دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٢٤٧
| تیمور تاش، عبدالحسین جلد: ١٦ شماره مقاله:٦٢٤٧ |
تِیْمورْتاش، عبدالحسین (ح ١٢٦٠- مهر ١٣١٢ش/١٨٨١ – اکتبر ١٩٣٣م)، ملقب به
مُعزّزالملک و سردار معظم، دولتمرد مشهور ایرانی.
پدر وی کریم دادخان نَردینی، ملقب به معززالملک و امیرمنظم، حاکم سبزوار و جوین بود
(بامداد، ٢/٣٣٩؛ مرسلوند، ٢/٣١٩) و تیمورتاش به احتمال بسیار در بجنورد به دنیا
آمد. وی در نوجوانی همراه پدرش، نخست به عشقآباد و سپس برای ادامۀ تحصیل به سن
پترزبورگ رفت و با نظر و سفارش پرنس ارفع، وزیر مختار وقت ایران در روسیه، در یکی
از مدارس سوارهنظام کادِت، موسوم به نیکلای ــ که به فرزندان افسران روس اختصاص
داشت (برای تفصیل دربارۀ این مدارس، نک : «فرهنگ...١»،XXVI/٨٧٤-٨٧٥ ؛ BSE٢,
XIX/٢٨٧)، به تحصیل پرداخت. او با موفقیت فارغالتحصیل شد و زبانهای روسی و فرانسه
را نیز به خوبی فراگرفت (ارفع، ١٤٠-١٤١؛ شیخالاسلامی، ٢٥؛ مستوفی، ٢/٨٦، ١٥٨؛ نیز
نک : خانشقاقی، ٢٨٠). تیمورتاش در بحبوحۀ جنبش مشروطیت، به ایران بازگشت و در
وزارت امور خارجه استخدام شد ( اسناد و مکاتبات...، ٢٢)؛ سپس به صف مشروطهخواهان
پیوست و مسئولیت دستهای از مجاهدان را برعهده داشت (ملکزاده، ١/٥٦٤). وی در دورۀ
استبداد صغیر، به سبزوار رفت و از سوی پدرش نایبالحکومۀ بلوک جوین شد (غنی،
١/١٥٩).
زندگی سیاسی تیمورتاش با انتخاب وی به نمایندگی مجلس شورای ملی (دورۀ دوم) در
١٢٨٨ش، وارد مرحلۀ نوینی شد. او در مجلس به عضویت فراکسیون میانهروها، یعنی
اعتدالیون درآمد (شیخالاسلامی، ٣١). حضور فعال وی در مجلس و ارائۀ طرحهای گوناگون
در حوزههای نظامی، اقتصادی و حقوقی، نشانههایی از توانمندیهای او بود. تأکید بر
لزوم وجود ارتشی نیرومند حتى در روزگار صلح برای برقراری امنیت داخلی و خارجی ایران
و کوشش برای جلب موافقت مجلس در این زمینهها، تدوین قانونی برای پایهگذاری قشون
جدید و خرید سلاحهای نو برای وزارت جنگ (مشروح مذاکرات...، دورۀ دوم، ٢٤٨، ٢٤٩،
٢٩٥، ٢٩٩، ٣٠٠)، ارائۀ طرحی برای تعیین درجات نظامی (همان، دورۀ دوم، ٢٦٠)، ضرورت
تأسیس مدرسهای نظامی، پیشنهاد اعزام سالیانۀ محصل نظامی به اروپا برای شکلگیری
فرماندهی نظامی در قشون، کوشش در تصویب قوانینی برای ایجاد و حفظ انتظام قشون
(همان، دورۀ دوم، ٤٠٣، ٨٢٦، ٨٢٧، ١٣٤٦، ١٣٤٨)، طرحی برای سازماندهی نظام وظیفه و
شیوۀ سربازگیری (همان، دورۀ دوم، ٨٨٨). پیشنهاد او به نمایندگان برای حل مسائل
اساسی کشور به ترتیب اهمیت (همان، دورۀ دوم، ٨٢٥) و طرحهای او مبنی بر اینکه
وزارتخانهها میباید برنامههای کوتاه و بلندمدت و هدفمند داشته باشند، از جمله
نکتههای جالب در مدت نمایندگی او ست (همان، دورۀ دوم، ٤٠٢، ٤٠٣).
