدحسین
پاپلی یزدی، تهران، ١٣٧٢ش؛ فیروزان، ت.، «دربارۀ ترکیب و سازمان ایلات و عشایر
ایران»، ایلات و عشایر، تهران، ١٣٦٢ش؛ گابریل، آ.، عبور از صحاری ایران، ترجمۀ
فرامرز نجدسمیعی، مشهد، ١٣٧١ش؛ لمتن، ا. ک. س.، «تاریخ ایلات ایران»، ترجمۀ علی
تبریزی، ایلات و عشایر، تهران، ١٣٦٢ش؛ مجموعه اطلاعات و آمار ایلات و طوایف عشایری
ایران، مرکز عشایری ایران، تهران، ١٣٦١ش؛ مرعشی صفوی، محمد خلیل، مجمعالتواریخ، به
کوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣٢٨ش؛ منشی، محمدعلی، سفرنامۀ رکنالدوله به
سرخس، به کوشش محمد گلبن، تهران، ١٣٥٦ش؛ میرزا صالح، غلامحسین، جنبش کلنل محمدتقی
خان پسیان، تهران، ١٣٦٦ش؛ میرنیا، علی، ایلها و طایفههای عشایری خراسان، مشهد،
١٣٦٩ش؛ نصیری، محمدابراهیم، دستور شهریاران، به کوشش محمدنادر نصیری مقدم، تهران،
١٣٧٣ش؛ وامبری، آرمینیوس.، سیاحت درویشی دروغین در خانات آسیای میانه، ترجمۀ فتحعلی
خواجه نوریان، تهران، ١٣٦٥ش؛ یزدانی، حسینعلی، پژوهشی در تاریخ هزارهها، قم،
١٣٧٢ش؛ نیز:
Curzon, G. N., Persia and the Persian Question, London, ١٨٩٢; Ferdinand, K.,
»Ethnographical Notes on Chahâr Aimâq, Hazâra and Moghôl«, Acta Orientalia,
Havniae, ١٩٦٤-١٩٦٥, vol. XXVIII; Field, H., Contributions to the Anthropology of
Iran, Chicago, ١٩٣٩; Ivanov, W., » Notes on the Ethnology of Khurasan «, The
Geographical Journal,
London, ١٩٢٦, vol. LXVII, no. ١; MacGregor, C. M., Narrative of a Journey
Through the Province of Khorasan, London, ١٨٧٩; Sykes, P., A History of Persia,
London, ١٩٣٠; Yate, C. E., Khurasan and Sistan, Edinburgh, ١٩٧٧.
معصومه ابراهیمی