برای جلوگیری از بینظمی و ناامنی، بهویژه پس از تشکیل مجلس دوم، تیمورتاش از
طراحان اصلی خلع سلاح عمومی و
حکومت نظامی برای حفظ امنیت جامعه بود (همان، دورۀ دوم، ١٥١٤-١٥٢٠). او همچنین،
دیدگاههای نوینی برای نظم امور مالی دولت و تدوین بودجۀ کلی کشور داشت (همان، دورۀ
دوم، ١٣٨٣، ١٣٨٤، ١٣٨٨، ١٣٨٩).
پس از پایان دورۀ دوم مجلس، تیمورتاش به خراسان بازگشت و از سوی نیّرالدوله، والی
خراسان، به ریاست قشون خراسان منصوب شد و لقب سردار معظّم یافت (غنی، ١/١٦٣). با
آغاز مجلس سوم (فروردین ١٢٩٤/محرم ١٣٣٣) سردار معظم که از قوچان به نمایندگی رسیده
بود، بار دیگر نگرانیهای خود را از بیتوجهی به قشون ابراز داشت و موضوع بازسازی
قشون و اصلاحات در مالیه را پی گرفت (مشروح مذاکرات، دورۀ سوم، ٤٩، ٧٥، ٩٠، ٩١،
٤٠٧). از جمله اقدامات او در این دوره از نمایندگی که برای تقویت روحیۀ ملی مطرح
شد، پیشنهاد تجدید بنای آرامگاه نادرشاه افشار بود (همان، دورۀ سوم، ٣٩٣-٣٩٤، ٣٩٥).
به طور کلی، تیمورتاش در مجلس سوم، توانمندی و مهارت سیاسی ویژهای برای پیشبرد
اهداف خویش نشان میداد (مستوفی، ٢/٤٦٤)؛ اما در پی هجوم قوای روسیه به ایران و
مهاجرت نمایندگان مجلس، دورۀ نمایندگی تیمورتاش نیز ناتمام ماند و او تا فروردین
١٢٩٨ شغل دولتی نداشت ( اسناد و مکاتبات، ٢٣)؛ با اینهمه، به فعالیتها و ملاقاتهای
سیاسی خود میپرداخت (مثلاً برای ملاقات با کفیل سفارت آلمان، نک : کحالزاده،
٢٨٩-٢٩٠؛ برای عضویت در کمیسیون مختلط مالی، نک : همو، ٢٠٤-٢٠٦). هم در این ایام،
به فعالیت فرهنگی نیز میپرداخت و در کنار کسانی چون ملکالشعرا بهار و
اعتصامالملک، به عضویت شورای معارف درآمد ( ایران، ٣) و ضمن عضویت در انجمن ادبی
دانشکده، در نشریۀ این انجمن، مقالاتی با امضای س.م. خراسانی منتشر کرد (تیمورتاش،
٧٩-٨٥، ١٤٠-١٤٨، جم ؛ نیز نک : نفیسی، ١٢٠، ١٢١). تیمورتاش بعدها نیز به امور
فرهنگی توجه داشت (قزوینی، ١١، ١٢) و شماری از اهل فرهنگ، از توجه و گشادهدستیهای
او برخوردار میشدند (نفیسی، ١٢١، ٢١٥).
تیمورتاش چند ماهی حاکم گیلان شد ( اسناد و مکاتبات، همانجا)، اما به سبب ناخشنودی
عمومی و به ویژه موضوع اعدام شماری از جنگلیها که به او نسبت داده میشد، سرانجام
کنارهگیری کرد (صدر، ٢٣٦-٢٤١).
تیمورتاش پس از کودتای سوم اسفند ١٢٩٩ به سبب انتقاد از دولت سید ضیاءالدین
طباطبایی بازداشت، و سپس به قم تبعید شد، و با نخستوزیری قوامالسلطنه از تبعید
بازگشت (اعزازنیکپی، ٢٩-٣٣؛ بهار، ١/٩٦).
وی در دورۀ چهارم مجلس، به نمایندگی بیرجند رسید (تیرماه ١٣٠٠) و با کوشش او،
اعتبارنامۀ چند تن، از همه مشهورتر، سیدضیاءالدین طباطبایی رد شد (مشروح مذاکرات،
دورۀ چهارم، ١٨، ١٩، ٣٠٥، ٣٠٦). به هنگام طرح برنامههای دولت قوام، تیمورتاش فرصت
یافت تا نظریات خود را در باب مسائل کلـی ایران بیان کند. اگرچـه او بر نیاز سراسر
ایران ــ و نه فقط تهران ــ به اصلاحات بنیادی تأکید میکرد، اما اوضاع کشور را با
دورۀ اصلاحات در اروپا متفاوت میدانست. وی ٤ مسئلۀ امنیت عمومی، عدالت، نان و کار
را بر همۀ موارد دیگر مقدم میشمرد و بر این باور بود که عوامل دست راستی، ارتجاع و
نیز عناصر افراطی آزادیخواه، مخل امنیت عمومی هستند و میباید با آنها برخورد کرد.
هم از اینرو، بار دیگر اهمیت وجود قشون نیرومند را حتى با صرف هرگونه هزینۀ مالی،
برای حفظ و تأمین امنیت خاطرنشان ساخت (همان، دورۀ چهارم، ١٤١، ١٤٣). بنابراین، جای
چندان شگفتی نیست که او، اقدامات رضاخان سردار سپه را برای تشکیل قشون نیرومند،
قابل ستایش بداند (همان، دورۀ چهارم، ١٥٣).
تیمورتاش بر افزایش درآمدهای دولت، با تکیه بر منابع داخلی تأکید میکرد، و
صرفهجویی را یکی از وظایف مهم دولتها میدانست و با استقراض تحت هر شرایطی سخت
مخالفت میورزید (همان، دورۀ چهارم، ١٥٥). از جمله پیشنهادهای سردار معظم در مجلس
چهارم، تشکیل کمیسیونی برای بررسی عملکرد دولتها در دورۀ ٦ سالۀ فترت بود. از جمله
خطاهای دولت را در این دوره، اعطای غیرقانونی امتیاز نفت شمال میدانست و خواهان
لغو آن بود (همان، دورۀ چهارم، ٢٣٠، ٢٣١، ٢٥١).
تیمورتاش برای پیگیری این اهداف، همراه نصرتالدولۀ فیروز و سیدحسن مدرس و اکثریت
مجلس چهارم، حزب اصلاحطلبان را تأسیس کردند (بهار، ١/٥٧)، اما وی در بهمن ١٣٠٠ در
دولت مشیرالدوله، به وزارت عدلیه منصوب شد
( اسناد و مکاتبات، همانجا). در مدت نزدیک به یک سال، نظام قضایی را در کشور توسعه
داد و ادارۀ ثبت اسناد را تأسیس کرد، قضات متخلف را به محاکمه کشید و برای استخدام
قضات جدید، شرط آزمون گذاشت (مشروح مذاکرات، دورۀ چهارم، ٤٤٦، ٤٤٧، ٤٨٦-٤٨٧؛
مرسلوند، ٢/٣٢١).
تیمورتاش پس از سقوط دولت مشیرالدوله (خرداد ١٣٠٢) والی کرمان شد ( اسناد و
مکاتبات، همانجا؛ شیخالاسلامی، ٣٦). وی در انتخابات مجلس پنجم، از نیشابور به
نمایندگی رسید (بهمن ١٣٠٣ش). اگرچه نمایندۀ رشت به اعتبارنامۀ سردار معظم، به سبب
بدرفتاری و اعدام چند جنگلی هنگام تصدی حکومت گیلان اعتراض کرد، اما تیمورتاش با
بیان جدایی مسئولیت اداری گیلان از مسئولیت نظامی آن، و با ارائۀ اسناد لازم، بر
بیگناهی خود در آن ماجرا تأکید کرد و نمایندگان سرانجام بهاعتبارنامۀ او رأی مثبت
دادند (مشروح مذاکرات، دورۀ
پنجم، ٤٥).
با این همه، دورۀ نمایندگی او چندان به درازا نکشید و در کابینۀ سردار سپه، از
شهریور ١٣٠٣ تا آذر ١٣٠٤، وزارت فواید عامه را برعهده گرفت ( اسناد و مکاتبات، ٢٤).
توانایی سردار معظم در دورۀ تصدی این وزارت، و لوایح اصلاحی او در امور اقتصادی
بسیار چشمگیر بود (میلسپو، ١٩٤، ٢١٢، ٢١٣). البته تیمورتاش به مرور به یکی از
هواداران اصلی سردار سپه تبدیل شده بود و در انقراض سلسلۀ قاجاریه و پادشاهی رضاخان
در ١٣٠٤ش نقش اساسی داشت (بهبودی، ٢٤٦؛ دشتی، ١٣٥، ١٣٦). وی در ١٣٠٤ش نام خانوادگی
تیمورتاش را برای خود برگزید (شیخالاسلامی، ٣٦).
پس از استقرار رضاخان بر تخت سلطنت، تیمورتاش به منصب وزارت دربار رسید ( اسناد و
مکاتبات، همانجا) و اندکاندک به جامۀ مرد قدرتمند ایران در سیاست داخلی و خارجی
درآمد (دشتی، ١٣٩؛ هدایت، ٣٧١). در این زمان نیز او در اصلاحاتی مانند تأسیس بانک
ملی، ساخت راهآهن، نقش عمده و حتى هدایتگر داشت (بلوشر، ١٩٨)، اما تمایل او به
تأسیس و وجود مجلسی تحت فرمان و هماهنگ با دولت، موجب شد تا انتخابات مجلس را به
انتصاب افراد مورد نظر رضاشاه تبدیل کند ( اسنادی از انتخابات، ٦٥، ٦٧، ٧٢، ٧٣،
٨١-٨٧؛ نیز نک : دشتی، ١٣٨-١٣٩). همچنین از آنجا که وی پیشبرد اهداف خود را
نیازمند وجود تشکیلات حزبی میدانست، حزب ایران نو را تأسیس کرد (مجموعه...، ١/«ح»،
«ط» ؛ شفق سرخ، ١، ٣).
در سیاست خارجی، حل و فصل اختلافات مرزی و گمرکی با همسایگان و پروندۀ نفت،
عمدهترین مسائلی بود که در دست تیمورتاش قرار داشت؛ مانند مسائل مرزی و گمرکی میان
ایران و شوروی و مسائل مرزی با ترکیه و افغانستان. تیمورتاش به همین منظور، نخست به
مسکو سفر کرد (رزون، ١٢٤). این مذاکرات، توأم با زمینهسازی برای عقد قرارداد جدیدی
با ترکیه و افغانستان، نگرانی انگلیس را برانگیخت، اما تیمورتاش تأکید میکرد که
تسویۀ مسائل معوق میان ایران و کشورهای همسایه موجب میشود تا دولت ایران، نیروی
خود را صرف تولید ثروت و زدودن فقر کند و اتحادی برضد انگلستان نخواهد بود (زرگر،
١٦٠، ١٦١). زمانی که خواستِ تیمورتاش از انگلستان برای کمک به حل و فصل مسائل مرزی
ایران و ترکیه، با پاسخ مثبت ایشان روبهرو نشد، وی به انگلستان هشدار داد که به
روسها روی خواهد آورد (بیات، شورش...، ٧٤-٧٦).
به هر حال، تیمورتاش پس از عقد قرارداد با شوروی، به سرعت مسائل مرزی ایران با
ترکیه و افغانستان را حل و فصل کرد؛ سپس به جنوب، یعنی منطقۀ تحت نفوذ انگلستان روی
آورد. مذاکرات او با انگلستان، دربارۀ تعرفههای گمرکی، لغو کاپیتولاسیون، شناسایی
عراق و روابط با آن، و امتیاز دارسی از جمله اقدامات او در این زمینه است (همو،
«رضاشاه...»، ١٣٢-١٤٠).
تیمورتاش بر آن بود تا در امتیاز دارسی، متناسب با منافع ایران تجدیدنظر شود (
نفت...، ٥٥-٥٨). اگرچه مذاکرات او با سرجان کدمن، رئیس هیئتمدیرۀ شرکت نفت ایران
و انگلیس ٥ سال به طور انجامید، اما حاصلی نداشت و تیمورتاش سرانجام به این نتیجه
رسید که بهترین راه برای ایران سیاست صبر و تأمل است تا زمان این امتیازنامه به سر
رسد. آنگاه برای استیفای حداقل حقوق ایران، مندرج در امتیازنامه که شرکت مذکور آن
را نادیده میگرفت، از طریق ارجاع مسئله به دادگاه بینالمللی، اقدام کرد
(شیخالاسلامی، ١٥٦-١٧٩). طولانی شدن مذاکرات نفت، بدگمانی رضاشاه را به تیمورتاش
تشدید کرد و شاه سرانجام تصمیم به لغو امتیاز دارسی گرفت (فاتح، ٢٨٥). اگرچه
تیمورتاش قصد داشت به شیوههای گوناگون و اتلاف وقت، تصمیم رضاشاه را به تعویق
افکند، اما سودی نداشت (تقیزاده، ٢٣١-٢٣٢). از سوی دیگر، سرسختی تیمورتاش در
مذاکره با شرکت نفت و انتقاد از سیاستهای انگلیس در قبال ایران (نک : اسناد و
مکاتبات، ١٢٣-١٣٧)، موجب شد تا انگلیسیها وجود تیمورتاش را مانع حل مسئله بدانند.
چنین به نظر میرسد که با الغای امتیاز دارسی در ٦ آذرماه ١٣١١، زندگی سیاسی
تیمورتاش نیز به پایان رسید و سرانجام وی در ٣ دی ماه ١٣١١ از کار برکنار شد
(شیخالاسلامی، ٢٠٨-٢٠٩؛ نیز نک : هدایت، ٣٩٥). البته در سقوط تیمورتاش، گذشته از
این موضوع، عواملی دیگر نیز نقش داشت؛ از جمله سوءظن شدید رضاشاه به او (دشتی،
١٥٠-١٥١) و اینکه اساساً وجود رجال توانمند را برای خود و بهویژه ولیعهد نوجوان،
خطرناک میدانست (زرگر، ٣١١-٣١٢؛ نیز نک : تقیزاده، ٢٣٤؛ هدایت، ٣٩٧). ناخشنودی و
دسیسۀ رجال سیاسی (بلوشر، ١٩٩؛ نیز نک : فرخ، ٣٣١-٣٣٢) و آنچه به عنوان نزدیکی به
روسها برای مقابله با انگلیس عنوان شده، نیز در مجموعۀ عوامل، قابل تأمل و بررسی
است (زرگر، ٣١٢-٣١٣؛ ابتهاج، ١/٣٦).
تیمورتاش پس از تحمل مدتی حبس خانگی (بامداد، ٢/٢٤٠؛ دشتی، ١٤٩)، در ٢٩ بهمن ١٣١١
به زندان افتاد و دوبار محاکمه شد؛ بار نخست در ٢٥ اسفندماه ١٣١١، به جرم ارتشا به
٣ سال حبس و محرومیت از حقوق اجتماعی و پرداخت مبالغی ارزی و ریالی، و بار دوم در ٣
تیرماه ١٣١٢، به ٥ سال حبس مجرد و پرداخت مبالغی به خزانۀ دولت محکوم گردید. وی
سرانجام در زندان قصر به قتل رسید (مرسلوند، ٣٢٤-٣٢٥؛ نیز نک : گلشاییان،
٤/٤٨٧-٤٨٨).
در میان فرزندان تیمورتاش (نک : عاقلی، ١/٥٢٧- ٥٢٨)، دو تن مشهورترند: نخست
ایراندخت (١٢٨٨-١٣٧٠ش) که به فعالیتهای مطبوعاتی و سیاسی میپرداخت (همو، ١/٥٢٨)؛
دیگر، منوچهر (١٢٩٠-١٣٦٩ش) که در برخی از ادوار مجلس شورای ملی سمت نمایندگی داشت
(همو، ١/٥٢٩).
مآخذ: ابتهاج، ابوالحسن، خاطرات، تهران، ١٣٧١ش؛ ارفع، رضا، خاطرات، به کوشش علی
دهباشی، تهران، ١٣٧٨ش؛ اسناد و مکاتبات تیمورتاش وزیر دربار رضاشاه، تهران، ١٣٨٣ش؛
اسنادی از انتخابات مجلس شورای ملی در دورۀ پهلوی اول، تهران، ١٣٧٨ش؛ اعزازنیکپی،
عزیزالله، تقدیر یا تدبیر، تهران، ١٣٤٧ش؛ ایران، تهران، ١٣٣٧ق، شم ٣١٤؛ بامداد،
مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران، ١٣٤٧ش؛ بلوشر، ویپرت، سفرنامه، ترجمۀ کیکاووس
جهانداری، تهران، ١٣٦٣ش؛ بهار، محمدتقی، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، تهران،
١٣٦٣ش؛ بهبودی، سلیمان، خاطرات، به کوشش غلامحسین میرزا صالح، تهران، ١٣٧٢ش؛ بیات،
کاوه، «رضاشاه، تیمورتاش و سیاست شرقی ایران»، گفت و گو، تهران، ١٣٧٣ش، شم ٦؛ همو،
شورش کردهای ترکیه و تأثیر آن بر روابط خارجی ایران، تهران، ١٣٧٤ش؛ تقیزاده، حسن،
زندگی طوفانی، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٧٢ش؛ تیمورتاش، عبدالحسین، «پارسیان»،
دانشکده، تهران، ١٣٣٦ق، س ١، شم ١-١٢؛ خانشقاقی، حسینقلی، «پیوست»، خاطرات
ممتحنالدوله، تهران، ١٣٥٣ش؛ دشتی، علی، پنجاه و پنج، تهران، ١٣٥٤ش؛ زرگر،
علیاصغر، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در دورۀ رضاشاه، ترجمۀ کاوه بیات،
تهران، ١٣٥٤ش؛ شفق سرخ، تهران، ١٣٠٦ش، س ٨، شم ٨٠٩؛ شیخالاسلامی، جواد، صعود و
سقوط تیمورتاش، تهران، ١٣٧٩ش؛ صدر، محسن، خاطرات، تهران، ١٣٦٤ش؛ عاقلی، باقر، شرح
حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، تهران، ١٣٨٠ش؛ غنی، قاسم، یادداشتها، به کوشش
سیروس غنی، تهران، ١٣٦٩ش؛ فاتح، مصطفى، پنجاه سال نفت، تهران، ١٣٥٨ش؛ فرخ، مهدی،
خاطرات سیاسی، بهکوشش پرویز لوشانی، تهران، ١٣٤٧ش؛ قزوینی، محمد، «وفیات معاصرین»،
یادگار، تهران، ١٣٢٥ش، س ٣، شم ٤؛ کحالزاده، ابوالقاسم، دیدهها و شنیدهها، به
کوشش مرتضى کامران، تهران، ١٣٦٣ش؛ گلشاییان، عباسقلی، «خاطرات»، ضمیمۀ یادداشتها
(نک : هم ، غنی)؛ مجموعۀ سخنرانیهای کانون فرهنگی ایران جوان، تهران، ١٣٤٧ش؛
مرسلوند، حسن، زندگینامۀ رجال و مشاهیر ایران، تهران، ١٣٦٩ش؛ مستوفی، عبدالله، شرح
زندگی من، تهران، ١٣٦٠ش؛ مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی؛ ملکزاده، مهدی، تاریخ
انقلاب مشروطیت ایران، تهران، ١٣٦٣ش؛ میلسپو، آرتور، مأموریت آمریکاییها در ایران،
ترجمۀ حسین ابوترابیان، تهران، ١٣٥٦ش؛ نفت در دورۀ رضاشاه، تهران، ١٣٧٨ش؛ نفیسی،
سعید، به روایت سعید نفیسی، به کوشش علیرضا اعتصام، تهران، ١٣٨٣ش؛ هدایت، مهدیقلی،
خاطرات و خطرات، تهران، ١٣٦٣ش؛ نیز:
BSE٢; EntsiclopedicheskiĮ slovar ’, Saint Petersburg, ١٨٩٤; Rzun, M., The Soviet
Union and Iran, ١٩٨٨.
رضا آذریشهرضایی